تخطئه کنندگان انقلاب دوم

معظم له در این دیدار، از اینکه برخی از جوانان آن روز، که خود در تسخیر لانه‌ی جاسوسی نقش داشتند، اکنون از کار خود اظهار ندامت و پشیمانی می‌کنند به شدت اظهار تأسف کرده و فرمودند: «دانشجویان ما این حرکت بزرگ را انجام دادند. آمریکائی‌ها هنوز دل پری خودشان را نسبت به این حرکت پنهان نمی‌کنند. متأسفانه در داخل کشور هم یک عده آدم‌های پشیمان، آدم‌های خسته، آدم‌های هوسی (که با هوس، حرکتی را انجام می‌دهند، بعد به دنبال زندگی راحت خودشان که می‌گردند، هوس‌هایشان عوض می‌شود.)، از بین همان جوان‌های آن روز، آن کار را تخطئه کردند و تخطئه می‌کنند! اما بدانید، کار بسیار بزرگی بود. همان طور که امام فرمودند «از انقلاب اول بزرگتر بود؛ چون فرو ریختن سلطه‌ای آمریکایی و استکبار آمریکایی در ایران و جهان بود.»
در این راستا دو نکته مهم و اساسی قابل توجه است:

نکته اول: اهمیت انقلاب دوم
حضرت امام خمینی (ره) از اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام برای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا حمایت جدی به عمل آورده و از این حرکت، با عنوان انقلاب دوم و حتی انقلابی بزرگتر از انقلاب اول یاد کردند. نامگذاری این اقدام از سوی امام (ره) با عنوان انقلاب، نشان دهنده عظمت این کار در آن دوران و پیامدهای بسیار مثبت و ارزشمند آن در درازمدت از منظر حضرت امام (ره) می‌باشد. تسخیر لانه جاسوسی دو دستاورد ارزشمند داشت.

الف- بیمه کردن انقلاب اسلامی
آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، سفارت خود در تهران را به مرکز توطئه و جاسوسی علیه انقلاب و جمهوری اسلامی ایران تبدیل کرد. اگر سفارت تبدیل شده به لانه جاسوسی تسخیر نمی‌شد، ملت ایران نسبت به عمق توطئه‌ها، شیطنت‌ها و دسیسه‌های آمریکا و عوامل داخلی آن شناخت کامل پیدا نمی‌کرد و چه بسا آمریکایی‌ها در همان سال‌های اول انقلاب موفق می‌شدند خسارت‌های جبران‌ناپذیری را به جمهوری اسلامی ایران وارد سازند. با تسخیر لانه جاسوسی، کانون توطئه متلاشی شد، توطئه‌ها خنثی و عوامل مرتبط و همسو با دشمنان انقلاب اسلامی شناسایی و با قهر انقلابی ملت ایران منزوی شدند. در میان مردم آمریکای لاتین ضرب‌المثلی است که می‌گویند: «در کشوری کودتا نمی‌شود که آمریکا سفارت نداشته باشد.» این ضرب‌المثل بازگو کننده رفتار سفارتخانه‌های آمریکا در یک دوره‌ای در کشورهای آمریکای لاتین است. در واقع آمریکایی‌ها همواره در کشورهای غیرهمسو، از سفارتخانه خود به عنوان مرکز توطئه و برنامه‌ریزی علیه رژیم حاکم بر آن کشورها استفاده کرده‌اند.
آمریکایی‌ها با پیروزی انقلاب اسلامی، ضربه محکمی خوردند و مهمترین پایگاه استراتژیک در خاورمیانه را از دست دادند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکایی‌ها مصمم بودند و سیاست آنان بر این تعلق گرفت که تمامی اقدامات لازم برای شکست انقلاب اسلامی، ساقط کردن جمهوری اسلامی و به قدرت رساندن نیروهای همسو با خود را به عمل آوردند. سفارتخانه آمریکا در تهران، به مرکز فرماندهی آنان برای چنین اقدامات و برنامه‌هایی تبدیل شده بود. به همین خاطر بود که اقدام انقلابی دانشجویان، نه تنها مورد سرزنش و نکوهش حضرت امام (ره) قرار نگرفت، بلکه ایشان اقدام دانشجویان را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول دانسته و مورد حمایت قرار دادند. در واقع با انقلاب دوم، انقلاب اول در برابر همه توطئه‌های دشمنان بیمه گردید و تا به امروز تمامی سیاستها و اقدامات آمریکایی‌ها در قبال انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران به دلیل هوشیاری مردم خنثی و با شکست مواجه شده است.

