چهره ی انقلاب از پس نبردهای سهمگین به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلام

اداری مملکت،در صحنه عمل به تیپ بوروکراتیک متأثر از فرهنگ‏ غرب که نام مسلمان بودن را با خود به یدک می‏کشیدند امکان‏ فعالیت بیشتر می‏داد.به همین خاطر بلافاصله پس از پیروزی،نظام‏ اداری،سیاسی،لشکری کشور به تسخیر مذهبی‏های به اصطلاح‏ کاردان!درمی‏آید.نیروهای پرجوش و جوان انقلاب با درک عدم‏ توانائی دولت برای حرکت‏های انقلابی،مستقل از آن به ایجاد نهادهای انقلابی مبادرت می‏ورزند.و با اتکاء به رهبران انقلابی‏ جامعه که در شورای انقلاب متشکل شده بودند عمل می‏کنند. اولین اختلاف بین نیروهای انقلابی و دولت موقت بر سر وجود و چگونه عمل کردن نهادها بروز می‏کند.طبعا این اختلاف از سطوح‏ پائین اجتماع به رده‏های بالای رهبری کشیده می‏شود.افراد شورای انقلاب که با نظر امام انتخاب شده بودند و خطر اصیل‏ اسلامی را تعقیب می‏کردند خواستار حرکت‏های انقلابی سریع‏ برای جایگزین کردن ارزشهای اسلامی به جای ارزشهای باطل‏ گذشته بودند و نهادهای انقلابی تازه شکل گرفته نیز،که برای‏ تحقق این امر تلاش می‏کردند مورد حمایت شورای انقلاب واقع‏ شدند.
اما دولت موقت که مجموعه‏ای از نیروهای روشنفکر و ملی‏گرا و لیبرالی که خود را با انقلاب بالا کشیده و اکنون بر نظام اداری‏ کشور مسلط شده بودند نمی‏توانست این روند را بپذیرد بلکه به‏ مقابله با آن می‏پرداخت.و با تمسک به اینکه بایستی تا برقرای نظم‏ و رفراندوم و انتخابات براساس قانون اساسی گذشته عمل بکند به‏ احیاء روابط گذشته پرداخته،با حرکتهای خودجوش انقلاب، ناسازگاری می‏کرد.دولت مزبور حتی در درون خود نیز از یک‏دستی همسانی برخوردار نبود.تیپ‏های مذهی لیبرال و سوسیال دمکراتهای جبهه ملی و لیبرالهای غیرمذهبی و...هریک‏ بخشی از پستهای دولتی را اشغال کرده بودند.جناح ملی‏گراهای‏ غیرمذهبی پست‏های کلیدید چون«وزارت خارجه»، «وزارت کار»،«بانک مرکزی»و...را در اختیار داشتند.
قاموس » شماره 2 (صفحه 251) 
________________________________________
دولت موقت در دوران حیات خود غیر از خروج ایران از «پیمان سنتو»و قطع ارتباط با«اسرائیل»که ره‏آورد طبیعی انقلاب‏ بشمار می‏رفت،در سطح خارجی حرکت دیگری انجام نداده و حتی حاضر به قطع ارتباط با مصر نیز نبود.در زمینه داخلی احیاء روابط گذشته با سرعت انجام می‏گرفت.ساواکی‏های سرکوب‏ شده به قدری امنیت پیدا کردند که در مقابل ساختمان‏ نخست‏وزیری تظاهرات اعتراضی برپا نمودند«مقدم»آخرین‏ رئیس ساواک،از طرف دولت موقت به مسئولیت رکن دو ارتش‏ منسوب گشت.محور اصلی حرکت دولت موقت را تلاش برای‏ کاستن از وجهه مذهبی انقلاب تشکیل می‏داد که به مقاومت در مقابل جریانی که سعی داشت تمام روابط را بر اساسی«سنت و قرآن»انجام دهد پرداخته بود.و نهایت آرزوی خود را برقراری نظام‏ دمکراتیک متأثر از ارزش‏های غربی قرار داده بود.
