انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



انقلاب: چالش ها و فرصت ها

در آستانه بیست و پنجمین سالگرد انقلاب اسلامی که سیاست جهانی و منطقه ای آمریکا و به طور کلی غرب را به چالش طلبید و دنیای اسلام را تکان داد، امروز جمهوری اسلامی ایران در یک مقطع تاریخی دیگری واقع است.
فشارهای داخلی و خارجی کنونی وارده به ایران، سخن پراکنی ها و فعالیت ها و تبلیغات در سطح ملی و بین المللی برای ایجاد رعب در میان طبقات مختلف شباهت زیادی با بحث و گفتمان های یک ربع قرن پیش و قبل از انقلاب دارد. بیست و پنج سال قبل در چنین روزهائی بود که مردم متعهد، بصیر و آگاه جامعه ایران به رهبری و پیشوائی و هدایت قائد عظیم الشأن امام خمینی(ره) و یاران او قاطعانه و با استقلال فکری و ایمان تمام در مقابل فشارهای وارده داخلی و خارجی بااراده راسخ ایستادگی کرده و انقلاب شکوهمند اسلامی ایران را به پیروزی رساندند.
الگوی تفکر، آگاهی، تصمیم گیری و اطلاع رسانی امام خمینی(ره) الگوئی نوآور بود. الگوی امام، باب خلاقیت اسلامی را به روی جهانیان گشود. امروز این فلسفه و الگوی خلاقیت باید راهنمای تصمیمات حکومتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، انتخاباتی، و انتصابی نظام باشد.
تقلید و تکرار الگوهای ناقص حکومتی، مردم سالاری (دموکراسی)، حزبی و اداری و دیوان سالاری نه تنها شایسته یک ملت و امت انقلابی نیست بلک به جمود فکری و انحلال نظام و وابستگی استعماری و استثماری منتهی می شود و این چیزی است که دقیقاً استکبار جهانی و داخلی به دنبال آن هستند. دکترین خلاقیت از منظر اسلام می تواند راهگشائی برای تصمیمات و استراتژی ها و برنامه های کشوری باشد.
خطرات و هیجاناتی که نظام جمهوری اسلامی ایران را احاطه کرده متعدد است. یکی از این خطرات که از طریق تشکیلات سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی غرب و هواداران آنها در ایران ریشه دوانده است نهادینه کردن سیستم ها، ارزش ها، اسطوره ها، و گفتمان هائی است که به مدت چندین دهه در عصر پهلوی گریبانگیر آن قسمت از نخبگان و طبقات مختلفی بود که هدف حمله و تهاجم وعده های پوچ بازیگران و جاه طلبان و خودباختگان آن رژیم و اربابان بیگانه آنها قرار گرفت. اگر ما بخواهیم مسائل و مشکلاتی را که امروز در مملکت وجود دارد و محیط مسموم و ناسالمی که عده زیادی به ویژه بسیاری از جوانان را احاطه کرده است، بیان کنیم باید چارچوبی را گسترش داده و تصمیمات قاطعانه ای را اتخاذ کنیم که ورای سلطه روشنگری فلسفی، سیاسی، و به اصطلاح ظاهرپسندانه امروزی حرکت کند و از طریق انشقاق در قطب های راست و چپ وحدت را واسازی کند.
نیروی خلاقیت و نوآوری انقلاب اسلامی ایران موقعی بروز کرده و تجلی خواهد یافت که حداقل به سه موضوع اساسی ملی و بین المللی توجه کرده و در استراتژی و سیاست گذاری و برنامه ریزی و اجرای آنها پافشاری شود: (1) برنامه مناسب اقتصادی به منظور شکستن رکود اقتصادی و رشد ثروت و منابع انسانی در چارچوب عدالت اجتماعی و تهیه و برآورد احتیاجات اولیه مردم و توسعه کار، بهداشت، آموزش و پرورش، مسکن و مبارزه با فساد اجتماعی و مالی و تشویق جوانان و کودکان به نوآوری و زندگی سالم، (2) برداشت و ارزیابی صحیح از محیط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهانی، به ویژه قدرت مانور بین المللی و منطقه ای آمریکا و نقاط قوی و آسیب پذیر آن، و (3) تشخیص جایگاه جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی به عنوان یک نظام و قدرت مبتکر در صحنه جهانی و منطقه ای، به ویژه در رهبری دنیای اسلام، و استفاده صحیح و قاطعانه از فرصت های مناسب در اجرای سیاست ها و برنامه های مشخص.
