ایستادگی مقابل زورگویان درس انقلاب اسلامی

مقاطع مختلف انقلاب مردمی ایران در جهان اسلام که به مدت 70 سال با رنج و سختی در زیر سلطه استعمار زندگی می کردند، بی سابقه بود. از همه عجیب تر نحوه رهبری آن انقلاب بود؛ یک مرد روحانی در دوران 80 سالگی با محاسن سفید و عمامه سیاه که در یکی از خانه های نجف عراق زندگی می کرد و در شرایطی که دستگاه های پیشرفته فاکس و اینترنت، و ایستگاه های تلویزیونی با پوشش گسترده ماهواره ای وجود نداشت توانست با استفاده از نوار کاست و بیانیه ها انقلاب را هدایت کند.
در آن 12 ماه سرنوشت ساز در ایران که جهان آن را از طریق رسانه های جمعی و پیشرفته دنبال می کرد، روزهای انقلابی با تظاهرات گسترده همراه شد. انقلاب با طلبه ها آغاز شد و به وسیله کارگران شرکت نفت ادامه یافت. سپس به نیروهای مسلح و نیروی هوایی کشیده شد.
تجربه بی نظیری بود که رخ می داد و حرف نو و تازه ای در زمینه اسلام سیاسی در دنیا حادث می شد که بر سیاست بین الملل تاثیرگذار بود و این تجربه قابل تکرار نبود. این تجربه دیگر تکرار نشد چرا که رژیم های مختلف سیاسی که در جهان اسلام حکومت می کنند توانستند، خشم ملت ها را با وسایل گوناگون از جمله سرکوب، و با نیرنگ و خوار کردن آنها و خرید افراد فرو بنشانند.
حاکمان مانند گذشته دیگر فقط به دستگاه های امنیتی بسنده نکردند، چرا که هر چه از کارشناسان خارجی بهره برداری کنند، مشکلات امنیتی و سیاسی آنها نیز افزایش می یافت و از طرف دیگر این کار افراط گرایی را بیشتر و از ابزار زور به عنوان مانعی در مقابل حکومت ها توسط مخالفان بهره برداری می شد.
30 سال از آن زمان گذشته است، همچنان حیات انقلابی در زندگی روزمره ایرانیان جاری است و ایرانی ها که بر پایه ولایت فقیه حکومت خود را برپا کردند، توانستند سیاست های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را بر مبنای آن قرار دهند و به شعارهای انقلاب وفادار باشند.
آنها، هرگونه توطئه غرب برای تن دادن به خواسته های شان را رد کردند و به خاطر این موضوع بود که همانند گذشته با موانع بزرگ داخلی و خارجی مواجه شده اند. این توطئه ها با ترور بزرگان سیاسی و دینی آغاز شد و جنگ تحمیلی که رژیم عراق آغاز کرد دنباله آن بود که غرب در ادامه یافتن آن سهیم بود. تا اینکه به موضوع انرژی هسته ای وصل شد و محاصره اقتصادی و سیاسی دنباله آن آمد.
در پنج سال اول بعد از پیروزی انقلاب جمع زیادی از رهبران نظام از جمله محمدعلی رجائی رئیس جمهور و محمدجواد باهنر نخست وزیر در کاخ ریاست جمهوری در اوت 1981 کشته شدند و همچنین بیش از 70 نفر از اعضای حزب جمهوری که ستون های انقلاب محسوب می شدند بر اثر یک انفجار بزرگ در 1981 به شهادت رسیدند و دیگران از جمله فقها و علما نیز ترور شدند.
بحران دیپلمات های سفارت آمریکا نیز در سال 1979 آغاز شد و آن هنگامی بود که دانشجویان 44 دیپلمات آمریکایی سفارت آمریکا را به مدت 444 روز گروگان گرفتند.
از دید آمریکا این موضوع بزرگترین علت برای دشمنی با ایران است چرا که حکومت آمریکا به ریاست جیمی کارتر احساس کرد این نوعی تحقیر برای آمریکا است که قبلاً بی سابقه بوده است.
این احساس زمانی برای آنها عمیق تر شد که عملیات نظامی آمریکا برای نجات گروگان ها در صحرای طبس با نابودی دو هواپیما در آوریل 1980 رخ داد و طی آن 8 نفر از نیروهای آمریکایی به هلاکت رسیدند.
از آن حادثه به بعد، روابط ایران و آمریکا بهبود نیافت تا اینکه جیمی کارتر جای خود را به ریگان داد و با وساطت الجزایر موضوع گروگان های آمریکایی حل و فصل شد.
ایرانی ها نیز از روز اول، آمریکا را حامی شاه می دانستند چرا که در سال 1953 سیا با کودتا علیه حکومت مصدق دوباره او را روی کار آورد. آنها سپس در سیاست کشور ایران از طریق کارشناسان نظامی که تعداد آنها به 40 هزار نفر می رسید در امور داخلی ایران دخالت کردند.