گفته شد که دو جریان برای رهبری انقلاب و راه‏اندازی اداره‏ جامعه فعالیت داشتند که یکی از آنان خواستار اسلامی کردن‏ جامه و دیگری علاقه‏مند به حفظ وضع موجود بود.اما ضرورت‏ حفظ انقلاب و ثبات جامعه باعث میگشت رهبران اصیل انقلاب از طرح این اختلاف در بیرون خودداری ورزند.اما اینجا نیز امام‏ خطوط را روشن ساخته اعلام می‏کند:اگر دولت انقلابی عمل‏ نکند به تهران آمده با آآنان انقلابی عمل می‏کنم.
ولی آیا تنها مشکل انقلاب همین است؟نه.بلکه طیف وسیعی‏ از ضد انقلاب با نام های مختلف در مقابل انقلاب صف‏آرائی کرده‏ بودند.
گروهها در معارضه با انقلاب
نقش اصلی مقاومت در مقابل انقلاب اسلامی را گروههای‏ چپ بعهده داشتند.نیروهای راست که با ساقط شدن نظام‏ شاهنشاهی تضعیف شده بودند چیزی در توان نداشته و از وجهه‏ اجتماعی نیز برخوردار نبودند.هرچند که تعدادی از آنان زیر سایه
قاموس » شماره 2 (صفحه 252) 
________________________________________
دولت موقت انجام وظیفه می‏کردند.اما گروههای چپ‏ دست‏نخورده باقی مانده و از وضعیت آشفته بعد از پیروزی انقلاب‏ به نفع خود(از نظر سازماندهی،تهیه سلاح و...)استفاده کرده‏ بودند.
هر دو جریان فوق به مقابله با انقلاب پرداختند نیروهای ملی‏گرا و سلطنت‏طلب و...که امکان عرض اندام نداشتند چشم امید خود را به نظام اداری و لشکری باقی مانده از گذشته دوخته بودند.اما گروههای چپ اقدام به مقابله نظامی با انقلاب کردند.
سیر حرکت این دو جریان یکی بصورت توطئه کودتاهای‏ پی‏درپی در درون ارتش به نمایندگی از ضد انقلاب راست بود که‏ شکل می‏گرفت و ایجاد درگیری‏های داخلی،منطقه‏ای که به‏ نمایندگی از جناح ضد انقلاب چپ انجام می‏شود.
ضد انقلاب چپ وضعیت ایران بعد از انقلاب را همانند وضعیت روسیه پس از سقوط تزار ارزیابی می‏نمودند که نظام‏ شاهنشاهی ساقط شده و بجای آن نظام دمکراتیک استقرار یافته‏ است.پس همچنانکه لنین و...انقلاب دمکراتیک روسیه را به‏ انقلاب سوسیالیستی تبدیل کردند و در مدتی چند ماهه دولت‏ موقت را ساقط نمودند،چپ‏های ایران نیز می‏توانند با ایجاد مقاومت و گسترش درگیری مسلحانه،از درون انقلاب دمکراتیک‏ به اقلاب سوسیالیستی راه یابند.
با چنین تحلیل و ارزیابی بود که بخشهائی از میهن اسلامیمان‏ مورد تاخت و تاز مسلحانه ضد انقلاب واقع شد.و کردستان گنبد و خوزستان برای شروع مورد آزمایش قرار گرفت.رهبری اصلی این‏ طیف را چریکهای فدائی خلق با موافقت ضمنی منافقین و دیگر گروهها به عهده داشتند.
اما عده‏ای دیگر از چپها درحالیکه چشم امید به آن حرکت‏ دوخته بودند بعلت سابقه بد گذشته و نداشتن پایگاه اجتماعی شیوه‏ دیگری را تجربه می‏کردند.یعنی بظاهر همگام شدن با انقلاب و رخنه به درون دستگاه رهبری و سوق دادن مرحله‏ای انقلاب به سوی
قاموس » شماره 2 (صفحه 253) 
________________________________________
سوسیالیسم(راه رشد غیرسرمایه‏داری)اما این جریان نمی‏توانست از بروز تناقض بین حرف و عمل‏های مختلف خود جلوگیری بعمل‏ آورد.زیرا از یکطرف حرکتهای براندازی گروههای دیگر را تأئید می‏کرد-البته با ترفند انتقادی-و از طرف دیگر خود را مقید به‏ دفاع از انقلاب نشان می‏داد.این تناقض باعث کریه‏تر گشتن‏ چهره آن در اذهان توده‏های مسلمان می‏گشت.نمایندگی این‏ جریان را حزب خائن توده بعهده داشت.
