حکومت در اندیشه امام خمینی(ره) مقدمه عدالت است

رهبری و درایت حضرت امام خمینی(ره)، یکی از عوامل اساسی و مهم در پیروزی مردم ایران در بهمن سال 1357 بود. بنابراین
بازخوانی و واکاوی اندیشه های این شخصیت بزرگ و تأثیرگذار در جهان اسلام و ایران، می تواند کلید فهم بهتر انقلاب اسلامی و اهداف آن باشد.
حجةالاسلام دکتر احمدرضا یزدانی مقدم، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و رئیس انجمن مطالعات سیاسی به پرسشهای ما در این رابطه پاسخ گفته است.

ویژگی های یک رهبر
حجةالاسلام یزدانی مقدم با اشاره به این مطلب که از نظر حضرت امام خمینی(ره)، اسلام حکومتی را تأسیس می کند که براساس قانون الهی است و احکام الهی، یا همان قانون الهی، تا روز قیامت باقی است و همین بقای این احکام به ضرورت حکومت و ولایت حکم می کند، می گوید: از آنجا که حکومت اسلامی، حکومت قانون الهی است و برای اجرای قانون و گسترش عدالت الهی در میان مردم وضع شده است، ناگزیر باید «والی» دارای دو ویژگی علم به قانون و همچنین ویژگی عدالت باشد. بنابراین امر ولایت با فقیه عادل است و او شایسته ولایت مسلمانان است، زیرا واجب است که والی دو ویژگی فقه و عدل را دارا باشد و فقیه عادل این دو را دارا است. امام از ویژگی سومی نیز برای حاکم یاد می کند که ویژگی کفایت است.
مدیر گروه فلسفه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی ادامه می دهد: حضرت امام(ره) میان حکومت اسلامی و حکومتهای استبدادی و مشروطه و جمهوری تمایز قائل می شود. بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، برای این تمایز، حکومتهای اخیر را چنین معرفی می کند که در حکومت استبدادی رأی فرد و امیال نفسانی او در اجتماع حاکم است و در حکومتهای مشروطه و جمهوری نیز قوانین بشری، مبتنی بر آرای گروهی از مردم، در اجتماع حاکم است.
یزدانی مقدم اظهار می دارد: از همین بیان می توان دریافت که تفاوت اصلی حکومت اسلامی با دیگر حکومتها این است که قانون حاکم در آن قانون الهی، و نه رأی و میل فرد و یا آرای گروهی از مردم است، از این رو امام راحل حکومت اسلامی را به حکومت قانون الهی توصیف می کند. در چنین تصویری از حکومت اسلامی مجالی برای قانونگذاری بشری وجود ندارد و حکومت اسلامی در همه زمینه ها از قانون الهی الهام و کمک می گیرد.
بلکه حکومت اسلامی، در اصل، پدیده ای است در جهت اجرای احکام و قوانین الهی و حکومت فلسفه عملی فقه است.

مصلحت مردم
وی در پاسخ به این پرسش که جایگاه مصلحت در حکومت اسلامی، کدام است؟ می گوید: می توان در اینجا یک پاسخ اجمالی داد و آن اینکه جایگاه مصلحت در موضوعات است و رأی والی اسلام باید ناظر به مصلحت مردم و اجتماع باشد. متعلق صلاح و مصلحت نیز یا مسلمانان هستند و یا اهل حوزه حکومتی والی.
یزدانی مقدم می افزاید: امام راحل احکام را به تنهایی اسلام نمی انگارد، بلکه اسلام را حکومت در تمامی شؤون آن دانسته و احکام را قوانین اسلام و شأنی از شؤون حکومت برمی شمارد، بلکه احکام را مطلوبات بالعرض و امور ابزاری برای اجرای حکومت و گسترش عدالت معرفی می کند.
وی در توضیح این مطلب می گوید: از آنجا که احکام اسلام به ضرورت حکومت و ولایت سیاسی حکم می کند، بنابراین صرف احکام، اسلام نیست و لازم است آنچه این احکام در پی آن است، یعنی حکومت، محقق شود تا بتوان گفت اسلام تحقق یافته است. حکومت از لوازم و اهداف احکام است. دکتر یزدانی مقدم اضافه می کند: در اندیشه امام راحل «احکام» مقدمه حکومت و حکومت مقدمه «عدالت» است.

