روحانیت در سنگر جهاد فکری و میدان مبارزه عملی

بهره اول
اگر فقهای عزیز نبودند معلوم نبود امروز چه علومی به عنوان علوم قرآن و اسلام و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ به خورد توده ها داده بودند. جمع آوری و نگهداری علوم قرآن و اسلام و آثار و احادیث پیامبر بزرگوار و سنت و سیره معصومین ـ علیهم السلام ـ و ثبت و تبویب و تنقیح آنان در شرایطی که امکانات بسیار کم بوده است و سلاطین و ستمگران در محو آثار رسالت همه امکانات خود را به کار می گرفتند کار آسانی نبوده است که بحمدالله امروز نتیجه آن زحمات را در آثار و کتب بابرکتی همچون کتب اربعه و کتاب های دیگر متقدمین و متاخرین از فقه و فلسفه ریاضیات و نجوم و اصول و کلام و حدیث و رجال تفسیر و ادب و عرفان و لغت و تمامی رشته های متنوع علوم مشاهده میکنیم. (1)
یکی از مشکلات امروز جامعه ما که نسل جوان باید با هشیاری و آگاهی از دام های گسترده شده در اثر آن رهایی یابد ورود برخی از افراد فاقد صلاحیت های علمی و فقهی به عرصه اسلام شناسی ! و تفسیر و توجیه های سطحی از فرهنگ و معارف و قوانین اسلام و ترویج آنها به صورت مقاله و مصاحبه در مطبوعات و چاپ و نشر به صورت کتاب در جامعه می باشد.
باید توجه داشت که «جهاد فکری» به صورت کنکاش و تحقیق در متون فرهنگ و تعالیم و معارف دینی و احاطه علمی به انواع دانش ها و آگاهی های اسلامی و اجتهادهای فکری و فقهی و در نهایت تبلیغ و ترویج صحیح و همه جانبه احکام و قوانین الهی در همه ابعاد و جلوه ها و تمام شاخه های علوم دینی از وظایف و مسئولیت های اولیه و مهم و بنیادین فقها و علمای اسلام محسوب می شود به گونه ای که چنانچه این وظیفه بزرگ به نحو شایسته و در همه جوانب و در گستره زمان تحقق عینی نمی یافت آنچه امروز به صورت تعالیم ناب اسلام محمدی (ص) در صحنه های حیات فردی اجتماعی فرهنگی سیاسی اخلاقی تربیتی اقتصادی و حقوقی به نقش آفرینی و راهگشایی و هدایت توده های مردم می پردازد موجودیت نظری و عملی نداشت.
به تعبیری دیگر جهاد فکری و علمی فقها و علمای اسلام در طول تاریخ اثبات می کند که اولا «اسلام شناسی» به صورت کسب تخصص های بالا و اجتهادهای جامع و ژرف یک ضرورت حیاتی بوده و هست. ثانیا این اجتهادهای سخت و طاقت فرسا عامل اصلی ثبت و ضبط و تداوم تعالیم و معارف اسلامی در طول اعصار و زمان های گوناگون و از دیروز تا امروز می باشد. ثالثا عدم تحقق این مجاهدت های ارزشمند علمی بیراهه هایی را می گشاید که در اثر آن کفر در لباس دین در می آید و تعالیم ضد اسلامی به نام اسلام در میان اقشار مختلف مردم ترویج می گردد.
فعالیت های فکری و علمی فاقد پشتوانه های طولانی تحقیق و پژوهش در علوم حوزوی و متکی به برداشت های سطحی و شخصی موجب بروز عارضه تورم اسلام شناسی و گسترش آنارشیسم فکری و هرج و مرج اعتقادی در جامعه می شود. این عارضه که در تاریخ معاصر ایران سابقه ای طولانی دارد و همواره با به وجود آوردن التقاط فکری به شکار جوانان و دانشجویان فاقد دین پژوهشی و معرفت و بینش های لازم نسبت به فرهنگ و اندیشه اسلامی می پردازد هم امروز نیز به صورت آفت و آسیب حضور مخرب دارد و باید با آن مقابله صحیح شود.
ریشه اصلی این عارضه و مشکل را باید اسلام شناسی های غربی ! دانست که عامل ایجاد و نشر آن روشنفکرانی هستند که در عین غرب گرایی در آثار گفتاری و نوشتاری خود مدعی اسلام گرایی می باشند لکن در ورای این ادعای تهی از حقیقت در اندیشه خلع ید از فقها و علمای اندیشمند و اسلام شناس و مطرح کردن مرموزانه و موذیانه رهبری سیاسی روشنفکران غربی به جای رهبری روحانیت هستند و معلوم است که هدف اصلی این تحرک فکری بسترسازی برای روی کار آمدن حکومت مبتنی بر تفکر لیبرال دموکراسی غربی است که ماموران سازمان جاسوسی آمریکا در مدارک به جای مانده در لانه جاسوسی خود در ایران به ضرورت وجود آن تصریح می کنند!