عده‏ای دیگر از چپها با همین شیوه وی در ضدیت با حزب توده‏ عمل می‏کردند.رهبری این جریان را«حزب رنجبران»سردسته‏ مائوئیستها عهده‏دار بود.
این جریان بیش از جریان اولی تلاش برای رخنه در رهبری‏ انقلاب و همسو نشان دادن سیر انقلاب با خود داشت.تفاوت عمده‏ عمل این دو جریان در این بود که مائویستها به جناح لیبرال درون‏ رهبری انقلاب نزدیک شده و طرح فعال کردن آنان را وجه همت‏ خود قرار داده بودند.لیبرالها نیز بنابه ماهیت خود از عمل آنان‏ استقبال کرده به رشد آنان کمک می‏کردند.اما جریان اولی که در ضدیت با لیبرالیزم-البته بعلت وابسته بودنش به روسیه و خصلت‏ ضد روسی لیبرالها-قرار داشت.سعنی می‏نمود خود را به روحانیت‏ نزدیک کرده،تضاد روحانیت با لیبرالیزم را شدت بخشد.تا با حذف لیبرالیزم یک گام به سوی انقلاب سوسیالیستی نزدیکی‏ شوند.ولی در این عمل یار بخت آنان نشد.
چراکه روحانین درحالیکه باعمل خود چهره وابسته لیبرالیسم‏ را افشاء می‏کرد.ماهیت پوسیده و خائنانه این جریان را نیز افشاء و طرد می‏نمود.
بخش دیگری نیز بودند که همیشه بین این سه گرایش نوسان‏ داشتند هرچند که از نظر علمی تاکتیک براندازی مستقیم را اتخاذ کرده بودند.اما نتوانستند جبهه متحدی با دیگر چپ‏ها ایجاد کنند.
اما منافقین و نیروهای التقاطی شیوه عملشان با تمام گروهها
قاموس » شماره 2 (صفحه 254) 
________________________________________
فرق می‏کرد.هدف اولیه منافقین،جذب نیروهای جوان طرفدار گرایش‏های دیگر بود.تاکتیک آنان در مقطع اولیه تأید انقلاب، تأئید گروههای چپ و تأئید گروههای ملی‏گرا با ترفند انتقادی بود. لیکن پس از عضوگیری از درون جامعه اسلامی شیوه خود را عوض‏ می‏کند و با ایجاد تضادهای ساختگی در جامعه و اتخاذ موضع‏ ارشادی و سوق دادن نتیجه تضادها به آن‏که خود گفته بودند به‏ مجموع هواداران خود می‏افزود.اما حفظ نیروهای جذب شده به‏ مشغولیت‏های بزرگتری نیاز داشت.این بود که منافقین هدف اصلی‏ خود را بروز می‏دهند.
منافقین براساس تحلیل طبقاتی،حاکمیت انقلاب را به دو طبقه متضاد جدا می‏کردند.دولت موقت با ماهیت؛بورژوا دمکراتیک»و شورای انقلاب(روحانیت)با ماهیت‏ خرده بورژوازی سنتی-واپسگرا که منافقین به ایجاد تضاد و یا شدت بخشیدن به تضاد این دو نیرو و بهره‏برداری از نتیجه آن چشم‏ دوخته بودند.آنان در پس تشدید این تضاد منافعی برای خود متصور بودند منجمله آنکه:اگر در این مبارزه روحانیت حذف شود با وجود جو انقلابی و ضد آمریکائی و ضد استثماری جامعه،بورژوازی‏ قدرت مقاومت نداشته،سریعا جای خود را به منافقین به عنوان‏ قدرمندترین نیروی انقلابی!خواهد سپرد.حتی اگر چنین امکانی‏ عملی نشود.شانس سهیم شدن در حاکمیت با بورژوازی و حذف‏ مرحله‏ای آن در آینده تضمین شده محسوب می‏شد.