معیاری برای ارزیابی حکومت اسلامی
وی می گوید: دیدگاه حضرت امام، چنین تفسیر می گردد که گرچه احکام، مطلوبات بالعرض و امور ابزاری برای اجرای حکومت و گسترش عدالت است اما این ابزار، تعیینی است، یعنی آن حکومتی مورد نظر است که با اجرای این احکام تحقق می یابد و این ابزار خودش اصالت دارد و تنها مقدمه برای حکومت نمی باشد. اما به گفته دکتر یزدانی مقدم، چنین تفسیری با شواهد گفتار امام راحل سازگار نیست، زیرا آن بزرگوار حکومت را مقدم بر احکام فرعی معرفی می کند. از اینجا مشخص می شود خود حکومت مورد توجه است و احکام اصالت ندارند و اگر در تعارض با حکومت قرار گیرند ناگزیر باید از نظر شمول زمانی و یا مصداقی و مانند آن دگرگونی ها را پذیرا باشند.
یزدانی مقدم در پاسخ به این سؤال که اگر احکام، حاکم بر حکومت نیستند و این حکومت است که حاکم بر احکام است، پس چه چیزی بر حکومت حاکم است و معیار نقد و ارزیابی حکومت کدام است؟ می گوید: در اینجا می توان اهداف حکومت اسلامی از منظر امام راحل را برشمرد و ملاحظه کرد که آیا قدر جامع و عنوانهای کلی تر وجود دارد که این اهداف در آنها بگنجد و از طریق اهداف و مقدار تحقق آنها حکومت را مورد نقد و ارزیابی قرار داد. همچنین می توان ماهیت حکومت اسلامی را از نظر امام راحل بررسی کرد و برای نمونه این را مورد پژوهش قرار داد که آیا حکومت اسلامی یک ماهیت ویژه دارد که با معیارهای ویژه باید داوری شود یا اینکه مانند دیگر حکومتهای عرفی و عقلایی دنیاست و در نتیجه مانند همانها نیز قابل داوری است؟
وی سپس با اشاره به برخی از عناوین موجود در کتاب البیع حضرت امام(ره) می گوید: برخی عناوین همچون حفظ سیادت قانون الهی، اجرای احکام الهی برای جلوگیری از هرج و مرج، حفظ نظام، جلوگیری از اختلال امور مسلمانان و... را می توان به عنوان اهداف و وظایف حکومت اسلامی برشمرد. به گفته ایشان، گذشته از مواردی که به احکام برمی گردد، با یک نگاه اجمالی می توان همه این عناوین را به دو عنوان کلی تر که جامع دیگر عناوین است برگرداند و این دو عنوان کلی تر و جامع، همان عدالت و مصلحت است. بنابراین اهداف حکومت اسلامی، تحقق عدالت و مصلحت مردم می باشد و مقدار تحقق این دو می تواند معیاری برای ارزیابی حکومت اسلامی باشد.
یزدانی مقدم در ادامه می افزاید: حضرت امام(ره) در موارد گوناگون در کتاب البیع به موضوع نظام مسلمین، اجتناب از هرج و مرج، حفظ نظم و غیره اشاره می کند. با توجه به اینکه حکومت اسلامی در راستای همین حفظ نظام و جلوگیری از اختلال، هرج و مرج و برای حفظ نظم است، بنابراین خود حکومت اسلامی جلوه ای از حفظ نظام مسلمانان است و حفظ نظام، گرچه در وهله نخست ناظر به حفظ نظام اجتماعی مسلمانان است، اما از آنجا که حکومت اسلامی در طول همین حفظ نظام برقرار می گردد، بنابراین تعبیر به نظام یا مصلحت نظام ناظر به حفظ نظام حکومت اسلامی نیز می باشد و حفظ نظام اسلامی، به معنای حکومت اسلامی، نیز از مصادیق بلکه مهمترین مصداق حفظ نظام اسلامی، به معنای جامعه اسلامی و اجتماع مسلمانان است.