انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



انقلاب دوم؛ برافتادن نقاب ضد انقلاب

یکی از این وقایع مهم تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام بود رخدادی که رهبر انقلاب اسلامی از آن با عنوان "انقلاب دوم" یاد کردند. شاید یکی از مفاهیم و معانی نهفته در درون این واژه پرمعنا از نظر امام خمینی (ره) این بود که این واقعه مهم و تاریخی به خوبی چهره واقعی برخی از افراد، جریان ها و گروه های مدعی انقلابی گری را هویدا ساخت. ذیلا به بررسی مواضع نیرو های لیبرال در برابر واقعه تسخیر لانه جاسوسی پرداخته می شود که خود حکایت مستندی است از بر افتادن نقاب از چهره برخی ضد انقلاب های انقلابی نما.
از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی، مناقشه دامنه داری میان ایران و آمریکا آغاز شد. این مناقشه که در ابتدا بیشتر همراه با تهدیدهای نظامی به صورت مانور و جابه جایی نیروها، و اعلام برخی مجازات های اقتصادی از سوی آمریکا بود و کم و بیش جنبه دیپلماتیک داشت. اما با اقدام انقلابی دانشجویان پیرو خط امام در 13 آبان 58 در اشغال سفارت آمریکا، این روابط به تیرگی بیشتری گرایید.1
این اقدام دانشجویان از همان ابتدا با عکس العمل های متفاوتی از سوی احزاب، گروه ها و شخصیت های مستقل سیاسی
رو به رو شد. اما امام خمینی در سخنرانی که یک روز پس از اشغال سفارت در 4آبان، انجام دادند مهر تائیدی بر این اقدام نهادند، ایشان در این سخنرانی ضمن تائید اقدام دانشجویان، آمریکا را "شیطان بزرگ" نامیدند و درباره تصرف سفارت گفتند: "آن مرکزی که جوان های ما رفتند گرفتند- آن طور که اطلاع دادند- مرکز "جاسوسی" و مرکز "توطئه" بوده است..."2
اما اشغال سفارت از همان ابتدا از حیث داخلی دارای دو بعد مهم بود چون از یک طرف به طور طبیعی جریان سقوط دولت بازرگان را تسریع کرد و از طرف دیگر به شفاف شدن مواضع کلیه گروه ها و نیروها و جریان های سیاسی انجامید که به ظاهر با انقلاب همراه شده بودند.3
‏در جریان اشغال سفارت شاهد دو موضع گیری متفاوت از سوی نیرو های لیبرال هستیم این امر مربوط به قبل و بعد از افشاگری دانشجویان پیرو خط امام می شود که سبب شد تا در موضع گیری آنان تفاوت محسوسی مشاهده شود.
در ابتدای امر، گروه هایی نظیر جبهه ملی با توجه به روند مبارزه سیاسی خود در سال های گذشته که هرگز حرکت های رادیکال و بنیادین را تائید نمی کردند و از هر گونه خشونت سیاسی و رادیکالیسم پرهیز داشتند طبیعی بود که از تسخیر سفارت استقبال نکنند.