ب- جهانی شدن انقلاب اسلامی
اگرچه انقلاب اسلامی از سوی ملت ایران و در قلمرو جغرافیایی کشورمان شکل گرفت و به پیروزی رسید، لکن این انقلاب به دلیل دینی و الهی بودن آن، دارای آرمان‌های جهانی برای نوع بشر و تمامی انسانها بود. تجدید حیات اسلام، اجرای احکام نورانی خداوند، تحقق حاکمیت‌ الله، وحدت امت اسلامی، حمایت از محرومان و مستضعفان و مبارزه با ظلم و ستم، اموری نیست که به مرزهای جغرافیایی ایران محدود شود. انقلاب اسلامی، برای تحقق آرمان‌هایش باید جهانی می‌شد.
حضرت امام (ره) بر این اعتقاد بودند که آمریکا دشمن اسلام، بشریت، عدالت‌خواهی و آزادیخواهی بوده و اگر با او مبارزه نشود، و عرصه بر سردمداران کاخ سفید تنگ نگردد، آمریکایی‌ها تا شکست کامل مسلمین و تسلط بر کل جهان و به ویژه جهان اسلام از پای نخواهند نشست. بنیانگذار جمهوری اسلامی با شناخت دقیقی که از غرب داشتند، خطر غرب برای شرق اسلامی را جدی ارزیابی کرده و معتقد بودند که ملت مسلمان ایران پس از ساقط کردن رژیم پهلوی در ایران، باید مبارزه را تا رهایی کامل مسلمانان، آزادیخواهان و حق‌طلبان عالم از چنگال نظام سلطه غربی ادامه دهد. حضرت امام (ره)،‌ آمریکا را به عنوان شیطان بزرگ، نماد نظام سلطه و نظام سرمایه‌داری غربی و عامل همه بدبختی‌های بشر در عصر حاضر می‌دانستند. در دیدگاه رهبر کبیر انقلاب اسلامی، نظام سرمایه‌داری غرب نماینده یک تفکر و اندیشه برتری‌جو در غرب نسبت به شرق است و اگر با آنان مبارزه نشود، سیاست آنان تسلط کامل بر شرق و جهان اسلام می‌باشد.
اساساً دوران استعمار در قرن نوزده و بیست بر اساس چنین تفکر و اندیشه‌ای شکل گرفت. خلق و خوی استکباری آمریکایی‌ها و نظریه‌ نظم نوین آنان با هدف سلطه بر جهان ریشه در همین نوع نگرش آنان به عالم و انسان‌ها دارد. تفکر و اندیشه‌ای که از قرن پانزدهم میلادی شکل گرفت و افرادی چون فرانسیس بیکن، دکارت وکانت از بنیانگذاران آن بودند. کانت به عنوان فیلسوف بزرگ قرن هیجدهم و خدای مدرنیسم در اواخر عمرش طی مقاله‌ای بسیار مهم می‌نویسد: «بشر دو نوع است: بشرمهجور و بشر بالغ، بشر مهجور آن است که به جز عقل شخصی خود، به چیز دیگری متکی باشد. اگر بشر در تفکر و اندیشه، به امری جز خودش اتکا کرد، مهجور است و نیاز به قیم دارد. مثل: بچه، صغیر و سفیه. اکنون ما اروپایی‌های قرن هجدهم، بالغ هستیم و دیگران مهجوراند و نیاز به قیم و سرپرست دارند.»
همین نوع تفکر و نگرش بود که غربی‌ها را به سمت سلطه بر دیگران سوق داد و آن چنان خلق و خوی استکباری و برتری‌طلبی را در سردمداران قدرت‌های غربی نهادینه ساخت که بعد از جنگ جهانی اول و هنگام تأسیس جامعه ملل، ژنرال دوگل رئیس‌جمهور فرانسه می‌گوید: «جامعه ملل تأسیس شود تا ما غربی‌ها نزد کشورهای جهان سوم بنشینیم! آنان سخن بگویند و ما نیز با آنان هم سخن شویم! ما و آنان یک رأی و یک فکر داشته باشیم؟ این شیوه‌ای برخلاف عدالت است. عدالت آن است که ما، سخن بگوئیم و آنان باید گوش فرا دهند و آنها را قبول کنند! زیرا میان ما و آنان تفاوت بسیار است.»
آمریکایی ها اکنون با همین نگرش خود را رهبر غربی جهان می‌دانند و معتقدند دیگران باید از آنان تبعیت نمایند. حضرت امام خمینی (ره)، در واقع باطن غرب و ریشه‌های این خلق و خوی استکباری در آمریکا به عنوان نماد سلطه غربی را شناخته بود و بر اساس همین شناخت بود که به راهبرد مبارزه همه‌جانبه با آمریکا تا پیروزی نهایی اعتقاد داشت و در چارچوب همین راهبرد بود که از تسخیر لانه جاسوسی با عنوان انقلاب دوم یاد کرد.
حضرت امام (ره) بر این باور بود که با این حرکت دانشجویان،‌ ملت ایران وارد عرصه جدید مبارزات خود شده و از این رهگذر انقلاب اسلامی جهانی می‌گردد. امروز آثار این جهانی شدن انقلاب اسلامی قابل مشاهده و مطالعه است. اکنون بیش از هر زمان دیگر صدای درهم شکسته شدن استخوان‌های نظام سلطه به گوش می‌رسد و شرایط کنونی آمریکا در خاورمیانه نشان می‌دهد که این قدرت شیطانی در حال افول است و این وضعیت را باید از نتایج انقلاب دوم دانست.
دیدگاه و راهبرد رهبر معظم انقلاب اسلامی نسبت به موضوع تسخیر لانه جاسوسی و مبارزه با آمریکا، همان دیدگاه و راهبرد حضرت امام (ره) است و در واقع معظم له تداوم بخش اندیشه و راه امام (ره) در این موضوع می‌باشند.