این روشنفکران غرب زده به اسلام نه به صورت حقیقت که به صورت ابزاری نگاه می کنند که باید از آن برای تحقق آمال خود بهره برداری های فصلی و مقطعی و زمانی کنند و همین نگرش ابزاری به اسلام است که موجب گردیده مرزبانان و پاسداران اصلی این دین مبین یعنی روحانیت اصیل و راستین را نفی کنند و در پی آن به نفی «حکومت اسلامی» بپردازند و زمینه ساز تحقق حکومت غربی که خاستگاه اصلی آن اسلام آمریکایی می باشد گردند!
متفکر شهید آیت الله مرتضی مطهری در تقابل فکری با این گروه از روشنفکران ضمن بیان این نکته که «اسلام در ذات خود یک حقیقت است نه یک مصلحت یک هدف است نه یک وسیله» (2) به این واقعیت نیز اشاره می نماید که اگر به فرض بخواهیم به اسلام به صورت یک ابزار نظر بیفکنیم این ابزار متخصص و کارشناس و مجتهد می طلبد و هر درس ناخوانده و غیر مجتهدی نمی تواند ادعای اسلام شناسی کند و فکر منزوی کردن و خلع ید از متولیان اصلی این مسئولیت الهی را در مخیله بگذراند:
«... اگر اسلام به عنوان یک وسیله و ابزار کار آمد باشد قطعا اسلام راستین و اسلام واقعی است نه هر چه به نام اسلام قالب زده شود! چگونه است که بهره گیری از هر ابزار و وسیله ای تخصص می خواهد و بهره گیری از این وسیله تخصص نمی خواهد ! خیال کرده اید هر مدعی روشنفکری که چند صباح با فلان پروفسور صبحانه صرف کرده است قادر خواهد بود اسلام راستین را از اسلام دروغین بازشناسد و به سود جامعه از آن استفاده نماید ! متاسفانه باید عرض کنم که این روشنفکران محترم کمی دیر از خواب برخاسته اند. زیرا متولیان قدیمی این منبع عظیم حرکت و انرژی نشان دادند که خود طرز بهره برداری از این منبع عظیم را خوب می دانند و بنابراین فرصت خلع ید به کسی نخواهند داد.» (3)
نسل جوان ما باید با توجه به رهنمود امام خمینی اولا جایگاه فقها و علمای اندیشمند و سخت کوش اسلام را در تبیین فرهنگ و تفکر اسلامی بشناسند و معرفتها و شناخت های دینی را از این منبع اصیل و متصل به علوم و دانش های پیامبر (ص) و ائمه (ع) دریافت نمایند. ثانیا با دیدگانی باز تحرک جریان های فکری غرب گرا و معاند با اسلام ناب را شناسی نمایند و در دام های فریب و نیرنگ آنان گرفتار و اسیر نشوند. ثالثا نسبت به ترفندها و توطئه های قدرت های استعماری به ویژه آمریکا برای مقابله با جایگاه و نقش مراجع و فقها و علمای اسلام در تبیین اسلام و حفاظت و صیانت از میراث تشیع وقوف و آگاهی کسب نمایند و از جمله در نمونه ذیل که حاصل تحقیقات سازمان جاسوسی آمریکا درباره نقش مرجعیت و روحانیت شیعه می باشد دقت و توجه لازم و ضروری مبذول دارند:
«مراجع شیعه سرچشمه قدرت این مذهب می باشند. اینان همیشه با تاکید بر اصول شیعه به شدت از آن محافظت و صیانت می کنند. اینان در طول تاریخ تشیع هیچ وقت با حاکم غیر اسلامی بیعت نکردند و با وی دست دوستی ندادند. به علت فتوای یک مرجع وقت یعنی آیت الله شیرازی انگلیس نتوانست داخل ایران شود... ببینید جایی مثل قم در مرکز ایران تخت شاهنشاهی را برچید و اکنون نیز پنجه در پنجه آمریکای ابرقدرت زور آزمایی می کند. در لبنان نهضت آیت الله موسی صدر ارتش های انگلیس و فرانسه و اسرائیل را مجبور به فرار کرد. امروز نیز حزب الله لبنان بزرگ ترین مزاحم اسرائیل در طول تاریخ تاسیس آن دولت به شمار می رود...» (4)

بهره دوم
