انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



نهضت جنگل به روایت تاریخ

چندی هم در مدرسه محمودیه تهران به همین منظور اقامت گزید. با حوادث و انقلابهای کشور، مسیر افکارش را تغییر و عبا، عمامه و نعلین را به تفنگ، فشنگ و نارنجک مبدل ساخت.
میرزا و مشروطه
میرزا، در سال 1286 شمسی، در گیلان به صفوف آزادیخواهان پیوست و برای سرکوبی محمد علی شاه، روانه تهران شد. همزمان با اوجگیری نهضت مشروطه در تهران، شماری از آزادیخواهان رشت، کانونی به نام «مجلس اتحاد» تشکیل دادند و افرادی به عنوان فدایی گرد آوردند. میرزا کوچک خان که در آن دوران یک طلبه بود و افکار آزادیخواهانه داشت، به مجلس اتحاد پیوست.
در سال 1294 شمسی، به جای «مجلس اتحاد»، «هیأت اتحاد اسلام» در رشت تشکیل گردید که یک گروه هفده نفری بود. بیشتر افراد این گروه روحانی بودند و میرزا کوچک خان عضو مؤثر آن بود. این هیأت هدف خود را خدمت به اسلام و ایران اعلام کرد و پس از چندی میرزا کوچک خان رهبری آن را به عهده گرفت. پس از چندی هیأت اسلام به کمیته اتحاد اسلام تبدیل شد و اعضای آن به 27 نفر افزایش یافتند و رهبری کمیته را میرزا به عهده گرفت و تا پایان سال 1296 شمسی، بخش وسیعی از گیلان، قسمتی از مازندران، طارم، آستارا، تالش، کجور و تنکابن زیر نفوذ کمیته اتحاد اسلام درآمد. این کمیته «نهضت جنگل» و «حزب جنگل» نیز نامیده شده است.
با وجود تلاشی که در تحریف چهره میرزا به عمل آمده، به شهادت تاریخ، وی از مجاهدان مشروطیت و از هواداران جناح اعتدالیون مجلس و وفادار به اسلام بود.
تاخت و تازهای خارجی در صحنه سیاست و اقتصاد کشور و سیاست بازی عناصر منافق و خود فروخته، وضع آشفته تر گیلان و بی کفایتی دولتمردان، انگیزه هایی بود که این روحانی جوان، حساس و دلسوخته را به میدان سیاست و سپس به صحنه کارزار کشاند .نخست در برابر استبداد محمد علی شاه ایستاد. سپس با شخصیتهای با نفوذ تماس گرفت و در آخرین مرحله از تلاش خود سلاح به دست گرفت و در برابر نیروهای بیگانه به مقاومتی جانانه پرداخت. او بارها در برابر مردم گیلان هدف از نهضت خود را احیای قوانین اسلام اعلام کرد و یادآور شد که میرزا کوچک هرگز اسلحه را از خود دور نمی کند، مگر وقتی که مطمئن باشد افراد ایرانی از تجاوز متجاوزان بیگانه و ستمکاران داخلی مصون و از امنیت و رفاه برخوردار هستند.

آغاز نهضت


 
او درصدد برآمد تا با راه انداختن تشکیلات نظامی، به مبارزه علیه استبداد رضاخانی و سرسپردگی ها، پیمانهای ننگین و تحمیلی بیگانگان و مداخلات آنان در امور داخلی کشور بپردازد. میرزا درتهران اندیشه خود را با رجال دین و سیاست در میان نهاد وبه نظرخواهی از آنان پرداخت . گروهی به ضرورت مبارزه مسالمت آمیز تأکید می کردند ومبارزه مسلحانه را نادرست می خواندند و گروهی دیگر نظر میرزا کوچک خان را تأیید می کردند. سرانجام پس از یک سلسله بحث و گفتگو، قرار شد در گوشه ای از ایران کانونی ثابت برای مبارزه ایجاد شود. میرزا کوچک خان پس از این توافق عازم گیلان شد وشروع به تهیه مقدمات قیام کرد. اما چون روسها قبلاً او را از منطقه تبعید کرده بودند، مجبور بود مخفیانه به فعالیت بپردازد. با این حال، میرزا در اندک مدتی توانست همفکرانی در کنار خود جمع کند وقیام را علنی سازد. او درسالهای قبل از به قدرت رسیدن رضاخان، موفق شد هسته های تشکیل نهضت مسلحانه را پی ریزی کند. نیروهای اشغالگر روس که در سالهای قبل ازانقلاب اکتبر، در سرکوبی این نهضت توفیق چندانی نیافتند، باوقوع انقلاب اکتبر از مناطق شمالی ایران بیرون رفتند و انگلیسی ها یکه تاز میدان شده و تقریباً تمامی ایران را زیر سلطه خود درآوردند. آنان میرزا حسن خان وثوق الدوله را به ریاست دولت ایران گماشتند. دولت انگلیس با انعقاد قرارداد معروف 1919 با وثوق الدوله، ایران را تحت الحمایه خود درآورد و کلیه امور مالی، گمرکی و نظامی کشور رابه دست گرفت. انگلیسی ها از طریق وثوق الدوله تلاش کردند قیام جنگل را با مذاکره و بدون خشونت حل و فصل کنند، اما این تلاشها سودی نبخشید.
اعلام جمهوری میرزا کوچک خان در رشت