نکته دوم: تخطئه‌کنندگان و آدم‌های پشیمان
از میان دانشجویان شرکت کننده در تسخیر لانه جاسوسی، به ندرت کسانی پیدا می‌شوند که از اقدام و عملکرد خویش ابراز ندامت و پشیمانی کرده و آن عمل را تخطئه می‌کنند. این تخطئه کردن‌ها و پشیمانی‌ها دلایل خاص خود را دارد و هرگز از عظمت آن کار بزرگ نمی‌کاهد. اساساً عظمت آن کار بزرگ در این بود که مورد حمایت حضرت امام (ره) و مردم مسلمان و انقلابی ایران قرار گرفت و به خاطر همین حمایت‌ها بود که گروگانهای آمریکایی به مدت 444 روز در اختیار دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بودند. بر اساس همین حمایت‌ها بود که دانشجویان در برابر مخالفت‌های لیبرال‌ها، ملی‌گراها، روشنفکران غرب‌گرا و دولت موقت تاب مقاومت پیدا کرده و توانستند با آرامش کامل دست به افشاگری زده و بیش از صد جلد کتاب به عنوان اسناد لانه جاسوسی منتشر نمایند.
بنابراین عظمت آن کار بزرگ به مجموعه این عوامل برمی‌گردد. به همین دلیل اگر افرادی از آن دانشجویان، امروز از کار دیروز خود پشیمان هستند، این به آن معنا نیست که آن کار اشتباه بوده است. انسان موجودی تحول‌پذیر به شکل مثبت و منفی، درست و یا نادرست است. انسان موجودی است که روزی در مسیر صحیح حرکت می‌کند و ممکن است روزی دیگر به دلیل دنیاگرایی، هوی و هوس‌ها و عافیت‌طلبی در مسیر دیگری به حرکت درآید.
در تاریخ صدر اسلام بودند کسانی که زمانی با پیامبر (ص) علیه جبهه باطل جنگیدند، لکن بعد از پیامبر (ص)، به دلیل عافیت‌طلبی و قدرت‌طلبی، با هدف تأمین دنیای زودگذر خویش در جبهه باطل قرار گرفته و با حق جنگیدند. در انقلاب اسلامی، کسانی بودند که حضرت امام (ره) را همراهی کردند، لکن پس از پیروزی انقلاب از امام (ره) جدا شده و در مقابل ایشان به مخالفت با حضرت امام و انقلاب اسلامی پرداختند. بنابراین، رویگردانی افرادی از گذشته خود، فقط به خود آنان آسیب می‌رساند و این رویگردانی دلیل بر غلط بودن آن گذشته نمی‌تواند باشد. از همین روی مقام معظم رهبری، برای کسانی از جوانان آن روز که در تسخیر لانه جاسوسی شرکت داشتند و اکنون اظهار پشیمانی می‌کنند، اظهار تاسف می‌نمایند.

محورهای بیانات مقام معظم رهبری در آستانه‏ی سالروز سیزده آبان (87/8/8)
این جلسه به مناسبت سیزده آبان که در آستانه‏ی آن هستیم، تشکیل شده. و سیزده آبان روز بسیار مهمی است؛ به یک معنا روز دانش‏آموز است، به یک معنا روز دانشجوست، به یک معنا روز استواری ملت ایران در مقابل ترفند استکبار است. دو سه مطلب را من به این مناسبت به شما عزیزان عرض میکنم.