از جمله سلطه آمریکا بر ایران، دور کردن این کشور از نزاع فلسطین و اسرائیل بود و حکومت شاه از نظر سیاسی با رژیم اشغالگر روابط برقرار کرد و به او نفت صادر می کرد، همچنانکه با رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی در آن زمان شاه روابط خوبی داشت. علاوه بر این، قانون کاپیتولاسیون بود که آمریکایی ها را در مقابل قانون قضایی ایران مصون می داشت. قانون کا پیتولاسیون، موضوعی شد که امام خمینی نهضت خود را در سال 1964 با آن آغاز کند. از آن پس بود که دشمنی آمریکا با انقلاب آغاز شد و ایرانی ها اعتقاد دارند که آمریکا باید سیاست خود را در مقابل (انقلاب اسلامی) ایران تغییر دهد.
آمریکا نیز با اختصاص سالیانه 75 میلیون دلار بودجه برای مخالفان نظام، سعی در براندازی جمهوری اسلامی ایران د ارد.
حکومت آمریکا معتقد است که جمهوری اسلامی ایران از نیروهای مقاومت مانند حزب الله، حماس و جهاد حمایت می کند.و رژیم صهیونیستی را به رسمیت نمی شناسد و از همه مهم تر خود حکومت ایران است که باعث ایجاد نهضت های اسلامی در منطقه شده است.
از جمله این تحولات، به خصوص تاکید ایران بر هویت اسلامی است و موضع گیری در مقابل اشغالگران که همین امر نشان دهنده عدم تغییرات در روابط دو کشور ایران و آمریکا است و در نتیجه، اختلافات ایران و امریکا برای مدت طولانی ادامه خواهد یافت، علاوه بر آن موضوع عراق است که دو کشور به آن توجه خاصی نشان می دهند.
ایران مخالف اشغالگری است و از همکاری خوب بازیگران در سیاست آن کشور (عراق) بهره می برد. در مقابل امریکا هر جا که جای پای ایران را مشاهده کند، آن را مردود می شمارد و با همه توانایی سعی در مقابله با آن را دارد. اما آیا در انجام آن توانایی خواهد داشت؟
بدون مبالغه باید گفت عراق در حال حاضر به میدانی تبدیل شده است که دو نیروی متضاد تهران و واشنگتن در مقابل هم قرار دارند.
امریکا پس ازاشغال عراق تلاش می کند برای طولانی مدت بر این کشور عربی بزرگ هم از نظر سیاسی و هم از لحاظ انرژی (نفت) تسلط یابد. همه این مسائل مخالف موضع ایران است که خواستار خروج نیروهای خارجی و آزادی عراق از سلطه امریکا است.
به طور مثال عراقی ها معتقدند که باید سازمان مجاهدین خلق از خاک عراق اخراج شود، در حالی که امریکا اصرار دارد از وجود آنها به عنوان اهرم فشار بر ضد ایران سود ببرد.
در مقابل، همه مسئولان و دولتمردان عراق بارها از ایران دیدن کردند و از رئیس جمهور احمدی نژاد برای سفر به عراق دعوت به عمل آوردند که این باعث ناخشنودی فراوان واشنگتن شده است.
جمهوری اسلامی ایران پس ا ز 30 سال از آغاز انقلاب همچنان با موانع داخلی و خارجی مواجه است، اکنون نیز تنش با امریکا به عنوان یک موضوع اصلی در سیاست خارجی است.
اما روابط ایران با کشورهای همجوار و بین المللی شاهد تحولات زیادی بوده است. در گام نخست ایران سعی در بهبود روابط خود با کشورهای همسایه مانند شورای خلیج فارس، پاکستان، افغانستان و ترکیه دارد. مضاف بر اینکه ایران دارای روابط استراتژیک با کشور سوریه است، ثانیاً ایران تلاش می کند که روابط خود را با اتحادیه اروپا به رغم مواضع منفی برخی کشورها (مانند فرانسه، انگلیس و آلمان) در مورد موضوع هسته ای بهبود بخشد.
ایران از روابط دوستانه خود با چین و روسیه بهره می برد، چرا که این دو دولت با اتحادیه اروپا و امریکا در مورد وارد کردن فشار به تهران از طریق تحریم مخالفت می کنند.
این موضوع اهمیت خود را از زمانی پیدا می کند که گزارش سازمان های جاسوسی امریکا در مورد صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران از سال 2003 اعلام شد.
روسیه نیز طی هفته های قبل سوخت مورد نیاز نیروگاه هسته ای بوشهر که پیش بینی می شود در سالجاری فعالیت خود را آغاز کند به ایران ارسال کرد. ایران نیز این موضوع را درک می کند که کشورهای غربی دارای اهرم هایی برای فشار هستند که نباید از آن غافل بود.
به طور مثال «باب دهوپ شیفر دبیرکل ناتو در ابوظبی گفته بود که فعالیت در جهت غنی سازی اورانیوم و برنامه موشکی ایران منبع نگرانی دایم برای ماست. وی افزود: یک پاسخ فقط وجود دارد و آن دنبال کردن ابزارهای جدید برای همکاری امنیتی.
این نگرانی به عنوان رکن اساسی از سوی دبیرکل ناتو هنگامی بیان شد که وی گفت: برای ما انرژی و امنیت آن جدای از اینکه ما وارد کننده یا مصرف کننده باشیم اهمیت دو چندان دارد.
