انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



الگوی زن از نگاه رهبر انقلاب

الگویی که بر آمده از نگاه غیر دینی به زن است اگرچه او را از برخی تقیدات آزاد می سازد اما در نهایت زن و جایگاه وی را به عنوان یک انسان لگد مال می کند.در این میان اما نگاه اسلامی به زن بسیار متفاوت از نگاه غربی هاست. در نگاه اسلام زن پیش از آنکه یک زن باشد انسان است و جنسیت وی تاثیری بر حقوق انسانی او ندارد. رهبر معظم انقلاب بارها در فرمایشات خود بر موضوع زن و جایگاه وی تاکید داشته اند که در ذیل به بخشی از آنها اشاره می گردد.
نگاه اسلام به زن به حیث جنس یک نگاه فوق‌العاده متعالی است. به نظر من خیلی از این مشکلات مربوط به بانوان، ناشی است از مشکلات حیات جمعی خانواده، به حیثی که زن در آن محور است. ما خلأهای قانونی و عادتی و سنتیِ عجیب و فراوانی داریم. گاهی اوقات خانمهایی با ما تماس می‌گیرند یا از مجلس، یا از حوزه، یا از مراجعات گوناگون مردمی، یا از مراکز دیگر و مشکلاتشان را می‌گویند؛ این مشکلات عمدتاً مربوط می‌شود به مشکلات داخل خانواده. اگر زن داخل خانواده امنیت روانی داشته باشد، امنیت اخلاقی داشته باشد، آسایش داشته باشد، سَکَن داشته باشد، حقیقتاً شوهر برای او لباس محسوب شود همچنان که او لباس شوهر است و همچنان که قرآن خواسته، مودت و رحمت بین اینها باشد، و اگر «و لهنّ مثل الّذی علیهن» در خانواده رعایت شود این چیزهایی که اصول کلی و اساسی است آن‌گاه مشکلات بیرون خانواده برای زن قابل تحمل خواهد شد؛ اصلاً بر اینها فائق می‌آید. اگر زن در آسایشگاه خود، در سنگر اصلی خود، بتواند مشکلات خودش را کاهش بدهد، بلاشک در عرصه‌ اجتماع هم خواهد توانست.1
اولاً نگاه اسلام به جنسیت، یک نگاه درجه دو است؛ نگاه اول و درجه‌ یک، حیث انسانیت است؛ که در آن، جنسیت اصلاً نقشی ندارد. خطاب، انسان است. البته «یا ایّها الّذین ءامنوا» است، «یا ایّها الّذین ءامنّ» نیست؛ یعنی صیغه‌ ءامنوا، صیغه‌ مردانه است، نه صیغه زنانه؛ اما این به هیچ وجه به معنای این نیست که در این خطاب، مرد بر زن ترجیح دارد؛ این ناشی از عوامل دیگر است؛ آن عوامل هم برای ما روشن است. حالا نمی‌خواهیم وارد آن بشویم که چرا ما مثلاً در زبان فارسی جمعیت را میگوییم مردم؛ از مرد می‌گیریم، نمی‌گوییم زنُم؛ در انگلیسی «HUMAN»، چرا «MAN»؟ این نشانه‌ این نیست که غلبه فرهنگ مردانه این را به وجود آورده و در لغت یک چنین تصرفی کرده؛ نه، این یک عوامل دیگری دارد. بالاخره در داخل خانواده، مرد نمای بیرونی است، زن نمای داخلی است. بخواهید یک خرده ذوقی‌تر بگویید، مرد پوست بادام است، زن مغز بادام است. از این قبیل تعبیرات می‌شود کرد. مرد ظاهرتر است، ساختمان او اینجوری است؛ خدای متعال او را برای این کار ساخته و پرداخته، زن را برای یک کار دیگری؛ بنابراین بروز و ظهور و نمایش و نمودداشتن در مرد بیشتر است؛ به خاطر همین خصوصیات، نه به خاطر ترجیح. اما در زمینه‌ مسائل اصلی انسان که مربوط به انسان است زن و مرد هیچ فرقی ندارند.2
نظر اسلام در باب خانواده و جایگاه زن در خانواده، نظر خیلی روشنی است. «المرأة سیّدة بیتها»؛ بزرگ خانه، زن خانه است؛ این از پیغمبر اکرم است. جایگاه زن در خانواده، همانی است که در گفتارهای گوناگون ائمه (علیهم‌السلام) آمده: «المرأة ریحانة و لیست بقهرمانة». در تعبیرات عربی، قهرمان یعنی کارگزار، پادو، یک خدمتگزار محترم. می‌فرماید: در داخل خانه، زن قهرمانه نیست؛ ریحانه است، گلِ خانه است. خطاب به مردان می‌فرماید: بهترین شما کسانی هستند که بهترین رفتارها را با همسرانشان دارند. اینها نظرات اسلام است و از این قبیل الی ماشاءالله وجود دارد. ولی در عین حال تحقق خواسته‌ اسلام در خانواده، یک امری است که با این بیانات تمام نمی‌شود، حل نمی‌شود؛ احتیاج به پشتوانه‌ قانونی، پشتوانه‌ اجرایی و ضمانت اجرایی دارد؛ و این کار باید انجام بگیرد. این کار در طول سالهای متمادیِ گذشته انجام نگرفته است. خانواده‌هایی که متدین بودند، مردانی که از اخلاقِ خوب برخوردار بودند و پایبندی‌های شرعی داشتند، ملاحظاتی کردند؛ اما در مواردی که این خصوصیات نبوده، این ملاحظات نشده؛ به زن در داخل خانواده ظلم شده.3
زن با نقاط قوت زنانه‏ی خود- که خدای متعال در وجود او به ودیعه گذاشته و مخصوص زن است- همراه با ایمان عمیق، همراه با استقرار ناشی از اتکاء به خداوند، و همراه با عفت و پاکدامنی- که فضای پیرامون او را نورانیت می‏بخشد- می‏تواند در جامعه یک نقش استثناییِ این‏گونه ایفا کند؛ هیچ مردی قادر به ایفای چنین نقشی نیست. مثل کوه استواری از ایمان، درعین‏حال مثل چشمه‏ جوشانی از عاطفه و محبت و احساسات زنانه، تشنگان و محتاجان نوازش را از چشمه‏ صبر و حوصله و عاطفه‏ خود سیراب می‏کند. انسانها در چنین آغوش پُربرکتی می‏توانند تربیت شوند. اگر زن با این خصوصیات در عالمِ وجود نبود، انسانیت معنا پیدا نمی‏کرد. این، معنای ارزش زن و تشخص زن است؛ چیزی که مغز متحجرِ مادی غربی‏ها نمی‏تواند آن را بفهمد. کسانی که از دین و معنویت بهره‏ای نبرده‏اند، نمی‏توانند چنین عظمتی را درک کنند. آنهایی که شاخصه‏ زن را در زیور و آرایش و سبک‏سری و بازیچه قرار گرفتن در دست مردان می‏دانند، نمی‏توانند اساس هویت زنانه را در منطق اسلام و در نظر اسلام درک کنند.4
پی نوشتها در دفتر روزنامه موجود است.