همه مسئولند و جوانان بیشتر
یک مطلب این است که شما که عاشق سربلندی ایران اسلامی هستید و خود را سرباز اسلام میدانید و همین‏طور هم هست، برای ساختن آینده مسئولیت بزرگی بر دوش دارید. این خصوصیت یک مکتب صادق و حقیقی و واقع‏بین است. همه مسئولند. جوان هم که در عنفوان شکوفائی استعدادهاست، جزو مسئولان است؛ مسئولیت فقط مال پیران و میان‏سالان نیست، بلکه میتوان با یک نگاهی گفت که جوان مسئولیت سنگین‏تری دارد؛ چرا؟ چون توانائی جوان، شکوفائی جوان، نیروی جوان بیش از دیگران است. جوان باید در درون خود، در دل خود، در وجدان خود احساس کند که نسبت به آینده‏ی این کشور، آینده‏ی این ملت، آینده‏ی این تاریخ، مسئولیت دارد. همین احساس مسئولیت بود که در دوران دفاع مقدس، اکثر جوان‏های متعهد را به میدان دفاع کشاند.

استفاده از تجربیات دفاع مقدس
من مشتاقم که جوان‏های ما قصه‏ی جنگ تحمیلی هشت ساله را بدانند که چه بود. این را بارها گفته‏ایم؛ افراد هم گفته‏اند و تشریح کرده‏اند؛ اما یک نگاه کلان به این هشت سال، با اطلاع از جزئیاتی که وجود داشته است، خیلی برای برنامه‏ریزی آینده‏ی جوان در روزگار ما مهم است. خوشبختانه کتابهای خوبی هم نوشته شده است. من با اینکه وقت زیادی ندارم، بسیاری از کتابهائی را که در باب مسائل دفاع مقدس هست، نگاه میکنم؛ برای خود من مفید است. این کتابها را بخوانید، بدانید، ببینید؛ شرح حال این جوان‏های برجسته را بشناسید. تعدادی از این جوان‏های برجسته‏ی میدان جنگ، همان کسانی بودند که در روز سیزده آبان، آن حماسه‏ی بزرگ را آفریدند، بعد هم رفتند توی میدان جنگ. بسیاری از آن‏ها امروز جزو چهره‏های ماندگار واقعی تاریخ ما هستند. احساس مسئولیت، این است.

غلبه احساس مسئولیت جوانان ایرانی بر حامیان عراق
در جنگ هشت ساله که در واقع همه‏ی نیروهای مسلط دنیای آن روز - چه شوروی آن روز، چه آمریکای آن روز، چه فرانسه‏ی آن روز، چه بلوک شرق اروپائی آن روز، چه کشورهای مرتجع منطقه - با هم همدست شده بودند و به رژیم بعثی پول و نیرو و اطلاعات و سلاح تزریق میکردند، در مقابل کشور و ملتی قرار گرفتند که آنچه داشت، عبارت بود از اراده و ایمان. سلاح نداشت، مهمات نداشت، اطلاعات کافی و وافی نداشت؛ اما ایمان، آن‏ها را مثل پولاد، مثل صخره استوار کرده بود. این دو جناح متفاوت با هم مواجه شدند و این جناح بر آن جناح غلبه کرد. یعنی نیروی ایمان ملت ایران بر آن نیروی عظیم و گسترده - که پول و اطلاعات و سلاح و تجهیزات و همه چی در اختیار داشت - غالب و پیروز شد. این، احساس مسئولیت بود.

احساس مسئولیت در چه زمینه‌هایی؟
فردای این کشور، فردای این ملت، به احساس مسئولیت امروز شما نیازمند است. احساس مسئولیت کنید که چه بشود؟ که خود را بسازید؛ از لحاظ علمی بسازید، از لحاظ ایمان و تقوا بسازید، بصیرت خودتان را زیاد کنید، آگاهی‏های خودتان را نسبت به امروز و دیروز و فردا افزایش بدهید. رؤسای جمهور آینده، وزرای آینده، مدیران آینده و برجستگان گوناگون بخشهای مختلف آینده - آن کسانی که طراحند، برنامه‏ریزند، متفکرند، تئوریسین اداره‏ی کشور هستند - از میان شماها پدید می‏آیند؛ از میان شماها برمیخیزند. این مدیران و این برنامه‏ریزان، هم باید عالم باشند، هم به معنای حقیقی کلمه باید متدین، پاکدامن و بصیر باشند. این نمیشود، مگر اینکه شما از حالا خودتان را آماده کنید.

راه ملت ایران به زودی پایان نمی‌پذیرد!
شما فرزندان منید و آنچه را که انسان برای فرزند خود دوست میدارد، او بهترین‏هاست. و این، بهترین است. باید خودتان را آماده کنید. این راهی که این ملت در پیش گرفته است، راهی نیست که به این زودی‏ها به پایان برسد؛ راه اعتلای یک ملت است؛ راه جبران عقب‏افتادگی‏های یکی دو قرن اخیر است.