بنابراین چند روز اول سکوت نمودند اما هنگامی که با سیل حمایت های مردمی و تائید قاطع امام مواجه شدند مجبور به صدور بیانیه و تائید اقدام دانشجویان شدند و هر چند که در آن بیانیه به اشغال سفارت آمریکا هیچ اشاره ای نشده بود و تنها به ذ کر شعارهای کلی اکتفا کرده بودند. اما با انتشار آن نشان دادند که با این عمل انقلابی همراه هستند.4 آنان در ضمن فعالیت های خود در این زمان بیشتر به ذکر اخبار و وقایع حول و حوش ماجرا دست می زدند و گاه گاهی پیام های امام را نیز جاپ می کردند. به عنوان نمونه قسمت هایی از پیام امام را به مناسبت قطع ارتباط با آمریکا تحت عنوان "اگر کارتر در عمر خود یک کار خیر کرده همین قطع ارتباط است." چاپ کردند.5 و در شماره 11 نشریه پیام برای همنوایی با دانشجویان در اشغال سفارت مطلبی تحت عنوان"
گروگانگیری در مبارزات بین المللی نباید جایگزین فکری و عقیدتی و مقاومت اقتصادی ملل محروم شود." آوردند و در این باره ضمن انتقاد از آمریکا نوشتند: "امپریالیسم آمریکا
می خواهد مبارزات اساسی ملت ایران و سایر ملل مستضعف را به بیراهه بکشد و جنگ فکری و عقیدتی و کوشش های ملل محروم را برای استقلال اقتصادی و در نتیجه استقلال سیاسی و فرهنگی به حادثه آفرینی در صحنه بین المللی بدل سازد. ملت ایران بیدار است و تسلیم توطئه امپریالیسم نخواهد شد."6
به طور کلی آنان در این مرحله بیشتر سعی داشتند به همان شیوه مألوف خود یعنی اعتراض آرام عمل کنند. و به همین جهت ضمن تائید این اقدام دانشجویان بیشتر تلاش خود را متوجه حضور در مجلس شورای اسلامی و مقابله با اصل ولایت فقیه کردند. اما در این زمینه نیز هیچ گونه موفقیتی کسب نکردند.7
این گونه موضع گیری ها تا افشای اسناد سفارت به دست دانشجویان ادامه داشت. با آغاز افشاگری ها از آنجا که رهبران و اعضای گروه های ضد انقلاب خود به یکی از موضوعات اصلی افشاگری مبدل شده بودند. لحن شان بسیار تغییر کرد و به موضع گیری های شدید علیه این افشاگری ها پرداختند. آنان به همراه سایر گروهک ها به نفی و تخریب اقدام دانشجویان پرداختند و با طرح موضوعاتی فرعی و از رهگذر کشاندن مسائل به مناظره و از طریق نصیحت و موعظه قصد داشتند قضیه را منحرف سازند. اما با اوج گیری جریان افشاگری ها و چاپ برخی از اسناد توسط دانشجویان، لیبرال ها آنها را آماج حملات تند خود قرار دادند.8
‏یکی از سندهای چاپ شده توسط دانشجویان برای افشاگری در روزنامه کیهان حکایت از حمایت آمریکایی ها از نیرو های لیبرال داشت. در این سند از قول برخی کارگزاران آمریکایی در ایران آمده بود "... ما می خواهیم برای ایران کاری کنیم که میانه رو باشد و ناسیونالیست های مخالف روحانیت تسلط بیشتری در اداره مملکت داشته باشند و در ضمن تا قبل از استقرار دولت جدید ما می توانیم طریق نفوذ در ایران را امتحان کنیم باید موفقیت توأم با احترام و اطمینان را رواج دهیم."9
در ضمن همین اسناد، ماهیت بسیاری از عناصر لیبرال و ملی گرا، افشا شد. اسناد به دست آمده در واقع توصیفی روشن و مستند از تماس های صورت گرفته میان بسیاری از روشنفکران و سیاستمداران لیبرال و به اصطلاح ملی ـ مذهبی ایرانی را با کارگزاران سفارت آمریکا به تمامی اقشار جامعه، ارائه می کرد. در این زمان دانشجویان با انتشار اسناد مذکور، این ارتباطات را آشکار ساختند.