سعید جلیلی رئیس تیم مذاکره کننده و دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران نیز در سخنرانی خود در پارلمان اروپا در بروکسل در پاسخ به این تهدیدات پیشنهاد جدیدی برای بهبود روابط دو طرف ارائه کرد.
وی این روابط جدید را برمبنای 4اصل، دموکراسی، انرژی، امنیت و ثروت های طبیعی عنوان کرد.
این طرح به دو دلیل امکان پذیر نیست:
1- غرب زیربار این مسئله نخواهد رفت که به طور مساوی با جهان اسلام همکاری کند. 2- اروپا هنوز هم نمی تواند بدون دیکته آمریکا درمورد پرونده ایران که بسیاری مواقع صهیونیست ها در آن نقش ایفا می کنند، عمل کند.
اما در زمینه داخلی در ایران درمورد نحوه و چگونگی پیشرفت و سازندگی و حتی در زمینه عقیدتی و سیاسی راه طولانی وجود دارد.
در آنجا نبردی وجود دارد که گاهی ظاهر و پنهان می شود مبنی بر اینکه راه امام خمینی و برنامه های سیاسی و اسلامی ادامه داشته باشد یا خیر. اما رهبر کنونی انقلاب آیت الله العظمی آقای خامنه ای از مهم ترین طرفداران اصولگرایی اسلامی است و از این بابت نگرانی وجود ندارد. از این نظر نیز تاکنون طرف مخالف نتوانسته است در خط مشی داخلی و خارجی ایران تأثیر اساسی بگذارد.
اما به هرحال طرف مخالف جریانی قوی و تأثیرگذاری است و در جامعه ایران و به خصوص نسل جدید که دوران انقلاب، مسائل و تفکر آن را درک نکرده است، تأثیر دارد.
این چیزی است که غربی ها به وسیله آن سعی دارند که تصویر مبهمی با هدف تضعیف اسلام گرایی و رسیدن به هدف خود دنبال می کنند.
ایران امروز با موانعی مواجه است که زیاد با اوایل انقلاب این موانع فرق نکرده است که در آن زمان شوروی در افغانستان و در مرزهای شرقی ایران می جنگید و سعی داشت که از سقوط رژیم نجیب الله و تأسیس یک رژیم اسلامی جلوگیری کند.
امروز نیز ایران در مرزهای غربی خود با نیروهای آمریکایی مواجه است که تلاش دارد بر عراق تسلط یابد و آن کشور را از جهان عرب و اسلام جدا کند.
ایران هیچ طمعی در عراق ندارد ولی همانند عراق، سوریه و ترکیه و بقیه کشورهای همجوار دارای منافع طبیعی است.
پس از گذشت 30سال از انقلاب، ایران به کدامین سو خواهد رفت؟ همچنانکه ذکر کردیم، مبارزه مخفی بین جناح اصولگرا و ملی گرا در کشور وجود دارد که در انتخابات خود را نشان می دهد.
در بیشتر مواقع نیز جناح ملی گرا خود را در پشت مسائل معیشتی پنهان می کند.
آمریکا خواستار این است که جمهوری اسلامی در مرزهای جغرافیایی و مذهبی خود محصور و از مسائل جهان اسلام و نگرانی های آنها به دور باشد. اما به عنوان نمونه، موضع ایران درمورد شکستن محاصره غزه واشنگتن را که از اسرائیل حمایت می کند، آزرده خاطر کرده است.
جرج بوش نیز در سفر اخیر خود به منطقه، نیز از این آزرده شده بود که سیاست خاورمیانه ای او نتیجه ملموسی برای کشورش و اسرائیل نداشته است.
به این خاطر بود که خشم و نفرت خود را متوجه ایران و آن را حامی تروریسم و خشونت عنوان کرد، اما چه کسی تروریست است و دفاع مشروع چگونه است؟
این مسئله ای اساسی است که آمریکا آمادگی پاسخگویی به آن را در خود احساس نمی کند. آمریکا این را می خواهد که در منطقه کسی نگوید سیاستش در خاورمیانه غیرمؤثر است. از سه دهه پیش اما فقط ایران بود که این موضع را تکرار می کرد و به این خاطر مورد کینه آمریکا قرار گرفته است.
دلایل موجود از تغییرات اساسی در هویت نظام ایران در زمینه اسلامیت و سیاست خارجی حکایت نمی کند. حتی در زمینه مواضع مختلف یا همراهی با مسائل استراتژیک منطقه مانند اشغالگری (به خصوص در فلسطین و عراق) تغییر خاصی در سیاست ایران دیده نمی شود و همانند سیاست ثابت و پابرجای گذشته انقلاب است.
از همین جا است که تهاجم غرب به ایران از قبل شروع شده و سه دهه است که ادامه دارد و تا آینده ای نامعلوم ادامه خواهد یافت.
اما آنچه که مسلم است ایران قدرتمند خواهد بود و رهبران آن، همانند امام خمینی از استقلال و اصولگرایی محافظت خواهند کرد.