اما اگر بورژوازی حذف می‏شد و حاکمیت بتمام دست‏ روحانیت می‏افتاد چه می‏شد؟واب کاملا آماده بود:چون عمر تاریخی خرده بورژوازی بخصوص از نوع سنتی واپسگراش تمام شده‏ است همچنین با توجه به اینکه بافت جامعه ایران و بخصوص‏ دینامیسم اقتصادی آن امپریالیستی و وابسته به امپریالیسم است. اداره چنین جامعه‏ای پیچیدگی متناسب با مرحله کنونی تاریخ را می‏طلبد که خرده بورژوازی سنتی محصور در روابط مبادله‏ای ساده‏ توان اداره آنرا نخواهد داشت و در مدت کوتاهی جامعه ایران به
قاموس » شماره 2 (صفحه 255) 
________________________________________
بحران اقتصادی سیاسی دچار می‏شود که روحانیت خود بخود از قدرت به کنار می‏رود.یا با ندانم‏کاریهای خود جامه را به مرحله‏ انفجار می‏رسانند.آنگاه منافقین کار را بدست می‏گیرند.
نیروهای سلطنت نیز که امکان عمل آشکار نداشتند چند توطئه‏ براندازیشان ناکام می‏ماند.اما پس از مدتی ابتکار عمل از دست‏ چپ‏ها به دست نیروهای راست می‏افتد.آنان از پس چهره یک‏ روحانی‏نمای معروف به مبارزه با انقلاب اقدام میکند.و از دو حربه ملیت و مذهب یعنی دو چیزی که در کردستان موفق شده بود استفاده جسته غائله تبریز را شروع می‏نند.جریان«خلق مسلمان» به محوریت حرکتهای ضد انقلاب کشیده می‏شود و از همینجا فضای تنفسی برای ضد انقلاب راست ایجاد می‏گردد.هدف‏ اصلی این جریان باز داشتن جامعه از اسلامی شدن و مبارزه با انقلاب تحت پوشش مذهب بود.تا بتوان به آن وسیله رهبری امام را از بین برده مسیر انقلاب را عوض کنند.روند انقلاب در آذربایجان‏ مختل می‏شود می‏رود که به نقاط دیگر سرایت کند.
تصویر کلی جامعه ایران در آنزمان
وضعیت داخلی انقلاب بی‏ثبات جلوه می‏کند.لیبرالیسم‏ حاکم بر دولت که سودای ایجاد جامعه دمکراتیک را در سر می‏پروراند راه ارتباط با آمریکا را آزمایش می‏کند.سلطنت‏طلبان‏ هم بعد از ماهها یأس و ناامیدی با پیدا کردن یک محور روحانی‏ جان دوباره می‏گیرند.نیروهای چپ بر شدت توطئه‏های خود می‏افزایند.حاکمیت انقلاب بر کردستان از بین می‏رود. آذربایجان غربی و شرقی نیز چیزی نمانده است تا به حلقه امید آمریکا(کردستان)متبصل شود.خوزستان دستخوش ناآرامی‏ها پی‏درپی و سیستان و بلوچستان در معرض تحریک و طرح مسئله‏ ملیت و مذهب قرار گرفته بود.در مرکز،خیابان‏ها و امکانات‏ تبلیغاتی به تسخیر ضد انقلاب درآمده بود.اما سر سلسله جنبان این‏ همه کیست؟
قاموس » شماره 2 (صفحه 256) 
________________________________________
تسخیر سفارت آمریکا توطئه‏های ضد انقلاب را برملا می‏کند.
با تسخیر سفارت آمریکا(لانه جاسوسی)توسط«دانشجویان‏ مسلمان پیرو خط امام»ستاد کل فرماندهی ضد انقلاب بدست‏ نیروهای انقلاب می‏افتد.دولت لیبرال که چون موریانه انقلاب را از درون می‏خورد ساقط می‏شود.با افشای اسناد توطئه آمریکا،خط حرکتی امپریالیزم آشکار می‏شود.پس از آن نیروهای انقلاب با آگاهی بیشتر ضد انقلاب را مورد هجوم قرار می‏دهند.ضد انقلاب‏ راست مورد هجوم همه‏جانبه قرار می‏گیرد و با افشا شدن طرحهای‏ آمریکا امکان هیچ نوع عملی برای آنان باقی نماند.هرچند که‏ غائله«خلق مسلمان»چند ماهی شدت و ادامه پیدا می‏کند اما یک آشوب بدون فرماندهی است که راه بجائی نمی‏برد.