روز 16 خرداد 1299 میرزا کوچک خان جنگلی در ادامه مبارزات خود در راه اعاده استقلال و حاکمیت ملی ایران، در شهر رشت حکومت جمهوری اعلام کرد. این اعلام درپی یک رشته تماسها و گفتگوها با مقامهای روسیه و کسب اطمینان از اینکه نیروهای مداخله گر آنان در شمال ایران در کار حکومت انقلابی میرزا، کارشکنی نخواهند کرد، صورت گرفت . درست سه هفته پیش از این اعلام، در سپیده دم روز 28 اردیبهشت 1299 ، نیروهای ارتش سرخ به بهانه «سرکوبی ضد انقلاب که در شمال ایران کمین کرده بود» به بندرانزلی یورش بردند و این شهر را اشغال کردند.
گرچه روسها در ابتدای امر میرزا را فردی انقلابی می دانستند، اما چندی نگذشت که به خاطر منافع خود به او خیانت کردند که این خیانت به عقد قراردادی بین روسها و میرزا منجر شد.
سران نهضت جنگل پس از اعلام حکومت، ضمن انتشار اعلامیه ای با عنوان «فریاد ملت مظلوم ایران از حلقوم فدائیان جنگل »، به مفاسد دستگاه حاکمه ایران وجنایتهای انگلیسی ها اشاره کردند.
سران نهضت در شهر رشت سرگرم تحکیم مبانی جمهوری بودند که بتدریج اختلافهایی در میانشان پدید آمد و همین امر نهضت را به انحطاط و نابودی کشاند. پس از ورود ارتش سرخ به ایران، چند نفر از اعضای «حزب کمونیست عدالت باکو» از روسیه وارد گیلان شدند. این افراد در رشت حزبی به نام عدالت تشکیل دادند و رفته رفته ضمن برگزاری جلسات و سخنرانیها، عملاً مواد توافق شده میان سران نهضت جنگل و روسها را زیر پا گذاشتند و تبلیغاتی نیز علیه میرزا کوچک خان آغاز کردند. میرزا دو نفر ازاعضای نهضت را به قفقاز فرستاد تا با نریمانف، صدر شورای جمهوری قفقاز، ملاقات و او را وادار کنند تا اعضای حزب را از ادامه کارشکنی ها و اقدامهای نفاق افکنانه باز دارد؛ اما نریمانف اقدامی جدی به عمل نیاورد. میرزا که اوضاع را چنین دید، روز 18 تیر 1299 معترضانه رشت را ترک گفت و اعلام کرد تا زمانی که حزب عدالت از کارهای خلاف و حمله به اسلام و تبلیغ کمونیسم دست برندارد، به رشت باز نخواهد گشت .
در پی خروج قهرآمیز میرزا کوچک خان از رشت، اعضای حزب عدالت که بعضی از آنها همچون احسان ا... خان و خالوقربان قبلاً از دوستان نزدیک میرزا بودند و اکنون با گرویدن به سوسیالیسم، میرزا را مرتجع می دانستند، درصدد اجرای کودتایی برآمدند که طرح آن پیشتر ریخته شده بود. نقشه این بود که میرزا یا باید کشته و یا دستگیر گردد و از رهبری انقلاب کنار رود. کوچک خان که تا حدی از هدف اعضای حزب و نقشه آنان مطلع شده بود، به جنگل رفت . باوجود درگیریهایی که در جنگل میان دو طرف ایجاد شد، آنان از شکست دادن میرزا و یارانش ناتوان شدند و طرفین موقتاً وحدت یافتند. پس از این توافق، کمیته انقلابی جدیدی تشکیل شد.


تبانی بیگانگان و رضا خان علیه میرزا

در آستانه کودتای رضاخان، شرایط سیاسی ایران شدیداً علیه میرزا کوچک خان جنگلی بود. پروژه سرکوب نهضت اسلامی میرزا کوچک خان جنگلی، محصول اراده مشترک شوروی، کمونیستهای داخلی، دولت انگلستان و استبداد رضاخانی بود. در چنین شرایطی، سران نهضت جنگل چند راه بیشتر نداشتند، یا باید تسلیم می شدند و اسلحه را زمین می گذاشتند، یا به روسیه پناه می بردند و یا این که ننگ تسلیم و پناه بردن به بیگانه و اجنبی را نمی پذیرفتند و تا آخرین قطره خون به مبارزه ادامه می دادند. میرزا کوچک خان، به مبارزه ادامه داد تا اینکه در 11 آذر 1300 به شهادت رسید.
منابع:
1 - سیاست و سازمان حزب توده از آغاز تا فروپاشی
2 - خاطرات ایرج اسکندری
3 - ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ؛ ارتشبد فردوست