در هر نهضت و انقلاب الهی و مردمی علمای اسلام اولین کسانی بوده اند که بر تارک جبین شان خون و شهادت نقش بسته است. کدام انقلاب مردمی ـ اسلامی را سراغ کنیم که در آن حوزه و روحانیت پیش کسوت شهادت نبوده اند و بر بالای دار نرفته اند و اجساد مطهرشان بر سنگفرش های حوادث خونین به شهادت نایستاده است در 15 خرداد و در حوادث قبل و بعد از پیروزی شهدای اولین از کدام قشر بوده اند خدا را سپاس می گزاریم که از دیوارهای فیضیه گرفته تا سلول های مخوف و انفرادی رژیم شاه و از کوچه و خیابان تا مسجد و محراب امامت جمعه و جماعات و از دفاتر کار و محل خدمت تا خطوط مقدم جبهه ها و میادین مین خون پاک شهدای حوزه و روحانیت افق فقاهت را گلگون کرده است. (5)
برای کسب شناخت و بینش نسبت به جایگاه روحانیت و نقش اساسی و محوری فقیهان و عالمان نستوه و مبارز در شکل گیری نهضت های رهایی بخش اسلامی باید به رویکردی تاریخی بپردازیم و در حرکت ها و خیزش های اجتماعی و سیاسی در تاریخ معاصر و حتی پیش از آن تعمق روا داریم. در این رویکرد تاریخی اولا نهضت های شکل یافته در اثر رهبری روحانیت و مجاهدت های دیرپا و رنجزای علمای مبارز اسلام را متعدد می یابیم و همان گونه که حضرت امام خمینی تصریح کردند هیچ انقلاب مردمی ـ اسلامی را سراغ نداریم که در آن حوزه و روحانیت نقش نداشته اند و پیش کسوت شهادت نبوده اند.
ثانیا با نفوذ جریان های مرموزی مواجه می شویم که از دو بلوک استعماری غرب و شرق سرچشمه گرفته و با طرح و برنامه و بودجه آنها در ایران و به ضرر استقلال و تمامیت ارضی آن فعالیت های مخرب انجام داده اند. ثالثا با توطئه حذف روحانیت از مصادر امور و منزوی کردن فقیهان بزرگی که خود بنیان گذار و رهبر نهضت های رهایی بخش بوده اند مواجه می گردیم.
«انقلاب عراق» یکی از نهضتهای ضد استعماری است که روحانیت اسلام در ایجاد و تداوم آن نقش اساسی داشت. پس از تهاجم قوای انگلیس به عراق در جنگ جهانی اول مراجع و فقهای بزرگی چون آیت الله میرزا محمد تقی شیرازی آیت الله سید محمد کاظم طباطبایی یزدی و آیت الله شیخ الشریعه اصفهانی بر ضد قوای اشغالگر قیام کردند و گروه کثیری از علما و روحانیون در تشکیلاتی به نام مجاهدین به همراه سایر مبارزان وارد صحنه های نبرد با استعمار گران انگلیسی شدند.
«نهضت روحانیت فارس» حرکت انقلابی دیگری به رهبری روحانیت است که علیه قوای انگلیس که بندربوشهر را به اشغال خود در آورده بودند شکل گرفت. در این نهضت پرشور و تاریخی فقهای مبارز با صدور حکم جهاد علیه اشغالگران به بسیج مردم و دلیران تنگستان از جمله رئیس علی دلواری پرداختند. آیت الله شیخ جعفر محلاتی شیرازی آیت الله شیخ محمد برازجانی و آیت الله سید عبدالحسین لاری از چهره های شاخص روحانیت بودند که علیه نیروهای اشغالگر خارجی حکم جهاد صادر کردند. همچنین روحانیون مبارزی چون سید عبدالله مجتهد بهبهانی بوشهری و شیخ علی آل عبدالجبار از جمله کسانی بودند که به بسیج و رهبری مردم در مبارزه علیه قوای انگلیس می پرداختند.
«نهضت تنباکو» حرکت بزرگ و فراموش نشدنی دیگری است که با فتوای تاریخی تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی و مجاهدت علمای بزرگ در ایران نقشه استعمار انگلیس خنثی شد و از سلطه اقتصادی کمپانی رژی و به دنبال آن وسعت و گسترش این سیطره استعماری در ابعاد فرهنگی سیاسی و نظامی بر ایران جلوگیری به عمل آمد.
«نهضت مشروطه» حرکت بزرگ دیگری است که با رهبری و هدایت فقها و علمای مبارزی همچون آیت الله شیخ فضل الله نوری آیت الله سید محمد طباطبایی و آیت الله سید عبدالله بهبهانی به پیروزی رسید و متاسفانه از اهداف اولیه که با برنامه ریزی علمای دین باید به شکل «مشروطه مشروعه» یعنی مطابق با قوانین اسلام مستقر می گردید به «مشروطه غربی و انگلیسی» تغییر ماهیت داد و روحانیون مبارزه به شدت سرکوب و منزوی شدند و استعمار خارجی و عوامل داخلی آنان بر امور مملکت سیطره یافتند.
