31 خورشيد در آسمان 13 آبان

31 خورشيد در آسمان 13 آبان

46 سال از واقعه تبعيد حضرت امام(ره)، 32 سال از کشتار بي رحمانه دانش آموزان به دست رژيم پهلوي و 31 سال از واقعه تسخير لانه جاسوسي توسط دانشجويان پيرو خط امام(ره) مي گذرد اما 13 آبان هنوز هزاران راز در سينه دارد.
از تبعيد و زندگي تحت فشار 11 ماهه حاج آقا روح الله در آنكارا و بورساي ترکيه آتاتورکي حتي 11 صفحه متن مستند هم پيدا نمي شود و تعداد عکسهايي که از آن روزگار سخت و طاقت فرسا که امام(ره) مجبور بود براي ادامه مبارزه، حتي لباس روحانيت از تن درآورد، به جا مانده حتي به تعداد انگشتان يک دست هم نمي رسد. از دانش آموزان شهيد 13 آبان 1357 هم با وجود گذشت 32 سال آنچنان که بايد و شايد اطلاعات کاملي در اختيار عموم مردم قرار نگرفته است. با اين وجود تاسفبارتر از همه ماجرايي است که بر سر واقعه 13 آبان سال 1358 و تسخير لانه جاسوسي آمده است. اقدام خودجوش و انقلابي که کانون فتنه گري عليه نظام نوپاي اسلامي را از هم پاشيد و انقلاب اسلامي ايران را بيمه کرد و با وجود مخالفت مرتجعين، التقاطي ها و ليبرال ها بلافاصله از سوي حضرت امام خميني(ره) انقلاب بزرگ تر از انقلاب اسلامي و انقلاب دوم لقب گرفت.
ماجرا اين است که تسخير لانه جاسوسي امريکا قرار بود، اقدامي چند ساعته يا نهايتاً دو روزه باشد اما 444 روز طول کشيد و سرانجام با درايت و هدايت حضرت امام(ره) به پيروزي ملت ايران در برابر استکبار جهاني و شکسته شدن ابهت دروغين امريکا در جهان ختم شد. حجم واقعه آنچنان دور از انتظار بود و افتخار آن آنقدر عظيم که بخشي از طيف هاي تندرو و اصطلاحاً متمايل به چپ که در اين اقدام سهم داشتند، به گونه اي عمل کردند که جامعه برداشت کرد، اين اقدام با هماهنگي قبلي رهبر کبير انقلاب صورت گرفته و همين جا يک تحريف بزرگ تاريخي را رقم زدند.
همين عده از تصرف کنندگان در سالهاي بعد با فضاسازي رسانه اي قوي و مصاحبه هاي پر تعداد تلاش کردند کل قضيه تسخير سفارت امريکا و افتخارات آن را به خود اختصاص دهند و آنقدر در اين کار ممارست کردند که امروز تصويري که از تسخير سفارت امريکا در بايگاني ذهن عامه مردم است، منحصر به چند چهره مشخص است که اتفاقاً بيشتر آنها اين روزها از کرده خود در 13 آبان 1358 پشيمان هستند و برخي صراحتاً آن را اشتباه خوانده اند.
با اين حال ديکتاتوري رسانه اي آنها آنقدر قوي و پيچيده عمل کرد که همين امروز هم مشکل مي توان پذيرفت يا به ديگران قبولاند که در بين فاتحان لانه جاسوسي 31 شهيد دوران دفاع مقدس حاضر بوده اند. 31 سردار فاتح که نه تنها انقلابي بودن و پيروي از خط امام(ره) را در جريان تسخير لانه جاسوسي امريکا به اثبات رساندند بلکه پس از حل بحران گروگانها نيز دفاع از انقلاب اسلامي و عملياتي کردن فرمان امام(ره) براي حضور در جبهه ها را بر تکيه زدن بر مناصب حکومتي(کاري که متصرفان پشيمان کردند) ترجيح داده و مردانه تا پاي جان در خط امام(ره) ايستادند. و جاي تاسف است که با وجود گذشت سه دهه از شهادت برخي از سرداران فاتح لانه جاسوسي، هنوز نه کتاب مدوني در مورد اين 31 شهيد به رشته تحرير درآمده و نه اطلاعات کاملي از آنان در دسترس مردم قرار گرفته است.
تمام داشته هاي ما بر مي گردد به زندگي نامه معدودي از شهداي فاتح لانه جاسوسي نظير شهيد حاج عباس وراميني، شهيد محسن وزوايي، شهيد مهدي رجب بيگي و شهيد حسين علم الهدي که آنان را نيز بيشتر به لطف جانفشانيشان در جبهه ها مي شناسيم تا فتح لانه جاسوسي. بنابراين به نظر مي رسد که فعالان حوزه فرهنگي انقلاب اسلامي بايد نگاهي نو و تازه به داشته هاي انقلاب و بازنشر مکتب اصيل انقلاب اسلامي از منظر شهدا بپردازند.
آري سي و يک سال از فتح لانه جاسوسي و بيش از سه دهه از شهادت برخي شهداي فاتح لانه جاسوسي امريکا مي گذرد و 13 آبان هنوز هزاران راز براي گفتن در سينه دارد. امسال در سي و يکمين سالگرد تسخير لانه جاسوسي گويا 31 خورشيد بر آسمان 13 آبان طلوع کرده است.
شهيد محسن وزوايي، شهيد عباس وراميني، شهيد حسين علم الهدي، شهيد مهدي رجب بيگي، شهيد غلام حسين بسطامي، شهيد غلام حسين احمدي، شهيد محمد فاضل، شهيد حبيب برادران توکلي، شهيد محمد بهبهاني، شهيد محمد بولوردي، شهيد حسين بهادري فر، شهيد هوشنگ ترکاشوند، شهيد علي حاتمي، شهيد جعفر ذاکر، شهيد رحمان ياعلي مددي، شهيد سيداحمد رحيمي، شهيد عليرضا هادي پور، شهيد ناصر فولادي، شهيد کدخدازاده، شهيد حسن ميرسلطاني، شهيد مجيد موذن صفايي، شهيد محسن ماندگار، شهيد جمال اميرخاني، شهيد بهروز سلطاني، شهيد حسن سيف، شهيد جليل شرفي، شهيد اسدالله شيران، شهيد حسين شوريده، شهيد علي صبوري، شهيد آفريدون صبري، شهيد فضل الله عابديني.