ضد انقلاب چپ،افشاء می‏شود و اوج گرفتن مبارزات‏ ضد امپریالیستی به رهبری امام خمینی و نیروهای خط امام فضای‏ دلخواه گروهگ‏های چپ را که داعی رهبری مبارزات‏ ضد امپریالیستی را سر داده بودند از بین می‏برد.
عمیق‏ترین مبارزه ضد امپریالیستی با رهبری امام و امت مسلمان‏ ادامه پیدا می‏کند.گروههای چپ بتمامی خود را خلع سلاح شده‏ احساس می‏کنند.امپریالیزم آمریکا ناوگان جنگی خود را عازم‏ منطقه می‏کند کشرهای غرب دارائی‏های ایران را بلوکه کرده‏ مقررات تحریم اقتصادی بکار می‏بندند.
گروهکها که تاکنون حاکمیت را در خط آمریکا تحلیل‏ می‏کردند سرگردان می‏شوند چند مدتی مبهوت و بی‏وضع‏ می‏مانند.پس از آن تعداد محدودی پس از چند مدت اعلام‏ حمایت کرده عده‏ای دیگر آنرا تصفیه حساب جناح ارتجاعی‏ حاکمیت با جناح لیبرال آن تحلیل می‏کنند.خطها بارزتر می‏شود. تأثیر سریع اشغال لانه جاسوسی بر منطقه امپریالیزم را وحشت‏زده‏ می‏سازد.گروههای داخلی را نیز که هرگونه مستمسکی از آنان
قاموس » شماره 2 (صفحه 257) 
________________________________________
گرفته شده است در امر مبارزه با انقلاب مصم‏تر می‏کند.
از همین نقطه خط وحدت لیبرالیسم با چپ سرگردان بصورت‏ علنی آشکار می‏شود و شعار چپ‏های تندرو از«مرگ ببر امپریالیزم»و مبارزه علیه لیبرالیزم به عنوان جای پای آمریکا به شعار «مرگ بر ارتجاع»به مفهوم حاکمیت خط امام تبدیل می‏شود. منافقین نیز که از این خوان نصیبی نبرده‏اند بلکه متحدان خود را در دولت از دست داده‏اند ضدیت خود را با حاکمیت خط امام شدت‏ می‏بخشند و مرگ بر ارتجاع را شعار محوری خود اعلام می‏کنند.
ضد انقلاب تا حدودی خلع سلاح می‏شود ابتکار عمل بدست‏ نیروهای خط امام می‏افتد هرچند که غائله کردستان پایان نیافته‏ است اما توطئه ضد انقلاب افشاع شده است.
ثبات انقلاب و آخرین برگ داخلی آمریکا
در سایه جو اینجا شده نهادهای کشوری با موفقیت شکل‏ می‏گیرد انتخابات ریاست جمهوری برگزار می‏شود در مدتی کوتاه‏ رزمندگان اسلام در کردستان موفقیت‏های چشمگیری بدست‏ می‏آورند.جو سیاسی جامعه همچنان در دست نیروهای انقلاب‏ است.اما لیبرالیسم پرده بر چهره کشیده به عنوان آخرین ذخیره‏ امپریالیسم که به بالاترین مقام اجرائی انقلاب نفوذ کرده است‏ آخرین شانس ضد انقلاب را آزمایش می‏کند.بنی صدر و همپالگی‏هایش که تاکنون خود را با انقلاب بالا کشیده و از ضربات مردم در امان مانده‏اند آهنگ ناسازگاری می‏زنند.اولین‏ شیوه حرکتی جریان بنی صدر مبتنی بود بر جوسازی و تحت تأثیر قرار دادن مردم و استفاده از جو ایجاد شده به نفع خود.آنان سعی‏ داشتند با هرچه بیشتر آشفته نشان دادن اوضاع جامعه خود را تنها منجی که می‏تواند ایران را از ورطه سقوط رهائی بخشد معرفی کنند. جوسازی‏ها هرچند که چند صباحی مردم را سرگردان می‏کند اما در تصمیم‏گیری رهبران جامعه بی‏تأثیر می‏ماند.ازهمین‏رو بی‏صلاحیت نشان دادن نهادهای انقلابی و قانونگذاری و اجرائی،
قاموس » شماره 2 (صفحه 258) 
________________________________________
مرله بعدی حرکت آنانرا تشکیل می‏دهد.در این خصوص، فعالیت اصلی بر محور تأئید افکارعمومی از ریاست جمهوری و ضدیت نهادهای انقلابی،قانونگذاری و...با رئیس جمهوری انجام‏ می‏گیرد تا مردم به مخالفت با آنان اقدام ورزند و به اصطلاح امام‏ نیز با توجه به جو جامعه جانب آنرا بگیرد.
