انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



تکریم بهشتی

این، فرازی از سخنان شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی است که در اولین سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی خطاب به روحانیین بیان داشت. آن روزها در میان آن شور و هیجان انقلابی که سرتاسر کشور را فرا گرفته بود و بسیاری از فعالان سیاسی و مذهبی برای جلب نظر مردم به ویژه جوانان تلاش می‌کردند حرف‌هائی بزنند که مقبولیت داشته باشد، سخن آیت‌الله بهشتی بسیار دوراندیشانه بود. همان وقت کسانی که خود را عاقل می‌دانستند علاوه بر اینکه خود از به زبان آوردن چنین مطالبی پرهیز می‌کردند، از اینکه آقای بهشتی بی‌پروا چنین سخنانی را به زبان می‌آورد بشدت تعجب می‌کردند. صاحب این قلم به خاطر دارد که کسانی به آیت‌الله بهشتی از روی دلسوزی توصیه می‌کردند از به زبان آوردن چنین مطالبی خودداری کند تا از گزند بدخواهان و مریدپروران دنیاخواه در امان بماند و مسند قدرت و منبر شهرت را از دست ندهد، ولی ایشان در جواب می‌گفتند: ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت...
امروز که سی امین سالروز شهادت این عالم مجاهد و وارسته است، بازنگری بیانات و سیره عملی او برای جامعه ما به ویژه نسل امروز یک ضرورت است. آن آهنگ عقلانی و خردورزانه که شهید بهشتی برای هدایت افکار عمومی در پیش گرفته بود اگر به راه خود ادامه می‌داد، امروز از بعضی منبرهای رسمی و رسانه‌ها و حتی رسانه ملی خواب و خیال و مطالب سست و بی‌پایه به نام معارف اسلام به خورد مردم داده نمی‌شد. اگر به این سخن گران سنگ شهید بهشتی توجه می‌شد که "وظیفه عالم، گفتن حق است" و روحانیون ما در همین صراط گام می‌نهادند امروز کسی به خود اجازه نمی‌داد سی دی ظهور نزدیک است تولید کند که میلیون‌ها نسخه از آن به فروش رفت، و کسی به خود اجازه نمی‌داد وارد مقولاتی از قبیل چگونگی تولد بعضی بزرگان شود و بر تخیلات تکیه نماید و درصدد کرامت سازی برآید. اگر همانگونه که شهید بهشتی روحانیون را به پرهیز از گفتن مطالبی که مورد پسند مردم است دعوت می‌کرد، همه همین راه را ادامه می‌دادند و منبرها و رسانه‌ها را از خرافات و تملقات و خواب و خیال‌ها پاک می‌کردند، امروز این سخن سست را از یک روحانی که به رسانه‌ها هم دسترسی دارد و حتی رسانه ملی یکی از بلندگوهای اوست نمی‌شنیدیم که بگوید فلان مرجع محترم تقلید یک هفته قبل از رحلت، امام زمان را در لبنان زیارت کرد و ایشان به او فرمودند یک هفته دیگر از دنیا خواهی رفت و او به حضرت عرض کرد شما به من فرموده بودید در زمان ظهور در رکابتان خواهم بود و حضرت فرمودند در زمان ظهور، رجعت خواهی کرد!
این قبیل مطالب نه تنها هیچ کرامت و عظمتی برای آن مرجع تقلید نمی‌سازد بلکه هر ذهن روشنی را متوجه این نکته می‌کند که لابد ایشان نواقصی داشته که عده‌ای با این حرف‌ها درصدد برطرف کردن آن بر آمده‌اند. وانگهی این راوی چه سندی برای این گفته خود دارد؟ آیا از خود آن مرجع شنیده یا از شخص دیگر؟ آن مرجع که به دلیل تهذیب نفس و به حکم "آنکه را اسرار حق آموختند، مهر کردند و دهانش دوختند" قاعدتاً اگر چنین اتفاقی برایش افتاده باشد آنرا برای این و آن نگفته است و اشخاص دیگر هم که آن صحنه را - اگر رخ داده باشد - ندیده‌اند. بنابر این، راهی غیر از اینکه گفته شود چنین مطلبی از اساس دروغ است باقی نمی‌ماند. ضمناً مرجع مورد نظر نیز اصولاً به چنین کرامات ساختگی نیازی ندارد.