انقلاب دگرگونی و تحول مردمی و بنیادی و تعویض نظام بر یک الگو و شالوده کاملاً نو است. در انقلاب اسلامی ایران، الگوی اسلامی به عنوان یک شالوده نو جایگزین الگوی شاهنشاهی شد و طبق اراده و تصمیم ملت اصول این نظام از طریق رفراندوم و آرای عمومی در قانون اساسی جدید کشور تجلی کرد. حفظ نظام و امنیت کشور و امت اسلامی از واجب ترین فرایض این انقلاب است و پیاده کردن و عملی کردن برنامه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در راستای این الگو وظایف اصلی قوای مملکتی است. بنابراین، طبیعی است که مردم باید آثار ملموس و غیرملموس این چنین انقلابی را مفید تشخیص داده و احساس کنند و این در حقیقت همان اصلاحات واقعی است که از انقلاب سرچشمه گرفته و از آن سیراب می شود. اصلاحاتی که با اصول نظام و نهادهای اساسی آن در تعارض و تناقض باشد باید منابع الگوئی دیگری داشته باشد که ابهام آن باعث تنش در جامعه و نارضایتی و دلسردی مردم خواهد بود. فروپاشی یک نظام به علت نارضایتی مردم و یا توسط گروه های بخصوص مانند کودتای نظامی، و جایگزینی آن با الگوهائی که اصیل و نوآور نباشند انقلاب تلقی نمی شوند و این دقیقاً جریان فروپاشی نظام شوروی و نظام های کمونیستی اروپای مرکزی و شرقی در اوائل دهه 1990 میلادی و اصلاحات آمریکاپسند است.
سه سال قبل در آغاز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و قبل از اینکه پیروزی جرج دبلیو بوش در کاخ سفید مسلم گردد، در این ستون نوشتم که انتخاب رئیس جمهور جدید آمریکا تغییری در سیاست خارجی آن کشور نسبت به جمهوری اسلامی ایران نخواهد داشت و آنچه استراتژی و تاکتیک سیاستگذاران آمریکا را در مورد ایران عوض خواهد کرد وحدت و همبستگی داخلی جمهوری اسلامی ایران و مواضع قاطع و حساب شده درازمدت انقلاب اسلامی و رهبری آن است. به عبارت دیگر، این ایران است که باید موضع یک دهه اخیر سیاست جهانی آمریکا را پس از فروپاشی شوروی به دقت مطالعه کرده و با درک هوشمندانه نظام آن کشور حدود روابط بین المللی خود و مقابله با واشنگتن را تنظیم کند نه اینکه منتظر تغییراتی در کاخ سفید و تصمیم گیری رئیس جمهور جدید باشد. امروز در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی ایران و در آغاز مبارزات نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا باید همین موضوع را مجدداً تأکید کنم. دیدگاه آمریکا در مورد انقلاب اسلامی ایران به طور کلی در این بیست و پنج سالی که از پیروزی انقلاب می گذرد تغییر اساسی نکرده است و جابه جایی قدرت از حزب دموکرات ها به جمهوریخواهان نیز در اساس، رفتار آمریکا را نسبت به ایران عوض نکرده است.