اما نیروهای خط امام اینبار سریعتر از دفعات پیش عمل کرده‏ موضع ابتکار خویش را حفظ می‏کنند.کابینه«شهید رجائی»به‏ عنوان سمبل مقاومت خط امام به بنی صدر تحمیل می‏شود.اتحاد چپ و راست که از مدتی پیش بصورت عملی آغاز شده بود در صحنه مبارزه سیاسی علنی‏تر می‏گردد.و هریک بصورتی به هرج و مرج اجتماعی دامن می‏زنند.اما کار چندانی از پیش نمی‏برند- البته در این مقطع چونکه نیروها درگیر مبارزه سیاسی بودند کارهای‏ اجرائی و اساسی به کندی صورت گرفته انرژیها صرف توجه به‏ یکدیگر می‏گردد-ترور شخصیت وزیر سوال بردن صلاحیت‏ شخصیت‏های انقلابی-سیاسی مورد تأئید امام جهت محروم‏ کردن جامعه از رهبری آگاه و به تعبیری از بازوان اجرائی امام و برای ناتوان کردن نهادها و...در مقابله با بنی صدر در وسعتی‏ گسترده صورت می‏گیرد شریف‏ترین افراد جامعه مورد شنیع‏ترین‏ اتهامات واقع می‏شوند.اما نمی‏توانند نتیجه دلخواه را بدست‏ آورند.لیکن کشمکشها بین انقلاب و ضد انقلاب همچنان ادامه‏ پیدا می‏کند.
جنگ تحمیلی بمثابه هجوم نظامی آمریکا
انقلاب اسلامی در دو سال عمر خود با موفقیت پیش می‏رود. تلاشهای ضد انقلاب برای تجزیه بخشی از کشور و انجام کودتا عقیم مانده است کردستان دیگر خانه امن ضد انقلاب محسوب‏ نمی‏شود.غائله خلق مسلمان پایان پذیرفته است تمام نهادهای‏ مملکتی از قبیل مجلس شورای اسلامی،شورای عالی قضائی، شورای عالی دفاع،شورای نگهبان قانون اساسی،نهاد ریاست
قاموس » شماره 2 (صفحه 259) 
________________________________________
جمهوری شکل گرفته‏اند.دخالت نظامی آمریکا در طبس ناکام‏ مانده است و مهمتر از همه دولت شهید رجائی ره عنوان حاکمیت‏ انقلاب بر قوه مجریه که سد راه آخرین برگ داخلی‏ آمریکا(بنی صدر)محسوب می‏شود،ضد انقلاب جهانی را به‏ وحشت می‏اندازد تا آ•رین شانس خود را تجربه کنند.
کشور عراق که بخاطر برخورداریش از ارتش قوی و داشتن سابقه‏ اختلاف مرزی با ایران برای این کار انتخاب می‏شود و میهن‏ اسلامیمان را مورد تهاجم همه‏جانبه قرار می‏دهد.تا در مدت یک‏ هفته ایران را اشغال نموده انقلاب را نابود سازد و در صورت عملی‏ نشدن آن استان خوزستان را از ایران جدا کند.تمام کشورهای‏ منطقه و قدرتهای خارجی در این امر باهم همکاری می‏کنند. ضعف وارده از انقلاب به ارتش و عدم دست‏یابی ایران به بازارهای‏ خرید سلاح به علت وجود تحریم اقتصادی و حضور مهره وابسته‏ای‏ چون بنی صدر در رأس قدرت همچنین وجود ملیت‏های تحریک‏ شده در بخشهائی از ایران امیدهائی بودند که ضد انقلاب جهانی بر اساس آن عمل می‏کند.اما بسیج فوری مردم و استفاده از شیوه‏های‏ مردمی غیرکلاسیک در جنگ و مهمتر از همه با یاری امدادهای‏ غیبی هجوم سنگین و همه‏جانبه عراق مهار می‏شود.و روزبروز ابتکار عمل بدست رزمندگان اسلام می‏افتد.