اختلاف ایران و آمریکا بر سر چیست؟
مطلب دوم این است که نظام جمهوری اسلامی با دنیای استکبار، با آمریکا، با دولتهای دیگری از بلوک استکبار، معارضات و اختلافاتی دارد. اختلاف بر سر چیست؟ این نکته‏ی مهمی است. دعوا سر چیست که امروز وقتی تحلیلگران تحلیل میکنند، میگویند در مسائل گوناگون دنیا که آمریکا وارد میشود، گوشه‏ی چشمی به جمهوری اسلامی و ملت ایران دارد؛ چرا؟ علت چیست؟ ما هم وقتی به مسائل داخلی خودمان نگاه میکنیم، می‏بینیم بسیاری از مشکلات ملت و کشور ما به طرق مختلف، از ناحیه‏ی تحمیل آمریکائی‏هاست؛ چرا؟ علت چیست؟
دعوا بر سر چند مسئله‏ی سیاسی نیست. خوب، دو کشور با همدیگر سر مسائلی ممکن است اختلاف داشته باشند که می‏نشینند با مذاکره این اختلاف را حل میکنند؛ مسئله‏ی جمهوری اسلامی و دولت مستکبر آمریکا از این قبیل نیست. مسئله ریشه‏ای‏تر است. مسئله این است که رژیم ایالات متحده‏ی آمریکا از بعد از جنگ جهانی دوم، داعیه‏ی ابرقدرتی مطلق دنیا را داشت. البته آن روز شوروی در مقابلش بود، اما این مسئله‏ی رقابت بین آمریکا و شوروی آن روز صرفاً رقابت بین دو ابرقدرت نبود. آمریکا میخواست بر روی تمام منابع حیاتی عالم دست بگذارد. عملاً هم منطقه‏ی عظیم و حساسی که به آن خاورمیانه میگویند و شمال آفریقا و خلیج فارس - منطقه‏ی نفت - در پنجه‏ی اقتدار آمریکا بود. نفت، خون حیاتبخش تحرک دنیای امروز است. حالا بخش اعظم این نفت توی این منطقه است؛ منطقه‏ای که اسمش خاورمیانه است. تسلط بر اینجا مهم است که آمریکا هم تسلط پیدا کرده بود. در وسط خاورمیانه، ایران قرار داشت؛ پایگاه اصلی استکبار. در اطراف ایران کشورهای مختلفی بودند که هر کدام به نحوی در اختیار آمریکا بودند. شوروی البته در این خلال دست‏اندازی‏هائی کرده بود، اما آمریکائی‏ها غلبه داشتند و این روال باید ادامه پیدا میکرد. البته طمع‏ورزی مخصوص این منطقه و مخصوص نفت هم نبود.
در وسط این بحبوحه‏ی روزافزونی اقتدار استکباری و در حساسترین نقطه، انقلاب اسلامی در ایران به وجود آمد که مهمترین شعار این انقلاب مقابله با ظلم و استکبار بود؛ دفاع از حقوق ملتها بود. انقلاب اسلامی این نقطه‏ی اصلی یعنی ایران را از زیر سیطره‏ی آمریکا بیرون کشید. یک روز آمریکائی‏ها توی همین کشور شما، توی همین تهران شما، توی مناطق مختلف کشور، در همه‏ی نقاط حساس، آدم داشتند؛ در نیروهای مسلح، در بخشهای مربوط به مالیه و دارائی، در بخشهای حساس سیاست، در بخشهای امنیت، عناصر و آدمهای آن‏ها همه‏کاره بودند. خود شاه مملکت هم که رئیس همه‏ی دستگاه‏های کشور بود و دخالت در همه‏ی امور میکرد، گوشش به دهان سفیر آمریکا و سفیر انگلیس بود. اگر آن‏ها چیزی میخواستند و اصرار داشتند، او ناگزیر، خواه و ناخواه، اطاعت میکرد. گاهی هم نمیخواست، اما مجبور بود اطاعت کند و اطاعت میکرد. از یک چنین نقطه‏ای آمریکائی‏ها بیرون رانده شدند. خوب، این خیلی حادثه‏ی مهمی بود؛ این زخم کوچکی نبود.

جایگاه حرکت دانشجویان در 13 آبان
بر طبق معمول، دولتهای استکباری که از طریق سفارتخانه‏هایشان در داخل کشورها سمپاشی میکنند، ارتباط برقرار میکنند، امکانات جاسوسی برقرار میکنند - که الان هم میکنند؛ حرکت جوان‏های دانشجو به عنوان «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» این ترفند را هم باطل کرد. آن‏ها رفتند سفارت را گرفتند و اسناد را بیرون کشیدند. الان حدود صد جلد کتاب چاپ شده که در واقع اسناد است. ببینید سفارت آمریکا آن روز در ایران چه کار میکرده، با کی‏ها ارتباط برقرار میکرده و نقش این سفارت در طول سالهای متمادی قبل از انقلاب چه بوده است.

