آینده نگری امام خمینی(ره) در پرتو نهج البلاغه

آینده نگری علی (ع)
حضرت در خطبه (57) نهج البلاغه خطاب به مردم زمانه خویش به اتفاقی که هنوز رخ نداده اشاره می کنند و به گونه ای از آن خبر می دهند که انگار آن روزهای نیامده را می بینند و همه عکس العملها، موضع گیریها، تردیدها، خیانتها، سوءاستفاده ها، نان به نرخ روز خوردنها و همه و همه را تجسم می نمایند. اما در این آشوب فتنه و شبهه، مردم را رها نکرده، صراط مستقیم هدایت را بر آنان عرضه می دارند. البته از کسی که وصی پیامبر خداست جز این هم انتظار نمی رود که تکلیف امت را روشن کرده و از دوراهی شک و تردید به راه راست فرا خواند و این ویژگی انسان کامل است.
اما مردم معاصر علی (ع) همانگونه که حضرت پیش بینی کرده بودند، دچار اشتباه شدند. گویا حضرت طاقت مردم و ظرفیت اعتقادی آنها و شرایط تغییرپذیری آنها را می دانستند. اینکه برخی ممکن است در اثر تغییر شرایط و مصداقها از اعتقاداتشان برگردند و این به خاطر آن است که پایه ایمانشان را بر پایه های سستی بنا کرده اند.
پرسشی که در اینجا مطرح می شود اینکه چگونه حضرت از آینده خبر می دهند در حالیکه تاریخ خطبه به سال 40 هجری در اواخر عمر مبارک ایشان است، اما اتفاقی که حضرت پیش بینی می کنند به سالهای پس از شهادتشان و در دوران خلافت معاویه بر می گردد.
پاسخ روشن است. از شخصیت والایی چون علی بن ابیطالب که امین و یار و یاور رسول الله است، چنین مطلبی بعید به نظر نمی رسد. بعلاوه مگر خدا نفرمود: «ان تتقوالله یجعل لکم فرقانا» اگر تقوای الهی پیشه کنید خداوند به شما فرقان خواهد داد. با این وجود اگر رتبه تقوایی حضرت را در مقایسه با دیگران قرار دهیم بدون هیچ دلیل و مدرکی فوراً به نتیجه این قیاس خواهیم رسید.
کسی که اولین ایمان آورنده به پیامبر، اولین فدایی راه اسلام (لیله المبیت)، فاتح خیبر، یاور ستمدیدگان، شیر ژیان درجنگها و هزاران هزار فضیلت دیگر که همگی منوط بر امتیاز درجه تقوای او به حساب می آید؛ آنجا که فرمودند: «ای مردم! کسی بر شما حکومت خواهد کرد که گلو گشاده و شکم گنده است و شما را وادار خواهد ساخت مرا ناسزا گویید «الا و انه سیامرکم بسبی و البرائت منی».
نکته مهم اینکه روشن بینی حضرت برای مردم و بالاتر از آن برای اسلام بیانگر میزان وفاداری او به دستاوردهای اسلام جوان است و دیگر اینکه هرگز نباید دست خیانتکاران را از ثمرات دین دور دید، بلکه همواره باید درجهت پاسداری و حفاظت از اسلام و آلوده نشدن آن به تحریفات و شبهات تلاش کرد، زیرا هرچه کالا قیمتی تر باشد مراقبت از آن دقیق تر خواهد بود. درحقیقت این هشدار نشان دهنده بصیرت و آگاهی امام نسبت به رخدادهای مرتبط با دین و حرکتهای ناموزون برخی ظاهربینان نسبت به آن است.
درحقیقت حضرت علی (ع) دراین خطبه عمق فاجعه و تبعات گوناگون آن را برای مردم بیان می کنند. کسی که برای حکومت پشیزی قائل نیست مگر آنکه درجریان آن حکومت حقی اعاده شود، چگونه ممکن است این پیش بینی را به نفع خود دانسته و از دشنام مردم نسبت به خود متأثر شود. او خود و خانواده اش را برسر حفاظت اسلام پیشاپیش نثار کرده است. نگرانی علی (ع) به عنوان امام و هادی مردم پس از پیامبر کاملاً بجاست.
از نگاه او دور بودن از خط ولایت برای امت عاقبتی نامیمون به بار خواهد آورد و این نفع دنیا و آخرت امت است که معیشت هر دو دنیای خویش را به موازات این صراط مستقیم تنظیم کنند. حتی اگر بیمار دلان بر آن برچسب سیاسی زده و هدایت امت را جزء برنامه سیاسی سردمداران نام نهند.