بنی صدر سعی می‏کند از وجود جنگ به نفع ود بهره‏برداری‏ کند و درحالیکه خواستار محدود کردن حضور توده‏ها در جنگ‏ بوده و برای سوق دادن آن به نبرد کلاسیک تلاش می‏ورزد از حضور خود در جبهه‏هابرای حذف دشمنانش استفاده می‏کند و خط سازش را نیز دنبال می‏کند.بلندگوهای تبلیغاتی ضد انقلاب نقش‏ وی را در جنگ بزرگ جلوه می‏دادند او نیز تمام همت خود را مصروف بر این کرده بود تا خود را قهرمان ملی ایران،که سرنوشت‏ جنگ به وجود او بسته است معرفی کند و با امید به کارآئی آن‏ تضاد خود را با انقلاب و امام آشکارتر می‏سازد.اما او نیز چون کف‏ روی آب خیلی زود به همراه متحدانش از بین می‏رود و حاکمیت
قاموس » شماره 2 (صفحه 260) 
________________________________________
بلا منازع خط امام بر جامعه و جنگ برقرار می‏شود و در فاضله‏ای‏ اندکی پس از آن آزادسازی مناطق اشغالی از دست بعثی‏ صهیونیستها شروع می‏شود.
تروریزم حربه ضد انقلاب برای برقراری تعادل
با درهم شکستن آخرین پایگاه آمریکا در داخل و فرار رهبران‏ ضد انقلاب به خارج،ترور به عنوان آخرین حربه-اما آزمایش شده‏ و ناکام مانده-مورد استفاده قرار می‏گیرد اولین هدف ضد انقلاب‏ از ترور،تعادل بخشیدن به سرگیجه حاصله از ضربه انقلاب بخود بود تا وجود خود را زنده اعلام کند.تروریزم سه تاکتیک عملی را در دوران عمر یک و نیم ساله خود آزمایش کرد اما هر سه آن ناموفق‏ ماند.اولین مرحله آن،ترور رهبران انقلاب(انفجار دفتر حزب، انفجار دفتر نخست‏وزیری،ترور ائمهء جمعه...)برای محروم کردن‏ جامعه از بازوان پرتوان ولایت فقیه بود اما این عمل به تثبیت بیشتر انقلاب منجر گشت.دومین مرحله عمل آنان ترور«نیروهای‏ اطلاعاتی»نظام جمهوری اسلامی بود که شکنجه و شهادت چند از برادران کمیته و سپاه نمایشی از آن جنایت فجیع بشمار می‏رفت که‏ برای ضد انقلاب جز ننگ و نفرت سودی نداشت.اما مرحله سوم‏ عملیات که ترور پایه‏های توده‏ای انقلاب(یعنی عوام حذب اللهی‏ طرفدار انقلاب)بود بی‏نتیجه‏تر از قبلی‏ها باقی ماند.مگر می‏شود مردم مسلمان را به زور تفنگ و رعب و وحشت از صحنه خارج‏ کرد؟هرچند که منافقین هر روز خونی ریختند و مادرانی را به عزا نشاندند اما نسل مسلمان بپا خواسته که با پیر جماران در میان خون‏ شهیدان بیعت کرده است مصمم است در جهان کفرزده امروز طرحی نو براندازد و تاکنون در وظیفه خویش قصور نکرده است.
خال انقلاب اسلامی منزه از هرگونه ناپاکی و با حاکمیت‏ مطلق خط امام تمام مشکلات داخلی را پشت سر گذاشته،می‏رود که جنگ تحمیلی را نیز به نفع مستضعفین پایان بخشد.
چنین باد انشاء الله
پایان مقاله