اما نیرو های لیبرال و به طور مشخص جبهه ملی در انتقاد از عمل دانشجویان در این مرحله، در اطلاعیه های خود از تسخیر سفارت به عنوان خیانتی به انقلاب و آرمانهای آن و اقدامی از سوی هیئت حاکمه خود کامه برای نیل به مقاصد خود با ملعبه قرار دادن حیثیت و غرور ملی ایران یاد می کردند و در مورد اسناد چاپ شده می گفتند: اولاً ویژگی خیانت و تجاوز امپریالیسم بر همگان روشن است و ثانیاً بسیاری از سفارتخانه های کشور های بزرگ در نوشتن این گونه مقاله ها و تحلیل ها دریغ نمی کنند و این نمی تواند مدرک جرمی باشد که برای اولین بار شما مطرح می کنید.10
سنجابی از سران جبهه ملی در اظهار نظری درباره واقعه تسخیر لانه جاسوسی در این زمان، آن را امری مخالف قانون بین المللی دانست که به حیثیت ایران در خارج لطمه می زند و آن را به انزوا می کشاند. او گفت: "اگر دولت ایران می خواست در برابر دولت آمریکا نسبت به راه دادن شاه که البته کار ناروایی بوده است واکنش نشان بدهد می توانست از پول ها و سرمایه هایی که در آمریکا دارد استفاده کند و آنها را از آنجا خارج کند می توانست درباره فروش نفت سیاست شدید تری در پیش گیرد ... که هیچ گونه مورد اعتراض حقوقی و بین المللی نمی توانست قرار بگیرد و بسیار مؤثر تر از عمل گروگانگیری بود."11 به دنبال آزادی گروگان ها نیرو های لیبرال به صورت کلی به بررسی این جریان و نتایج آن پرداختند تا درستی این حرکت انقلابی را زیر سئوال ببرند.
از جمله تلاش های نیرو های لیبرال می توان به برخی از مقالات نشریه پیام اشاره کرد. در شماره 49 این نشریه در مقاله ای تحت عنوان "مروری بر جریان گروگانگیری و بررسی نتایج آن" آمده بود: "ماجرای گروگان گیری سرآغاز تأسف آور و طلایة نا مبارک یک سلسله خیمه شب بازی های شگفت آور و بی سابقه بود که خود کامگان نو دولت برای حفظ و تثبیت خود به کار بسته بودند حقیقت آن بود که نه استبداد شاه هدف اصلی این ماجرا بود و نه اموال او ... خودکامگان جاه طلب برای رسیدن به هدف ... موج احساسات مردمی دردمند و حق طلب را به خدمت گرفتند اینان برای دستیابی به خواسته هایشان از خود مایه نگذاشتند بلکه حیثیت اعتبار و غرور ملتی از بند رسته سر افراز و پیروز را ملعبه مطامع خویش قرار دادند ... با چنین جوی بود که آنها در سایه جو هیجان ناشی از گروگانگیری و تحریک و تهییج احساسی مردم توفیق یافتند که رقبای خویش را یکی یکی از صحنه خارج نمایند و مقام و موضع خود را ثبت کنند."12
در مقاله دیگری تحت عنوان "آزادی گروگان ها هدیه جمهوری اسلامی به ریگان" به انتقاد از عملکرد انقلابیون در مورد چاپ اسناد مبادرت کردند و این عمل را زیر سئوال برده و در این باره نوشتند: "... سرانجام دولت ایران آنچه را که بر سر جیمی کارتر به صورت چماق کوفته بود به عنوان نخستین روز آغاز ریاست جمهوری رونالد ریگان تقدیم نمود ... هر روز به افشاگری، به پخش شایعات پرداختند و تیرهای تهمت و افترا را بی دریغ و بدون فرصت و مجال دفاع به سوی افراد پرتاب کردند تاریخ آینده ایران و آنچه از رهگذر این دروغ ها و فریب ها نصیب مردم مظلوم ما خواهد شد نشان داد که اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری جز یک جنایت و خیانت آشکار به انقلاب ایران و هدف های مردم ایران نبود."13
نیرو های ضد انقلاب در این شماره تلاش کردند تا درستی افشاگری هایی که برای جریان های استبدادی چون جبهه ملی دردسر فراوان ایجاد کرده بود، را زیر سئوال ببرند و سعی کردند تا این فرضیه را اثبات کنند که جمهوری اسلامی با حکومت ریگان بر سر گروگان ها معامله ای پنهانی انجام داده است.
