انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



برگى از اندیشه سیاسى امام خمینى(ره)

اندیشه سیاسى و مترقى امام راحل، شالوده و زیربناى گفتمان اسلام سیاسى در عصر حاضر است. پویندگان و پیروان آن عزیز سفر کرده هر قدر در بستر تاریخ پیش مى روند، ژرفا و غناى اندیشه امام بیشتر برایشان نمایان مى شود. به لطف الهى و به بهانه سالگرد رحلت ایشان و روزهاى منتهى به انتخابات ریاست جمهورى دهم، درصدد هستیم برخى از کلید واژه هاى اندیشه سیاسى آن بزرگوار را مورد بررسى قرار دهیم. خوانندگان محترم نیز مى توانند با نگاه تطبیقى به شعارهاى کاندیداها و سخنان امام (ره) مدعاى کاندیداها را مورد بررسى قرار داده و به قضاوت بنشینند.



در اندیشه دینى امام و اندیشه سیاسى اسلام، قومیت و ملیت خاستگاه ذاتى ندارد. دیدگاه نژادى، خونى و برترى قومى جایگاهى در نگاه اسلام ندارد. برترى انسان ها در دیدگاه بارى تعالى به عضویت در فلان قوم یا کشور یا استان یا شهر نیست، معیار برترى انسان ها به تقواى الهى است. حال اگر ما ایران را به کشورهاى دیگر و ملت ایران را بر ملت هاى دیگر ارجح مى دانیم مبنایش کدام است؟ برجسته کردن ایران در شعارهاى انتخاباتى به چه دلیل صورت مى گیرد؟ براى ایران چه مشکلى پیش آمده است، تفکیک بین اسلامیت، جمهوریت و ایرانیت در شعارهاى انتخاباتى به چه معناست و در انتخابات چه کاربردى دارد؟ وقتى ایران را در شعارهاى انتخاباتى برجسته مى کنیم در مقابل، چه مؤلفه اى را تعدیل مى کنیم و این مرزبندى ها با چه هدفى صورت مى گیرد؟ در اندیشه دینى و سیاسى اسلام، وطن و جغرافیا یا عناوینى مانند «وطن ایرانى» و «وطن عربى»، «وطن ترکى»، «وطن مالایائى» و «وطن کردى» معنى ندارد. مرزبندى جغرافیایى مبتنى بر کشور، دولت ها و ملت ق€… دولت ها خواسته مسلمانان نبوده است. عنایت نظر اسلام «امت واحده» است که در مقابل «ملت» تعریف مى شود. ناسیونالیسم هیچ موقع نتوانسته است به عنوان ایدئولوژى مبارزه عمل کند به طور مثال فلسطینیان تا زمانى که براى «وطن عربى» مى جنگیدند توفیقى نداشتند. اما از زمانى که ملى گرایى و ناسیونالیسم را رها کردند و بر مبناى ایدئولوژى اسلامى براى بازپس گیرى «وطن اسلامى» به مبارزه پرداختند، توفیقات قابل توجهى به دست آوردند. «خاک» در هستى شناسى دین، فى نفسه ارزش و برترى ندارد. در جنگ تحمیلى حضرت امام بارها اعلام کردند که ما طمعى به خاک عراق نداریم، هدف ما دفاع از خود و تنبیه متجاوز است. «جنگ ما جنگ ایمان و عقیده است و مرز و جغرافیا نمى شناسد ما باید در جنگ اعتقادى مان بسیج بزرگ سربازان اسلام را به راه اندازیم» از دیدگاه امام خمینى کشته شدن براى خاک وطن نمى تواند ارزش شهادت مجاهد فى سبیل الله را داشته باشد و شهید، کسى است که فقط براى خدا سر در طبق اخلاص گذاشته باشد. در نظر امام، تقدیم شهید اگر براى آزادى خاک خرمشهر باشد امرى بیهوده است. یا به تعبیر دیگر ارزش جوانان ما در نزد امام بالاتر از کشته شدن براى خاک است. کسى که در خرمشهر مى جنگد باید براى خدا و براى حفظ کیان اسلامى بجنگد تا کشته شدن او در ردیف شهدا فى سبیل الله محسوب شود. او مدافع «وطن اسلامى» است. امام مى فرماید. «نباید شهادت را تا این اندازه به سقوط بکشانیم که بگوییم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر یا شهرهاى دیگر آزاد شد. تمام اینها خیالات باطل ملى گراهاست و ما هدفمان بالاتر از آن است. ملى گراها تصور کرده اند هدف ما پیاده کردن اهداف بین الملل اسلامى در جهان فقر و گرسنگى است. ما مى گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم.»
شهید آوینى متاثر از اندیشه سیاسى امام معتقد است: «حزب الله هر چند وطن خویش را دوست دارد اما از تعلقات جغرافیایى، آزاد است و براى آب و خاک نیست که مى جنگد. میهن او اسلام است و ایران را از آن رو دوست مى دارد که درخت ایمان او در خاک مبارکش ریشه گرفته است. ایران امروز مرکز آن نور مقدسى است که در ظلمات این عصر درخشیدن گرفته است و فرداى تاریخ را تا عصر عدالت جهانى روشن خواهد کرد.»
در «وطن اسلامى» مدنظر امام، فارس، کرد، بلوچ، فلسطینى، ترک و مالایائى همه برادرند و وطن آنان «سرزمین اسلام» است و میهن، پایگاه پرچمدارى عزت مسلمین است.
لذا نباید مدعیان راه امام براى کسب آرا، آلام تصنعى به اسم اقوام ارائه دهند. از نگاه دیگر، در ایران همه افراد ریشه قومى دارند، هیچ فرد فاقد ریشه قومى وجود ندارد. اما برخى در بستر تاریخى زمان، مهاجرت کرده اند و برخى در سرزمین هاى پدرى زندگى مى کنند. هیچ فرد ایرانى وجود ندارد که ریشه در اقوام نداشته باشد. وقتى به تظلم خواهى براى اقدام به پا مى خیزیم این بى تدبیرى را نکرده ایم که حکومت را معادل فارس یا شیعه گرفته ایم؟ این در حالى است که رهبر ما ریشه در یکى از اقوام بزرگ کشور دارد، آقاى موسوى از قوم آذرى است، آقاى کروبى از ایل بختیارى (چهار لنگ) و محسن رضایى از ایل بختیارى (هفت لنگ) است پس چه کسى در وسط میدان «بدون قوم» است که باید پاسخگوى دیگران باشد.
کدام قوم مانع از تحقق حقوق اقوام دیگر است؟ لذا بر طبق اندیشه حضرت امام، مرزبندى بین ایرانیت و اسلامیت و اقوام وجود ندارد. ایران وطن اسلامى است و در تعبیر امام راحل این وطن اسلامى «همچون دژ نظامى نیاز سربازان اسلام را در سراسر جهان فراهم مى کند.» حال اگر تفکرى یا فردى آرمان فلسطین را ناپیوسته با این «وطن اسلامى» و «دژ نظامى»، مى پندارد قطعاً ملى گراست و به فرموده امام راحل «ملى گرایى، اساس بدبختى ماست.»