اما از علی(ع) گفتن وتحلیل زندگی آن بزرگوار اگر به درمان دردهای جامعه کنونی ما نپردازد، تنها همان روایت تاریخ را سرودن است. علی (ع) درکوچه تنها نماند تا داستان مظلومیتش سر زبان عالمیان قرارگیرد. علی (ع) تراژدی تاریخ نشد تا حماسه پردازان الگوی شخصیت غمگنامه خویش را از او بردارند. غم علی (ع) برای نان نبود. برای ایمان بود. آنهم نه ایمان عده ای خاص. ایمانی که علی از آن دم می زد و برای تفهیم آن هزینه های گزافی پرداخت؛ ایمان انحصاری نبود بلکه متعلق به همه کسانی بود که دغدغه عدالت دارند و البته این خطبه نیز سخن علی (ع) با آنان است که دین را در انحصار طبقه خویش قرار دادند و نه تنها دغدغه عدالت نداشتند، بلکه عدالت را قربانی قدرت کرده و مرز بین ایمان و کفر را نشناختند و به همان برائت نابجایی دچار شدند که علی به آنان هشدارش را داده و پیش بینی کرده بود و بالاتر از همه این مسائل علی(ع) منحصر درتاریخ نیست که پیامش به انحصار تاریخ درآید. علی (ع) فراتر از تاریخ است. او متعلق به نفس انسانهاست از آن جهت که انسانند نه از آن جهت که در قرن بیست و یکم زندگی می کنند.

آینده نگری امام خمینی (ره)
براین اساس است که می توان فهمید راهیان راه علی(ع) چه در امروز و چه در دیروز تاریخ در امتداد یکدیگرند و چه کسی بهتر از امام خمینی(ره) که بینش و منش خویش را علی وار تنظیم کرد.
پیام امام امروز همان پیام علی است که فرمودند: «ای مردم پشتیبان ولایت فقیه باشید» و «نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.»
در حقیقت ما در این عصر مخاطب این خطبه حضرت قرارگرفته ایم و امام خمینی به عنوان یک شیعه شجاع در قرن حاضر است که به ما و پیروان خویش دیدگاه داده و از بیراهه ها هشدارمان می دهد و در جای دیگر فرمودند: «مردم بیدار باشید اسلام در خطر است»، آری وقتی ولایت نباشد از اسلام چه باقی خواهد ماند جز خطی و پوستی که آنهم بر سر نیزه خواهدرفت؟
در حقیقت امام خمینی(ره) به پیروزی از مقتدای خویش امام عارفان برای انقلاب اسلامی آینده نگری می کند و در همان سالهای جوانی انقلاب به فکر سی سال بعد است. گویا امام می دانست روزی خواهد رسید که برخی از کوته فکران به مقدسات توهین کرده و اصول انکارناپذیر اسلامی را خدشه دار خواهندکرد و با همین دیدگاه روشن بود که هشدار داد مبادا به ولی فقیه تان صدمه ای وارد شود، آن هم نه به خاطر سست شدن موقعیت حکومت و قدرت در قالب مصادیق، بلکه به خاطر لکه دارنشدن اسلام، گویا امام خمینی(ره) لعن بر خویش را دیده بود، همانطور که علی دیده بود.
امام برای آینده انقلاب اسلامی ایران تدابیری اندیشید همانطور که علی(ع) برای مسلمین عصر خود تکلیف تعیین کرد. امام از لعن دشمنان بر خود باکی نداشت، کمااینکه دربرابر احساسات شورانگیز مردم درسال 75 درپاسخگویی به خبرنگاران که می خواستند بدانند احساس ایشان دربرابر این همه شور و اشتیاق مردم چیست فرمود: «هیچ» حتی اگر همه مردم به او ناسزا بگویند برای او تفاوتی نداشت. زیرا برای او رضایت خالق مهم بود نه رضایت مخلوق و اگر ملت را محترم می داشت بازهم به خاطر خدا بود و اینک ولایت فقیه زمان داعیه دار حمایت از محرومان و سکاندار نظام مبتنی بر فضیلت و معنویت است که آماج نامهربانیها و تردیدها قرارگرفته و همین نکته موجب نگرانی امام از عدم تشخیص مردم درفضای شبهه ناک جامعه بود که مبادا ولی فقیه زمان و مصداق کنونی آن را نشناسند و نادانسته با آن مخالفت کنند.
از اینروست که قدرت تمیز مسائل را در تفکر پویای مقام معظم رهبری دیده و ایشان را بازوی توانای جمهوری اسلامی میدانند و معتقدند که ایشان از جمله افراد نادری است که چون خورشید روشنی می دهند. (صحیفه نور- 02- 455)
البته نگرانی امام به همین جا ختم نمی شود، بلکه برای روشن ترشدن ذهن مردم در آینده، پرده ازحقایقی برمی دارند که وقتی امروز تحقق آنها را به چشم می بینیم برقدرت ادراک و تقوای حضرت امام و به تبع ایشان حضرت آیت ا... خامنه ای ایمان می آوریم و انگشت حسرت به دندان می گیریم که عجب! امام این روزها را می دید، همانگونه که علی(ع) می دید.
در بخشهای دیگری از بیانات گهربار امام می خوانیم که فرمودند: «می دانم اگر از آفتاب سخن بگویید فردا در تبلیغات جهانی به شرح و تحلیل آن پرداخته و آن را محکوم می کنند. البته ما متوقع نیستیم به ما بارک ا... بگویند و شما خواهید دید چه شیطنت ها و تحلیلها در رسانه های مخالفین اسلام و همداستانهای آنان صورت خواهد گرفت.» (صحیفه، نور- ج 02-ص456)