جبهه ملی در ضمن اعلامیه ای که گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا را یک نوع کودتا برای به دست گرفتن قدرت معرفی کردند و درباره اسناد منتشر شده نوشتند: " دانشجویان پیرو خط امام هر وقت مقتضی می دانستند سند یا
نوشته ای علیه شخص یا دسته ای بیرون می دادند تا مصادر قدرت بتوانند از آن بهره برداری کنند و مواضع حکومتی را به دست آوردند و حالا که به مقصود خود رسیده اند دیگر نه به اسناد سفارت کار دارند و نه به گروگان ها... بلکه با عجله تمام حتی با تسلیم شدن به شرایط تنظیمی آمریکا و با فدا کردن ملت در برابر امپریالیسم به کار گروگانگیری پایان دادند."
آنها در ادامه گفتند یک سری اسناد در سفارت پیدا شده است که حکایت از تماس و مذاکره سران حزب جمهوری اسلامی با ژنرال هایزر آمریکایی در ماه های قبل از انقلاب کرده است ولی دانشجویان این اسناد را نادیده گرفته و از چاپ آنها خودداری کردند.14 ‏
اما واقعیت این بود که جریان های ضد انقلاب و به طور مشخص لیبرال های نظیر اعضای جبهه ملی که در ابتدا به رغم تمایل قلبی خویش این اقدام دانشجویان را تائید کرده بودند زمانی که مشاهده کردند با انتشار اسناد و افشاگری دانشجویان چهره ضد انقلابی شان برای مردم برملا شده است چاره ای نداشتند جز آنکه با نوشتن مقالاتی شروع به زیر سئوال بردن اقدام انقلابی دانشجویان کنند زیرا می دانستند که دیگر در جامعه برای آنان که از روی ناچاری و با تصورات اشتباه، خود را با نیروهای انقلابی همراه کرده اند نیست، بنابراین سعی کردند با آوردن این مطالب خود را تبرئه کنند و چاره ای نداشتد جز آنکه مطالبی برای دفاع از اقدامات گذشته خود بنویسند. آنان همچون گروه های دیگر به ارتباط و وابستگی خود هیچ گونه اعترافی نکردند و فقط تمام تلاش شان این بود که در میان مردم جایگاهی پیدا کنند اما با این عمل، به جای آنکه اعتماد و حمایت آنان را جلب کنند زمینه را بیش از پیش برای حذف خویش و تنفر بیشتر مردم فراهم ساختند. واقعیت این بود که دیدار با ژنرال هایزر با اطلاع امام و برای کنترل ارتش صورت گرفت و آقایان بازرگان و موسوی اردبیلی نیز در جریان امر قرار داشتند. به نظر می رسد ملی گرایان برای فرار از اتهامات، مطالبی را که در جریانش نبودند خواستند مشکوک جلوه دهند.

پی نوشتها:
1 ‎‏- مسعود رضوی، هاشمی و انقلاب، صص2-401.‏
2 ‎‏- امام خمینی، صحیفه امام، صص91-489.‏
3 ‎‏- احمدرضا علی شاهی، انقلاب دوم (تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، آثار و پیامدها، ص96).‏
4 ‎‏- همان، ص154.‏
5 ‎‏- بررسی مستندی از مواضع گروه ها در قبال انقلاب اسلامی، ص97.‏
6 ‎‏- نشریه پیام، 28/1/59، ش11، ص2.‏
7 ‎‏- احمد رضا علی شاهی، انقلاب دوم، ص154.‏
8 ‎‏- نیمه پنهان، ج10، ص147.‏
9 ‎‏- کیهان؛19/11/59، ش11211، ص4.‏
10 ‎‏- بررسی مستندی از مواضع گروه ها در قبال انقلاب اسلامی، ص97.‏
11 ‎‏- کریم سنجابی، خاطرات سیاسی، ص371.‏
12 ‎‏- پیام؛5/11/59، ش49، ص2.‏
13 ‎‏- همان جا.‏
14 ‎‏- اعلامیه جبهه ملی، (بی تا)‏