ویژگی‌ افراد پشیمان از 13 آبان
دانشجویان ما این حرکت بزرگ را انجام دادند. آمریکائی‏ها هنوز دل‏پری خودشان را نسبت به این حرکت پنهان نمیکنند. متأسفانه در داخل کشور هم یک عده آدمهای پشیمان، آدمهای خسته، آدمهای هوسی - که با هوس، حرکتی را انجام میدهند، بعد دنبال زندگی راحت خودشان که میگردند، هوسهایشان عوض میشود - از بین همان جوان‏های آن روز، آن کار را تخطئه کردند و تخطئه میکنند! اما بدانید، کار بسیار بزرگی بود. همان طور که امام فرمودند، از انقلاب اول بزرگتر بود؛ چون فرو ریختن هیمنه‏ی سلطه‏ی آمریکائی و استکبار آمریکائی در ایران و در جهان بود.

عمیق‌تر شدن زخم آمریکا در اثر پیشرفت ایران
یک چنین حادثه‏ی بزرگی اتفاق افتاده. این، زخم کوچکی نیست. قضیه به اینجا هم خاتمه پیدا نکرد. بقای نظام اسلامی و انقلابی، پیشرفت نظام انقلابی، فتوحات گوناگون نظام انقلابی در عرصه‏های مختلف؛ در عرصه‏ی نظامی مثل دفاع مقدس، در عرصه‏های علمی و در عرصه‏های گوناگون اجتماعی و سیاسی روی ملتهای دیگر، روزبه‏روز اثر گذاشت و ملتهای دیگر هم - ملتهای این منطقه و ملتهای مسلمان که دلهایشان پر بود و رهبر نداشتند - وقتی دیدند در ایران چنین حادثه‏ای اتفاق افتاده، کأنّه حکایت دل آن‏ها بود. لذا ملتها به نظام اسلامی، به رهبری اسلامی، رهبری امام (رضوان اللَّه تعالی علیه) و به نظام جمهوری اسلامی دلباخته شدند که امروز هم همین جور است. امروز هم ملتها در دنیای اسلام - از غرب دنیای اسلام بگیرید، تا شرق دنیای اسلام؛ در همه جا - با چشم اعجاب و تحسین، با حالت غبطه، به ملت ایران و این حرکت نگاه میکنند. این‏ها هم زخم آمریکائی‏ها را عمیق‏تر میکرد و این، انگیزه‏ی آمریکا برای مخالفت با جمهوری اسلامی است.
آمریکا به دنبال خستگی، پشیمانی، تسلیم و وابستگی ملت ایران است.
آمریکا میخواهد نظام جمهوری اسلامی دستهایش را بالا کند و اظهار خستگی کند؛ از کاری که کرده است، پشیمان شود و در مجموعه‏ی عوامل و مزدوران و دست‏پروردگان و دنباله‏روان نظام طاغوت قرار بگیرد. نظام استکبار این را میخواهد. آنچه آمریکا از ملت ایران میخواهد، این است که ملت ایران وابستگی را قبول کند، استقلال به دست آمده‏ی خودش را از دست بدهد و به دست خودش دوباره تسلیم قدرت آمریکا شود. آن‏ها از ملت ایران این را توقع دارند و فشارهائی که می‏آورند، برای این است. برای این است که دولتهای جمهوری اسلامی را خسته کنند، ملت را خسته کنند؛ در بین راه، ملت بگویند دیگر بس است، ما خسته شدیم؛ دولتها هم عقب بنشینند، تا آمریکا باز همان شیوه‏ای را که در گذشته با این کشور داشته و امروز با بعضی از کشورهای دیگر دارد، دنبال کند. آن‏ها دنبال وابستگی‏اند.

مشکل ایران با آمریکا مشکل نیم قرن خیاثت آمریکا است
از طرف نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران هم مسئله به همین عمق است. مشکل ملت ایران با آمریکا مشکل کارهای امروز نیست؛ مشکل پنجاه و چند سال موذیگری و خباثت از سوی آن رژیم نسبت به ملت ایران است؛ از سال 1332 تا امروز. سالها پیش از انقلاب، بخصوص از وقتی نهضت امام (رضوان اللَّه علیه) و نهضت روحانیت شروع شد تا پیروزی انقلاب، آنچه خواستند علیه ملت ایران توطئه کردند، ضربه زدند، خیانت کردند، فشار وارد آوردند و انواع و اقسام شیوه‏های مستکبرانه را با این ملت به کار بردند. بعد از پیروزی انقلاب - الان، سی سال است - هیچ روزی نبوده است که آمریکا نسبت به ملت ایران نیت خیری داشته باشد؛ از کارهای گذشته‏ی خودش عذرخواهی بکند؛ صادقانه دست از استکبار و طمع‏ورزی نسبت به ملت ایران بردارد. مسئله‏ی ما با آمریکا این نیست که حالا بر سر دو تا موضوع جهانی یا بین‏المللی یا منطقه‏ای با هم اختلاف نظر داریم، برویم بنشینیم با مذاکره حل کنیم. مسئله مثل مسئله‏ی مرگ و زندگی است؛ مسئله‏ی هست و نیست است. ما اهل ستیزه‏گری نیستیم؛ اما اهل حفظ هویت خود، استقلال خود، عزت خود هستیم. هر کسی که عزت ملت ایران را بخواهد پایمال کند، ملت ایران را تحقیر کند، بخواهد دست سلطه را بر این ملت دراز کند، ملت ایران با غیرت خود، با ایمان خود این دست را قطع میکند.