«نهضت ملی ایران» که با رهبری عالم نستوه و مبارز آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی وارد مرحله نوینی شد که با قیام تاریخی 30 تیر و با نقش آفرینی این روحانی استعمار ستیز و مبارزات مردم مسلمان ایران تمام عرصه ها برای عوامل وابسته به بیگانگان تنگ گردید و استبداد داخلی مجبور به عقب نشینی شد از دیگر حرکت های بزرگی است که با مجاهدات وقفه ناپذیر روحانیت به پیروزی رسید و توسط عوامل وابسته به غرب منحرف گشت و دیگر بار سلطه استعمار و استبداد را به این کشور ستم زده باز گرداند.
نسل جوان ما وظیفه دارد نهضتهای یادشده و سایر نهضت هایی که علمای اسلام بنیان گذار آن بودند را به مطالعه دقیق به منظور کسب بینش و آگاهی های سیاسی بگذارد.
این مطالعه و کنکاش نسل امروز را به وقایع و حوادث تلخی رهنمون می شود که باید دستمایه جوانان و دانشجویان برای نیل به جریان شناسی حق و باطل و مشاهده ردپای عوامل وابسته به استعمار برای تداوم بخشیدن به اهداف نهضت مشروطه غربی در جامعه امروز گردد. این اهداف شوم اگر چه در گذشته با ایجاد جنگ روانی و ترور فکری علیه روحانیت به گونه ای خاص متجلی گردید لکن با شدت و گستردگی بیشتری پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی علیه روحانیت به ویژه چهره های شاخص و عناصر حاضر در کادر هدایت حرکت های مردمی برای مبارزه با قدرتهای استعماری صورت گرفت و می گیرد.
اگر چه شرایط امروز و آگاهی و حضور مردم مسلمان در صحنه های انقلاب با نهضت ملی ایران و نهضت مشروطه قابل مقایسه نمی باشد و نیز اگر چه قدرت و انسجام مراکز حوزوی و حضور آگاهانه فقیهان و عالمان اندیشمند اسلامی در این عصر با دو عصر یاد شده غیر قابل انطباق است لکن فراموش نکنیم که به همان میزان که روحانیت در این زمان دارای قدرت و وحدت است و آگاهی های مردم و حضور آنان در صحنه های مختلف شدت و فزونی یافته است توانمندی و قدرت استعمار خارجی و عوامل داخلی آنان نیز بیشتر و افزون تر گردیده است و ترفندها و توطئه ها شکل و قالب های جدید و تاثیر گذارتر یافته اند و دشمنان تا آنجا پیشرفت کرده اند که حتی در شمایل نیروهای دلسوز اسلام و انقلاب و نظام در می آیند و در مراکز حوزوی و محافل دوستان و حامیان انقلاب رخنه و نفوذ می کنند و در صدد ایجاد اختلاف و چند دستگی بین آنان بر می آیند! این تحرکات مرموز و شیطانی که هدف آن منزوی کردن و از صحنه خارج نمودن روحانیت و ایجاد انحراف در نهضت اسلامی است باید توسط حوزه های علمیه و چهره های شاخص روحانی که همواره سپر بلای توطئه های سرازیر شده به سوی اسلام و نظام بوده و هستند و خود را از آرامش و راحتی محروم می نمایند تا به جامعه آرامش و امنیت ببخشند و کشتی انقلاب را از امواج متلاطم توطئه های خارجی و داخلی عبور دهند و به ساحل رهایی برسانند کشف و خنثی شود. از سوی دیگر نسل جوان ما باید با دیدگانی بازو فکر و ذهنی بیدار هم تحرکات ضد اسلامی و متعارض با حکومت دینی و رهبری روحانیت را شناسایی نمایند و خود را از آفات و آسیبهای آنها مصون دارند و هم علمای فکور و مسئول و دلسوخته و حامی اتحاد و اقتدار و همبستگی روحانیت و مردم را در مسئولیت بزرگ حفظ وحدت و مقابله با تشتت یاری و مساعدت برسانند. نسل جوان در صورتی به انجام این دو وظیفه بزرگ توفیق حاصل می نماید که از پیام تاریخی امام خمینی به روحانیت دو بهره ای را که درباره آن توضیح دادیم پشتوانه بزرگ فکری و عملی خویش قرار دهد.

پاورقی:
1 ـ پیام امام خمینی به روحانیت 1376 12 3 صحیفه امام ج 21 ص 274
2 ـ نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر متفکر شهید آیت الله مرتضی مطهری انتشارات صدرا ص 83
3 ـ همان مدرک ص 84
4 ـ طرح سازمان «سیا» برای مقابله با تشیع روزنامه جمهوری اسلامی 86 10 25 شماره 8249
5 ـ صحیفه امام ج 21 ص 275 و 276