از همین قبیل است مطالب دیگری مانند موت اختیاری و پشت سر خود را دیدن و خبر از غیب دادن که عده‌ای تصور می‌کنند برای معرفی اسلام به عنوان "دین حق" به این چیزها نیاز داریم درحالی که نه استدلال و پایه و اساس قابل قبولی می‌توان برای این امور ارائه کرد و نه اصولاً معرفی اسلام نیازی به چنین چیزهائی دارد. اسلام، دین عقل و استدلال است و از چنان بنیان قوی و نیرومندی برخوردار است که هرگز هیچ عالم اسلام شناسی برای معرفی آن به این قبیل امور احساس نیاز نمی‌کند. علاوه بر اینها، توانمندی‌های عرفانی و معنوی افراد اموری هستند که رابطه شخصی آنها را با عوالم دیگر تنظیم می‌کنند و بازگو کردن آنها برای عامه مردم نه سودی دارد و نه جایز است. این امور هنگامی که به عرصه مدیریت کشور کشانده می‌شوند حتی زیانبار هم هستند و باید جداً از مطرح ساختن آنها اجتناب کرد.
خوشبختانه مراجع تقلید از گذشته تاکنون در برابر طرح چنین اموری موضعگیری کرده‌اند و هرگز حاضر به تأیید آنها نشدند. وقتی از امام خمینی درباره وجود عکس ایشان در ماه، که در شب‌های اوجگیری انقلاب در سال 1357 بر سر زبان‌ها افتاده بود، سؤال شد، خندیدند و فرمودند به این چیزها اعتنا نکنید. مرحوم آیت‌الله العظمی فاضل لنکرانی نیز در اواخر عمر شریفشان هنگامی که از تلویزیون شاهد بیان اظهاراتی از همین شخص که ماجرای لبنان را اخیراً گفته است بودند موضعگیری عجیبی کردند که نشان دهنده نوع نگاه مرجعیت شیعه به این قبیل مسائل است. این شخص در یک برنامه تلویزیونی به کرامت‌های ساختگی متوسل شد و گفت هنگام تلقین خواندن بر یک شهید وقتی عبارات تلقین به حضرت امام زمان علیه السلام رسید آن شهید درحالی که کفن بر قامت داشت از قبر بلند شد و ایستاد و با تعظیم به امام زمان سلام عرض کرد و دوباره در قبر دراز کشید... آیت‌الله العظمی فاضل وقتی این سخنان را شنیدند با ناراحتی گفتند پخش شدن این حرف‌ها از تلویزیون حرام است.
نویسنده این سطور، در تشرفی که در فروردین امسال به عتبات عالیات داشتم در نجف اشرف به دیدار حضرت آیت‌الله العظمی سیستانی رفتم و از زبان ایشان سخنان مهمی علیه کرامت سازی‌هائی که در ایران رایج شده است شنیدم که در وقت مناسب به آنها خواهم پرداخت. ایشان با تصریح به مواردی از این قبیل مطالب بی‌اساس که متأسفانه در قالب کتاب و سخنرانی حتی بطور رسمی در ایران منتشر می‌شوند، هشدار دادند و این مطالب را خطری جدی دانستند. مراجع عظام تقلید قم نیز بارها نسبت به امور خرافی و بی‌اساس که در منبرها و مداحی‌ها گفته و از رسانه‌ها پخش می‌شود هشدار داده اند، اما متأسفانه این هشدارها کارساز نبوده و این امور درحال گسترش است.
هر سال به سالروز فاجعه هفتم تیر و شهادت 72 تن که می‌رسیم، معمولاً از این شهدا و سیدالشهدای انقلاب اسلامی شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی تجلیل می‌کنیم و ایشان را می‌ستائیم اما به راه نورانی او که راه معرفی اسلام با تکیه بر خردورزی و مطرح ساختن مبانی روشن وحیانی این دین پاک الهی است توجهی نمی‌کنیم. بهشتی را کوردلانی کشتند که در دالان‌های تاریک نفاق سرگردان بودند و قامت رسای تفکر بهشتی را افشاگر سالوس‌بازی‌ها و فریبکاری‌های خود می‌دانستند. امروز، همان سالوس‌بازی‌ها و فریبکاری‌ها در قالبی دیگر و پنهان شده در چهره‌ای به ظاهر دینی، ضربه‌های سخت‌تری به اسلام و انقلاب و نظام جمهوری اسلامی وارد می‌سازد. خطر معرفی اسلام با تکیه بر خواب و خیال و خرافات و کرامت سازی‌های بی‌بنیان، از خطر منافقین برای این دین نورانی و انقلاب و نظام برخاسته از آن بیشتر است. اگر قرار است بهشتی را تکریم نمائیم، باید پیمودن راه او، که راه مقابله با خرافات است، را ترویج کنیم، راهی که امروز مهجور و مظلوم است، همچون خود بهشتی!