آنچه در این یک ربع قرن تغییر پیدا کرده است افق سیاسی و محیط اجتماعی بین المللی و وضع اقتصادی جهانی است. علی رغم موفقیت های نظامی آمریکا در افغانستان و عراق، قدرت سیاسی و اقتصادی ممالک متحده در سطح داخلی و جهانی یک منحنی نزولی را طی کرده است. پیروزی نظامی آمریکا در افغانستان و عراق به یک گرداب سیاسی تبدیل شده است. استراتژی رعب و وحشت که قرار بود ایران، کره شمالی، سوریه و سایر کشورهای «سرکش و یاغی» را تحت تأثیر قرار داده باشد به بحران سیاسی کاخ سفید و عدم اعتماد به آمریکا تبدیل گردیده و گزارش دیوید کی رئیس هیئت بازرسان آمریکا درمورد سلاح های کشتار جمعی عراق در این هفته به گفته مطبوعات و رسانه های آمریکا «مانند بمب در واشنگتن به صدا درآمده» و اشتباهات دولت بوش در این مورد رسوائی قابل توجهی در سازمان های اطلاعاتی و جنگی آمریکا به وجود آورده است. دیویدکی که در رأس یک تیم یکهزار نفری و با بودجه چند صد میلیون دلاری به مدت هشت ماه پس از فتح بغداد مأمور بازرسی و جست وجوی سلاح های کشتار جمعی عراق بود رسماً گزارش داده است که سیاست واشنگتن در این مورد کاملا اشتباه بوده و اطلاعات اخذ شده از تسلیحات کشتار جمعی عراق ناقص و غلط بوده است. انعکاس بوش در این مورد و تصمیم او جهت رسیدگی به اطلاعات جمع آوری شده آژانس های آمریکا و انتصاب یک هیئت رسیدگی به وضع عراق در حقیقت اعتراف دولت آمریکا را به این بی بند و باری سیاسی و اطلاعاتی نشان می دهد.
ولی این کسر بودجه آمریکا، افزایش عده بیکاران، و لغو برنامه های اجتماعی و اصلاحاتی داخلی است که بزرگترین صدمه را به قدرت اقتصادی آمریکا وارد می سازد. در بودجه جدیدی که دولت بوش برای سال آینده تهیه کرده است و بالغ بر 4/2 تریلیون دلار است، کسر بودجه دولت 521 میلیارد دلار برآورد شده است. بدون اینکه بودجه و هزینه سال آینده قوای نظامی آمریکا در افغانستان و عراق در این رقم گنجانیده شود. سه سال قبل در پایان ریاست جمهوری بیل کلینتون بودجه دولت آمریکا نه تنها به حال تعادل رسیده بلکه اضافه درآمد نیز داشت. در همین مدت سه میلیون آمریکائی بیکار شده و صدها برنامه اجتماعی دولت فدرال و دولت های ایالتی به علت کمبود منابع مالی لغو شده یا به تعویق افتاده است. گرچه قیمت بسیاری از سهام شرکت ها در بورس «وال استریت» آمریکا ترقی کرده است ولی بهای متوسط این اوراق و سهام بورس هنوز به درجه و ردیف سه سال قبل خود نرسیده است و این عدم توازن از شکاف عمیق طبقاتی آمریکا در سال های اخیر حکایت می کند. تمام اطلاعات و نظرسنجی های اخیر نشان می دهد که اعتماد سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپا و کشورهای صنعتی و بزرگ قاره های دیگر نسبت به آمریکا تقلیل پیدا کرده و مشروعیت اطلاعاتی سازمان های ایالات متحده آسیب فراوانی دیده است. تا چه حد آمریکا خواهد توانست با این بحران و ضعف اقتصادی و انزوای سیاسی عملیات سلطه گرائی خود را در نقاط مختلف دنیا ادامه دهد، بدون اینکه خود را در گرداب مشکلات بزرگتری وارد سازد.
این تحولات در سطح ملی و بین المللی چالش ها و فرصت های بسیاری را برای نظام جمهوری ایران ایجاد کرده است. دولتمردان و بازیگران سیاسی آمریکا و اروپا به خوبی آگاه هستند که ایران شباهتی به عراق و افغانستان و کره شمالی و ترکیه، مصر، سوریه و سایر کشورهای اسلامی ندارد و زورآزمائی با ایران عواقب وخیمی را برای امنیت منطقه و جهانی خواهد داشت ولی بر این نظر هستند که مقیدات روانی و اجتماعی ایران و تمایل فکری و ناآگاهانه آنها به ارزش های غربی، جامعه و نظام ایران را جهت نفوذ خارجیان باز گذاشته است. استراتژی آمریکا و غرب اینست که نظام جمهوری اسلامی ایران را در حال در جا زدن نگه دارند و تا میتوانند نخبگان و مردم را به بحث های مبهم حل نشده سیاسی و فلسفی سوق دهند. نگرانی اصلی آنها از خلاقیت و نوآوری های انقلابی مردم ایران است که بیست و پنج سال قبل شگفتی و تحسین جهانیان را به خود جلب کرد و در این یک ربع قرن توانست علی رغم مشقت و سختی های فراوان استقلال و عزت خود را حفظ کند.