انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

دو دسته افراد صالحی هستند که معنای انتظار فرج را اشتباه فهمیده اند
1.عده ای معتقدند انتظار فرج یعنی اینکه تنها دعا کنند وفرج امام زمان (عج) را از خدا بخواهند.
‌‌” بعضیها انتظار فرج را به این می‌دانند که در مسجد، در حسینیه، در منزل بنشینند و دعا کنند و فرج امام زمان  سلام الله علیه  را از خدا بخواهند. اینها مردم صالحی هستند که یک همچو اعتقادی دارند. بلکه بعضی از آنها را که من سابقا می‌شناختم بسیار مرد صالحی بود، یک اسبی هم خریده بود، یک شمشیری هم داشت و منتظر حضرت صاحب  سلام الله علیه  بود. اینها به تکالیف شرعی خودشان هم عمل می‌کردند و نهی از منکر هم می‌کردند و امر به معروف هم می‌کردند، لکن همین، دیگر غیر از این کاری ازشان نمی‌آمد و فکر این مهم که یک کاری بکنند، نبودند ” (امام خمینی (ره)، صحیفه امام، جلد 21، ص 13، 14فروردین 1367، 15 شعبان 1408 )
2‌.‌عده ای دیگر انتظار فرج را تنها عمل به تکلیف خود بدون توجه به آنچه در اطراف آنها در کشور یا جهان اتفاق می افتد، می دانند.‌
‌”یک دسته دیگری بودند که انتظار فرج را می‌گفتند این است که ما کار نداشته باشیم به اینکه در جهان چه می‌گذرد، بر ملت‌ها چه می‌گذرد، بر ملت ما چه می‌گذرد؛ به این چیزها ما کار نداشته باشیم، ما تکلیف‌های خودمان را عمل می‌کنیم، برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاء الله، درست می‌کنند؛ دیگر ما تکلیفی نداریم. تکلیف ما همین است که دعا کنیم ایشان بیایند و کاری به کار آنچه در دنیا می‌گذرد یا در مملکت خودمان می‌گذرد، نداشته باشیم. اینها هم یک دسته‌ای، مردمی بودند که صالح بودند  ” (همان، ص13)
‌‌  سه دسته ی دیگر افراد منحرفی بودند که انتظار فرج را اشتباه تفسیر می کردند
3. دسته ای اعتقاد داشتند اجازه دهیم عالم پر از معصیت شود تا امام زمان (عج) ظهور کنند
‌‌” یک دسته‌ای می‌گفتند که خوب، باید عالم پر از معصیت بشود تا حضرت بیاید؛ ما باید نهی از منکر نکنیم، امر به معروف هم نکنیم تا مردم هر کاری می‌خواهند بکنند؛ گناه‌ها زیاد بشود که فرج نزدیک بشود  ”(همان، ص14)‌
4 .‌ دسته ای دیگر می گفتند اصلا باید مردم را به گناه دعوت کرد تا جهان پر از ظلم و جور شود و در پی آن حضرت ظهور کنند
‌”یک دسته‌ای از این بالاتر بودند، می‌گفتند: باید دامن زد به گناهها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور و ظلم بشود و حضرت  سلام الله علیه  تشریف بیاورند. این هم یک دسته‌ای بودند که البته در بین این دسته، منحرفهایی هم بودند، اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرفهایی هم بودند که برای مقاصدی به این دامن می‌زدند  ”(همان، ص14)‌
5‌ ‌.‌عده ای دیگر که حضرت امام خمینی (ره) بیشترین خطر را از جانب این دسته احساس می کردند کسانی بودند که تشکیل هر حکومتی در زمان غیبت را باطل و بر خلاف اسلام می دانستند.‌