پایان رویاروئی ایران و آمریکا چه خواهد بود؟‌
مطلب سوم و مطلب آخر این است که حالا پایان این رویاروئی و مقابله چه خواهد بود؟ این مهم است. همه‏ی دستگاه‏های تبلیغاتی غرب و بخصوص آمریکا - دستگاه‏های هنری، دستگاه‏های مطبوعاتی، دستگاه‏های گوناگون تبلیغاتی، دستگاه‏های به‏ظاهر پژوهشی سیاسی یا علمی - تلاش میکنند این جور وانمود کنند که پایان این راه برای ملت ایران بن‏بست است و آمریکا در راه خود پیش میرود! این، دروغ محض است؛ قضیه عکس است. پایان این راه، بن‏بست برای رژیم طاغوت و رژیم استکبارگر آمریکاست.
دلیل واضحش این است که اگر قرار بود آن‏ها بتوانند ملت ایران را شکست بدهند، آن روزی میتوانستند شکست بدهند که این ملت نه این همه جوان داشت، نه این پیشرفتها را داشت، نه این تجربه‏ها را داشت، نه در یک نبرد و کارزار عظیمی مثل دفاع مقدس پیروز شده بود، نه در عرصه‏های سیاسی گوناگون قدرت خودش را نشان داده بود؛ آن روز میتوانستند - اگر بنا بود بتوانند ملت ایران را شکست بدهند - و آن روز شکست میدادند؛ نه امروز که ملت ایران تجربه‏اش بیشتر است، دستش قویتر است، امکانات علمی‏اش بمراتب از آن گذشته پیشرفته‏تر است، توانائی‏های نظامی‏اش چندین و چندین برابر آن روزهاست، زبان نافذش در بین ملتها بیشتر از گذشته است و جوان‏های بیشتری از آن روز دارد. آن روز ملت ایران در بین جمعیت چهل میلیونی و چهل و پنج میلیونی و بتدریج پنجاه میلیونی‏اش جوان‏ها در اقلیت بودند، امروز در جمعیت هفتاد و چند میلیونی ملت ایران، جوان‏ها در اکثریتند. آن روز آمریکا در دنیا آبرویش خیلی بیشتر از امروز بود. امروز آمریکا در دنیا بی‏آبروست. امروز نه فقط ملتهای مسلمان، حتّی بسیاری از ملتهای غربی از آمریکا روگردانند. بسیاری از صاحبنظران در خود کشور آمریکا و خیلی از مردمشان، نسبت به رژیم حاکم بر آن کشور معترضند.

امروز شعارهای اساسی آمریکا مفتضح شده است
امروز شعارهای اساسی آمریکا که با او سر ملتها را میبریدند و ذبح میکردند و دولتهای ملی را از اریکه‏ی قدرت به زیر میکشیدند، مفتضح شده؛ مثل شعار حقوق بشر، مثل شعار دموکراسی.
حقوق بشرشان را در زندان‏های ابوغریب و گوانتانامو و زندان‏های متعدد دیگری از این قبیل نشان دادند. حقوق بشرشان را در کشتارهای گوناگون در افغانستان و امروز در پاکستان دارند نشان میدهند. دموکراسی‏خواهی‏هایشان را هم در فلسطین اشغالی نشان میدهند؛ یک دولت مردمی - دولت حماس با انتخابات مردم سر کار آمده - سر کار است، با انواع ملعنتها و خباثتها میخواهند این دولت را زیر فشار قرار بدهند. در عراق دارند نشان میدهند؛ قرارداد امنیتی‏ای را به‏زور میخواهند تحمیل کنند؛ حالا که ملت عراق و مسئولین عراق سرشان را بلند کردند، میگویند ما قبول نداریم، دارند فشار می‏آورند و تهدید میکنند؛ درحالی که این دولت کنونی عراق با آراء مردم سر کار آمده. دموکراسی یعنی چه؟ غیر از این است؟!

