انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



فعاليت هاي اجتماعي فرح پهلوي

در اين بين همسران محمدرضا پهلوي به عنوان رکني مهم در فعاليتهاي امور خيريه در کشور مي پرداختند. هرچند امکان دارد اين اعمال در ابتدا به شکلي خالصانه و بي ريا آغاز شده باشد، اما در تشکيلاتي که سرتا پا غرق در فساد است نمي توان سازمان يا نهادي جدا از آن ايجاد کرد. بنابراين امور خيريه نيز به ويژه در اواخر عصر پهلوي، تنها جنبه تبليغاتي داشت.
________________________________________
فرح پهلوي هم مثل دو همسر محمدرضا به محض ورود به دربار به فعاليتهاي گسترده اي در زمينه امور خيريه دست زد. در ابتدا برخورد با مردم بسيار راحت بود و بي هيچ تشخصي به بازديدهاي رسمي از نقاط مختلف کشور مي پرداخت و از تشريفات دست وپا گير مي کاست. اما به تدريج تغيير شکل داد و در مراسمات در حلقه دوستان و ياران خود شرکت مي نمود و جز به آنان و سخنانشان به هيچ کس اعتمادي نداشت. اندک زماني پس از ازدواج او نيز از مردم فاصله گرفت و غرق در تجملات شد. به طوري که در اواخر رژيم پهلوي امور خيريه و تشکيلات مربوط به آن به نهادهاي فاسد مبدل شد و تنها جنبه تبليغاتي يافت. اين نهادها به عنوان عامل نفوذي فرح ديبا در دربار و مسائل کشوري به حساب مي آمد، تا جايي که قسمتي از بودجه کشور که معمولاً توسط خود فرح يا دفتر مخصوص او تعيين مي شد، به اين سازمان ها اختصاص مي يافت.
جمعيت ها و سازمان هايي که فرح ديبا عهده دار اداره آنها بود شامل: 1- جمعيت خيريه فرح پهلوي 2- جمعيت کمک به جذاميان ايران 3- جمعيت ملي مبارزه با سرطان 4- سازمان رفاه خانواده 5- سازمان مهد کودک 6- انجمن ملي حمايت کودک 7- جمعيت حمايت از کودکان بي سرپرست 8- جمعيت آسيب ديدگان از سوختگي 9- بنگاه حمايت از مادران و نوزادان 10- سازمان کمک به نيازمندان 11- سازمان بهداشت 12- سازمان اردوهاي کار کشور 13- دانشگاه فرح پهلوي و بيمارستانهاو درمانگاههاي تابعه 14- سازمان تنظيم خانواده 15- کنگره پزشکي رامسر. (1)
بديهي است که رياست اين سازمانها تنها اسماً توسط فرح ديبا صورت مي گرفت و در عمل هرکدام از اين سازمانها از رئيس و هيات امناء ويژه اي برخوردار بود. فرح ديبا در سخنان خويش از رياست صوري خود بر اين سازمانها سخن مي گفت. اما در واقع هر سازماني که خود را تحت نام او قرار مي داد، مي توانست از مزاياي دولتي استفاده کنند. از جمله قديمي ترين سازمانهاي تحت رياست فرح ديبا، بنگاه خيريه حمايت مادران و نوزادان بود که به تدريج پس از جمعيت شير وخورشيد سرخ، بزرگترين بنياد خيريه کشور گشت. از ديگر موسسات خيريه که تحت اداره فرح ديبا قرار داشت، انجمن خيريه فرح پهلوي بود که در سال 1339 شروع به فعاليت نمود و به ايجاد و اداره چند دارالايتام و پرورشگاه اقدام کرد. اندک اندک تعداد اين پرورشگاهها در سراسر کشور افزون شد و به 40 عدد بالغ گشت. رسيدگي به مسائل مربوط به حوادث غيرمترقبه چون سيل و زلزله در زمره کارهاي فرح ديبا بود و سالانه بودجه کلاني بدين منظور اختصاص داده مي شد. (2 )
در اواخر رژيم پهلوي امور خيريه و تشکيلات مربوط به آن به نهادهاي فاسد مبدل شد و تنها جنبه تبليغاتي يافت. اين نهادها به عنوان عامل نفوذي فرح ديبا در دربار و مسائل کشوري به حساب مي آمد، تا جايي که قسمتي از بودجه کشور که معمولاً توسط خود فرح يا دفتر مخصوص او تعيين مي شد، به اين سازمان ها اختصاص مي يافت.