‌”یک دسته دیگری بودند که می‌گفتند که هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است و بر خلاف اسلام است. آنها مغرور بودند. آنهایی که بازیگر نبودند، مغرور بودند به بعض روایاتی که وارد شده است بر این امر که هر علمی بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است. آنها خیال کرده بودند که نه، هر حکومتی باشد، در صورتی که آن روایات اشاره دارد  که هرکس علم بلند کند با علم مهدی، به عنوان “مهدویت” بلند کند،  باطل است‌ حالا ما فرض می‌کنیم که یک همچو روایاتی باشد، آیا معنایش این نیست که تکلیفمان دیگر ساقط است؟ یعنی، خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن نیست این معنا که ما دیگر معصیت بکنیم تا پیغمبر بیاید، تا حضرت صاحب بیاید؟ حضرت صاحب که تشریف می‌آورند برای چی می‌آیند؟ برای اینکه گسترش بدهند عدالت را، برای اینکه حکومت را تقویت کنند، برای اینکه فساد را از بین ببرند. ما برخلاف آیات شریفه قرآن دست از نهی از منکر برداریم، دست از امر به معروف برداریم و توسعه بدهیم گناهان را برای اینکه حضرت بیایند؟ حضرت بیایند چه می‌کنند؟ حضرت می‌آیند، می‌خواهند همین کارها را بکنند. الآن دیگر ما هیچ تکلیفی نداریم؟ دیگر بشر تکلیفی ندارد، بلکه تکلیفش این است که دعوت کند مردم را به فساد؟” (همان، ص14)‌
حضرت امام خمینی (ره) در نقد این نظریه بحث تکلیف شرعی را مطرح می کنند، که مبارزه با ظلم و جور در عالم تکلیف ماست. درست است که نمی توانیم تمام عالم را پر از عدل کنیم اما این دلیل نمی شود تا دست از تکلیف خود برداریم.‌
‌”ما اگر دستمان می‌رسید، قدرت داشتیم، باید برویم تمام ظلم و جورها را از عالم برداریم. تکلیف شرعی ماست، منتها ما نمی‌توانیم. اینی که هست این است که حضرت عالم را پر می‌کند از عدالت؛ نه شما دست بردارید از تکلیفتان، نه اینکه شما دیگر تکلیف ندارید  ”(همان، ص15)‌
ایشان در همین راستا وجود حکومت را لازم می دانند چرا که نبود آن را عامل هرج و مرج و فساد در جامعه می دانند. لذا این نظریه که وجود هر حکومتی قبل از ظهور امام زمان (عج) باطل است، در دیدگاه حضرت امام خمینی (ره) بی اساس جلوه می نماید.
“ما تکلیف داریم که، اینکه می‌گوید حکومت لازم نیست، معنایش این است که هرج و مرج باشد. اگر یک سال حکومت در یک مملکتی نباشد، نظام در یک مملکتی نباشد، آن‌طور فساد پر می‌کند مملکت را که آن طرفش پیدا نیست. آنکه می‌گوید حکومت نباشد، معنایش این است که هرج و مرج بشود؛ همه هم را بکشند؛ همه به هم ظلم بکنند برای اینکه حضرت بیاید. حضرت بیاید چه کند؟ برای اینکه رفع کند این را. این یک آدم عاقل، یک آدم اگر سفیه نباشد، اگر مغرض نباشد، اگر دست سیاست این کار را نکرده باشد که بازی بدهد ماهارا که ما کار به آنها نداشته باشیم، آنها بیایند هر کاری می‌خواهند انجام بدهند، این باید خیلی آدم نفهمی باشد!”(همان، ص15)‌
حضرت امام خمینی (ره) در ترویج این معنای غلط از انتظار، نقش قدرت های بزرگ را متذکر می شوند که آگاهانه در پی جدایی دیانت و سیاست در جوامع اسلامی می باشند. ایشان معتقدند همانگونه که قدرت های بزرگ این حرف را در میان مسلمانان و سایر اقشار مردم دنیا تزریق کردند که سیاست کار شما نیست، در پی ایجاد این تفکر انحرافی  که تا زمان ظهور امام زمان (عج) هر حکومتی باطل است  نیز در بین مسلمانان(شیعیان) می باشند، که این بهترین حالت برای آنهاست.‌
