انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



انقلاب اسلامی ایران و دیگر انقلاب های بزرگ جهان

انقلاب اسلامی ایران و دیگر انقلاب های بزرگ جهان

 استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب "پیرامون انقلاب اسلامی" راجع به ويژگي هاي اين انقلاب چنین اظهار داشته است: "اگر قرار باشد نظیری برای انقلاب اسلامی ایران پیدا کنیم، شاید بتوانیم انقلاب صدر اسلام را مثال بزنیم."
ازآنجاکه شناخت بیشتر وجوه گوناگون و تحلیل جنبه های مختلف انقلاب، امکان تداوم بخشیدن به آرمان ها، اهداف و همچنین حفظ و نگهداری دست آوردهای آن را میسر تر می‌سازد، در این گزارش برخی از وجوه تمایز و اشتراک انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلاب های بزرگ جهان مورد بررسی قرار می گیرد. اساسا مقایسه و مطالعه تطبیقی انقلابهای بزرگ دنیا با یکدیگر با انگیزه های گوناگونی صورت می‌گیرد.
دکتر منوچهر محمدی استاد دانشگاه تهران در کتاب "انقلاب اسلامی در مقایسه با انقلاب های فرانسه و روسیه"، علاقه مندان به مطالعه تاریخی و تطبیقی انقلاب های بزرگ جهان را چهار دسته می‌داند. بر پایه نوشته وی این چهار گروه عبارتند از: دانشگاهیان و محققان با انگیزه های صرف علمی و آکادمیک، افراد مشتاق انقلاب که در پی کسب تجربه از انقلابهای بزرگ دنیا برای پیاده کردن آنها در جوامع مورد نظر و مستعد انقلاب هستند، مخالفان و ضد انقلابیونی که برای پیشگیری از تحقق و وقوع انقلاب در جامعه تلاش می‌کنند و گروهی که نگران آینده و علاقمند به تثبیت انقلاب نو پا و تداوم و پیروزی قطعی آن هستند.
امام خمینی (ره) معمار بزرگ انقلاب اسلامی در فرازهایی از سخنان خود در ‪۲۱‬بهمن سال ۱۳۶۴‬ برای درک اهمیت انقلاب اسلامی، مقایسه آن با انقلاب های بزرگ دنیا را مورد تاکید قرار دادند. امام راحل در این‌باره فرمودند: "این انقلاب فرانسه، آن انقلاب شوروی، مطالعه کنند اشخاص ببینند که آیا قبل از این انقلاب‌ها چه بوده است و حالا چه هست، آیا به حال ملت‌ها امری حاصل شده است؟" (صحیفه نور -جلد ‪۱۹‬ صفحه ‪۲۶۹‬ )
بسیاری از اندیشمندان و تحلیلگران، انقلاب اسلامی ایران را با دو انقلاب بزرگ دیگر تاریخ جهان یعنی انقلاب فرانسه در سال ‪۱۷۸۹‬میلادی و انقلاب روسیه در سال ‪ ۱۹۱۷‬ مقایسه کرده اند.
مقایسه انقلاب ایران با دو انقلاب فرانسه و روسیه از دو دیدگاه صورت گرفته است.
گروهی با تطبیق شرایط اقتصادی ، سیاسی، اجتماعی و... این سه کشور، در صدد این نتیجه گیری هستند که انقلاب ایران نیز ریشه‌ها و ماهیتی نسبتا یکسان با دوانقلاب دیگر داشته است.گروهی دیگر ضمن بر شمردن وجه تمایزهای انقلاب فرانسه و روسیه با انقلاب ایران ، اساسا ماهیت و ویژگی های انقلاب اسلامی ایران را منحصر به فرد و متفاوت با دو انقلاب دیگر دانسته اند.
● ریشه های مذهبی انقلاب ایران
هر دو گروه یاد شده وجه تمایز عمده بین انقلاب اسلامی ایران و دو انقلاب دیگر را ریشه مذهبی آن و نقش روحانیت در به حرکت در آوردن توده ها دانسته و اذعان کرده‌اند که انقلاب فرانسه وانقلاب روسیه فاقد آن و حتی در جهت مخالف آن بودند.
محمود طلوعی در کتاب "فرهنگ جامع سیاسی" آورده است:"در هر دو انقلاب فرانسه و روسیه، روحانیون در کنار دربار قرار داشتند وانقلابیون پس از به دست گرفتن قدرت به مبارزه با نفوذ کلیسا و قطع امتیازات طبقه روحانی پرداختند. در فرانسه هزاران کشیش در جریان انقلاب قتل عام شدند و مجلس انقلاب، زمین های متعلق به کلیسا را ضبط و اعیاد و مراسم مذهبی را لغو کرد، در روسیه نیز بلشویک ها که در مراحل نهایی انقلاب به قدرت رسیدند آشکارا منکر خدا و اعتقادات مذهبی بودند و بعد از به دست گرفتن حکومت به مبارزه جدی با دین و روحانیت دست زدند. اما در ایران، مذهب قوه محرکه اصلی انقلاب بشمار می‌رفت و آتش انقلاب از درون مساجد زبانه کشید.
تحلیل گران در مقایسه شرایط و اوضاع و احوال جامعه، پیش از شکل گیری انقلاب و عواملی که منجر به بروز و پیروزی انقلاب در سه کشور فرانسه، روسیه و ایران شد، به نقش منحصر به فرد مذهب، رهبری و مردمی بودن انقلاب اسلامی ایران در شکل گیری ، هدایت و پیروزی آن اذعان داشته اند.
فرهنگ نامه "کلید دانش" در توضیح واژه انقلاب ذیل مطلبی تحت عنوان "انقلاب پیش بینی ناپذیر" چنین آورده است: "در اغلب انقلاب های دنیا در چند قرن اخیر، طبقه متوسط و روشنفکر نقش محوری داشت و کشیشان (علمای دینی) در طیف مخالفان انقلاب بودند، اما در انقلاب اسلامی ایران، روحانیون رهبری انقلاب را به عهده گرفتند و حامیان اصلی انقلاب، قشر محروم و مستضعف جامعه بودند.
البته نباید فراموش کرد که نقش روحانیت در ترغیب توده های مردم برای حضور در صحنه های انقلاب به آسانی حاصل نشد و خود مولود همراهی پیوسته این قشر با مردم و همچنین زحمات و سختی‌هایی بود که علما و روحانیون با توجه به وابسته نبودن حوزه های علمیه به حکومت، تحمل کرده بودند.