به دنبال سلسله اقداماتي که توسط فرح ديبا در زمينه هاي امور خيريه انجام مي شد، بنيادي تحت نام بنياد فرح ديبا که در واقع دفتر مخصوص او به حساب مي آمد، تشکيل شد، تا به امور مختلف فعاليت هاي ملکه از جمله امور خيريه رسيدگي کند. بدين ترتيب در اواخر عمر رژيم پهلوي و دهه آخر، کليه فعاليت هاي فرح ديبا توسط اين دفتر انجام گشت. رياست اين بنياد به کريم پاشابهادري و هوشنگ نهاوندي سپرده شد. اين دو از ياران وفادار فرح ديبا به حساب مي آمدند.
مسئله¬اي که در موسسات تحت رياست فرح ديبا وجود داشت، سوء استفاده و رشوه هاي کلان و اختلاس¬هايي بود که توسط دوستان و ياران او صورت مي گرفت. البته اين رسم در کليه سازمانها و ادارات دولتي وجود داشت. ولي سازمانهاي وابسته به دربار و افراد خاندان سلطنتي به ميزان وسيع تري از امکان اين فساد برخوردار بودند. به اين ترتيب
اعانه ها و کمک هاي مردمي که به اين سازمان مي شد، اکثراً در جيب حضرات انباشته مي گشت ومبلغ اندکي صرف خانواده هاي بي بضاعت مي گشت اين وضعيت تا به جايي رسيد که حتي براي خريد شير مورد نياز کودکان معلول ذهني، از شير گوساله هاي شيرخوار استفاده مي شد، امري که با کمک روساي سازمان انجام گشت. گرچه بي شک در پشت اين حمايت دستان قوي تري نيز وجود داشت. 3
در پايان مي توان به اين نتيجه رسيد که ميزان نفوذ و تاثيرگذاري فرح ديبا در امور کشور کاملاً واضح و روشن بود. از آنجا که او يکي از معدود کساني بود که مي توانست با شاه بي پرده صحبت کند و بطور مرتب به شاه دسترسي داشت، به عنوان وسيله اي براي دسترسي به شاه اهميت پيدا کرده بود و همين دسترسي به شاه به خودي خود بلافاصله ايجاد نفوذ مي کرد. و از طريق همين نفوذ و سپس تثبيت قدرت خود هرچند در اقتصاد و سياست نقش ايفا کرد و خصوصاً در اواخر رژيم در امور سياسي تاثيرگذار بود و توانست نقش مهمي در خط مشي رژيم ايفا کند. اما با وجود همه اينها، در حوزه هاي نفوذ خاص داشت مثل فرهنگ و هنر، موزه ها، جشنواره هاي مختلف هنر، سازمان راديو و تلويزيون و ... بدين ترتيب مشخص مي شود که فرح در سياستگذاري در امور فرهنگي وهنري يکه تاز ميدان  بود.
فهرست منابع :
1- ماروين شکست شاهانه؛ ملاحظاتي درباره سقوط شاه، ترجمه اسماعيل زند و بتول سعيدي، تهران: نشر نور، 1370،ص281.
2- نيلوفر کسري، زنان ذي نفوذ خاندان پهلوي، چاپ دوم، تهران: نشر نامک، 1380، صص243- 240.
3- مينو صميمي، پشت پرده تخت طاووس، ترجمه حسين ابوترابيان، چاپ دوم، تهران: اطلاعات، 1368، صص 141-140.