‌”اما مسئله این است که دست سیاست در کار بوده؛ همان طوری که تزریق کرده بودند به ملتها، به مسلمین، به دیگر اقشار جمعیتهای دنیا که سیاست کار شماها نیست؛ بروید سراغ کار خودتان و آن چیزی که مربوط به سیاست است، بدهید به دست امپراتورها. خوب، آنها از خدا می‌خواستند که مردم غافل بشوند و سیاست را بدهند دست حکومت و به دست ظلمه، دست امریکا، دست شوروی، دست امثال اینها و آنهایی که اذناب اینها هستند و اینها همه چیز ما را ببرند، همه چیز مسلمانها را ببرند، همه چیز مستضعفان را ببرند  ”(همان، صص15، 16)‌
ایشان بارها به این نکته توجه داده اند که ؛ اسلامی که تنها به عبادات فردی بپردازد و به نشستن در مسجد ونماز خواندن قناعت کند به هیچ وجه موجب نگرانی و ترس قدرت های بزرگ ودشمنان اسلام نخواهد شد و این اسلام سیاسی است که خواب را از چشم دشمنان اسلام خواهد گرفت، اسلامی که حکومت داشته باشد.‌‌
‌‌”ما بنشینیم بگوییم که نباید حکومت باشد، این یک حرف ابلهانه است، منتها چون دست سیاست در کار بوده، این اشخاص غافل را، اینها را بازی دادند و گفتند: شما کار به سیاست نداشته باشید، حکومت مال ما، شما هم بروید توی مسجدهایتان بایستید نماز بخوانید! چه کار دارید به این کارها؟” (همان، ص16)‌
حضرت امام خمینی (ره) وجود حکومت در عصر غیبت را مطابق با آیات قرآن می دانند و بسیار هم بر آن تاکید دارند.
“ اینهایی که می‌گویند که هر علمی بلند بشود و هر حکومتی، خیال کردند که هر حکومتی باشد این برخلاف انتظار فرج است. اینها نمی‌فهمند چی دارند می‌گویند. اینها تزریق کرده‌اند بهشان که این حرفها را بزنند. نمی‌دانند دارند چی چی می‌گویند. حکومت نبودن، یعنی اینکه همه مردم به جان هم بریزند، بکشند هم را، بزنند هم را، از بین ببرند، برخلاف نص آیات الهی رفتار بکنند. ما اگر فرض می‌کردیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار می‌زدیم؛ برای اینکه خلاف آیات قرآن است  ”(همان، ص16)
البته ایشان هم به این نکته اذعان دارند که ایجاد عدالت در سر تا سر دنیا جز با ظهور حضرت مهدی (عج) محقق نخواهد شد، اما در این میان وظیفه و تکلیف مسلمانان در عصر غیبت را یادآور می شوند و تشکیل حکومت، تلاش برای ایجاد عدالت و مبارزه با ظلم وجور را در جهت فراهم کردن شرایط ظهور آن حضرت، از جمله تکالیف مسلمانان بر می شمرند.‌
‌”بله، البته آن پر کردن دنیا را از عدالت، آن را ما نمی‌توانیم [پر] بکنیم. اگر می‌توانستیم، می‌کردیم، اما چون نمی‌توانیم بکنیم ایشان باید بیایند. الآن عالم پر از ظلم است. شما یک نقطه هستید در عالم. عالم پر از ظلم است. ما بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم، باید بگیریم؛ تکلیفمان است. ضرورت اسلام و قرآن [است] تکلیف ما کرده است که باید برویم همه کار را بکنیم. اما نمی‌توانیم بکنیم؛ چون نمی‌توانیم بکنیم، باید او بیاید تا بکند. اما ما باید فراهم کنیم کار را. فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم، کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم برای آمدن حضرت  سلام الله علیه  در هر صورت، این مصیبتهایی که هست که به مسلمانها وارد شده است و سیاستهای خارجی دامن بهش زده‌اند، برای چاپیدن اینها و برای از بین بردن عزت مسلمین [است‌.] و باورشان هم آمده است خیلیها. شاید الآن هم بسیاری باور بکنند که نه، حکومت نباید باشد، زمان حضرت صاحب باید بیاید حکومت. و هر حکومتی در غیر زمان حضرت صاحب، باطل است؛ یعنی، هرج و مرج بشود، عالم به هم بخورد تا حضرت بیاید درستش کند! ما درستش می‌کنیم تا حضرت بیاید  ”(همان، صص16، 17)