اعتراف صاحبنظران آمریکایی به اینکه ایران دموکراتیک‌ترین کشور است
صاحبنظرانشان مکرر در طول این سالهای متمادی اعتراف کرده‏اند، تو گزارشهایشان نوشته‏اند که در خاورمیانه دموکرات‏ترین کشورها، جمهوری اسلامی است. انتخابات دارد؛ رئیس جمهور، نمایندگان مجلس، خود رهبری، نمایندگان مجلس خبرگان رهبری با آراء مردم انتخاب میشوند؛ این را اعتراف میکنند. در عین‏حال با جمهوری اسلامی این جور رفتار میکنند! این شعارهای جمهوری‏خواهی و دموکراسی‏خواهی و حقوق بشر، کهنه‏شده است. حتّی آحاد ملتها هم دیگر این حرفها را باور ندارند، چه برسد به صاحبنظران و زبدگان.
امروز رئیس جمهور آمریکا تو هر کشوری از کشورهای دنیا که وارد میشود، مردم آن کشورها جمع میشوند و به او خطاب میکنند: برگرد به خانه‏ات؛ یانکی! برگرد به خانه‏ات.

علت نابسامانی‌های کشور به خاطر عدم ایستادگی در بعضی حوزه‌ها
من به شما عرض کنم: جوان‏های عزیز! آینده مال شماست؛ آینده متعلق به ملت ایران است. آینده‏ی ملت ایران، رسیدن به قله‏های والای علم، اقتدار، رفاه و شرف است. این آینده‏ی حتمی شماست. و این وعده‏ی الهی است. قرآن به ما وعده داده است، اسلام به ما وعده داده است که اگر ملتها حرکت کنند، ایمان نشان بدهند، غیرت نشان بدهند، خسته نشوند، صبر پیشه کنند، استقامت کنند، حتماً به هدفهای خودشان خواهند رسید. ما تا حالا امتحان کرده‏ایم، ایستاده‏ایم، به هدفهای میان‏مدت رسیده‏ایم. یک جاهائی هم نابسامانی داریم، چون نایستادیم؛ تقصیر خود ماست. این طور نیست که من نابسامانی‏های کشور را ندانم؛ نخیر، میدانم. هر جائی که ما مشکل و نابسامانی داریم - اگر بی‏عدالتی است، اگر فقر است - برای خاطر این است که ما مسئولین و آحاد مردم، درست برای پیشبرد این هدفها نایستادیم. اگر می‏ایستادیم، اینجاها هم درست میشد. تقصیر خود ماست. باید بایستیم.

وحدت؛ رمز پیروزی
و شما جوان‏های عزیز - تشکلهای دانشجوئی، دانش‏آموزی، جوان‏ها در خارج از تشکلها - بدانید: امروز وحدت ملت ایران، وحدت ملت و دولت، اتحاد میان مسئولان کشور، رمز پیروزی است، که این را میخواهند به هم بزنند. من به شعارهای جوانی و شعار جوان‏ها اعتقاد دارم، اما مراقب باشید این شعارها اختلاف ایجاد نکند، خواست دشمن را تأمین نکند؛ در میدان تنظیم شده‏ی از سوی دشمن بازی نکنید. این را مراقب باشید. همه مراقب باشند؛ سیاسیون هم مراقب باشند، مطبوعاتی‏ها هم مراقب باشند، جوان‏ها هم مراقب باشند، خود مسئولین هم مراقب باشند. دشمن طراحی میکند. تو میدانی که او درست کرده، بازی نکنید؛ چون چه ببرید، چه ببازید، به نفع اوست.
طراحی دشمن ایجاد اختلاف است، ایجاد ناامیدی است، به جان هم انداختن فعالان سیاسی است، منزوی کردن خط اصیل و ارزشهای اسلامی است. این کارها، نقشه‏های دشمن است؛ سرگرم کردن جوان‏ها به هوی و هوس و لغویات و غافل کردن آن‏ها از حرکت عمومی ملت ایران، به تعطیلی کشاندن مدارس، به تعطیلی کشاندن کلاسهای دانشجوئی. این‏ها نقشه‏های دشمن است. باید مراقب بود. باید در مقابل هر کاری که به این نقشه‏ها منتهی میشود، ایستاد. وحدت را باید حفظ کرد، امید را باید حفظ کرد، تلاش را باید روزبه‏روز بیشتر کرد و با یکدیگر صادق بود و دلها را به هم نزدیک کرد و در وظائف گوناگون اجتماعی، باید پرشور حرکت کرد.

مراقبت از فعالیت‌های زودهنگام انتخاباتی
بعضی از افراد از حالا مسائل انتخابات را شروع کردند - با اینکه هنوز خیلی هم مانده، عجله کردند - این مسائل انتخاباتی خیلی مهم است و اهمیتش در نزدیک انتخابات، از جهت حضور در عرصه‏ی انتخابات است؛ اما اهمیت امروزش از جهت مشغول کردن افراد به یکدیگر، گلاویز شدن با هم، بدگوئی کردن از همدیگر و منصرف کردن ذهن‏ها از مسائل اصلی است. مراقب باشید