انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



دانش آموزان و انقلاب در كازرون

اگر چه هريك از اين سه عامل به طور جدا گانه و مستقل از يكديگر، نمي توان بعنوان تنها عامل مؤثر دانست  ولي در تعامل با يكديگر نقش خود در به صحنه كشيدن دانش آموزان ايفا نمودند. به طوري كه هر گاه حركتي در شهر در حال شكل گيري بود به خودي خود دانش آموزان در آن نقش آفريني مي كردند.

معلمان مسلمان از سال هاي 42 و يا قبل از آن سعي در انتقال باور هاي ديني خود به قشر دانش آموز داشتند، و حتي آن گروه از معلمان كه با باور هاي كمونيستي در آموزش و پرورش بكار مشغول بودند در  اين راه مي كوشيدند و در صدد كمونيست كردن دانش آموزان بودند. هميشه بين اين دو گروه فكري نوعي تضاد و رقابت در جذب و هدايت دانش آموزان به سوي باور خود به چشم مي خورد. اگر چه در ابتدا اين تضادها چندان ملموس نبود ولي به مرور كه بطرف اوج گيري انقلاب نزديك مي شديم اين تعارض مشهود تر مي گشت. به طوري كه در سال هاي 56- 57 منتهي به حركت هاي اجتماعي در اين راستا گرديد و وقتي به قشر عوام جامعه كشيده شد به در گيري هاي مقطعي نيز انجاميد.

معلمان مذهبي در مقطع ابتدايي ،راهنمايي و دبيرستان گسترده بودند و حال آنكه غير مذهبي ها بيشتر در قشر دبيرستان فعاليت ميكردند، آن هم محدود. در قشر راهنمايي نيز چند نفري وجود داشتند.

معلمان مسلمان در مقطع ابتدايي بيشتر به تعميق انديشه هاي ديني و احكام، و اخلاق تكيه مي كردند. در مقطع راهنمايي به تربيت ديني و معرفي كتب ديني در شكل قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب، و ده ها كتاب داستان ديگر كار هدايت مذهبي دانش آموزان را به عهده داشتند. در مقطع دبيرستان آموزش قرآن و معرفي كتب روشنگر اجتماعي در كنار جلسات خصوصي در بيرون از آموزشگاه، زمينه ساز حضور فعال اين قشر از جامعه در فعاليت هاي مبارزاتي را فراهم مي كردند.

نكته قابل تأمل اينكه تربيت معلم در شيراز محيطي براي تربيت اين گروه از معلمان بود. معمولأ فارغ التحصيلان تربيت معلم از هر شهرستان وقتي كه براي انجام مأموريت به آموزش و پرورش كازرون انتقال مي يافتند به عنوان جمعي آشنا  همديگر را در اين راه تشويق مي نمودند. جمعي از خواهران كه از شيراز در كازرون در مقطع راهنمايي به تدريس مشغول بودند دانش آموزان دختر  را در مقطع راهنمايي تربيت مي كردند. از سال 1354 كه كتاب فروشي خرد تأسيس شد تأمين كتب تازه و روشنگر مذهبي در وسعت بيشتري نيازهاي اين گروه از معلمان را پشتيباني مي كرد. همچنين خود اين كتاب فروشي بعنوان يك مركز ايجاد پيوند بين نيروهاي مذهبي شهرستان بود. هدف مداري نيروهاي مذهبي در آموزش و پرورش موجب پيدايش گروهي از دانش آموزان هم فكر و مرتبط با انديشه ديني شده بود كه در سال هاي 56-57 با همبستگي فكري ايجاد شده در اين گروه از دانش آموزان و همراه با معلمان خود يك سازمان غير رسمي فعال را ايجاد نموده بودند، كه در پيش آمد هاي انقلاب تأثير غير قابل انكاري را باعث شد.

تشكل هاي ديني، اجتماعي نيز در شهر كازرون فعاليت خود را درجهت تربيت و رشد بينش ديني دانش آموزان در دست كار داشت، انجمن امور ديني كه بعنوان يك نهاد رسمي فعاليت مي كرد با تشكيل جلسات پرسش و پاسخ به سؤالات ديني بطور هفتگي در مسجد امام حسين(ع) و مسجد شيخ و در ادامه در مساجد خواجه علي و حسينيه آهنگران پوششي براي تربيت ديني جوانان مي توان معرفي نمود.

به موازات اين گونه تشكل رسمي مراسم هاي مذهبي كه به طور معمول در ايام ماه مبارك رمضان و محرم و صفر و دهه ي فاطميه و ساير مراسم هاي مذهبي بر گذار مي شد هر يك در جاي خود به اداء وظيفه در قبال رشد و تربيت ديني ايفا مي نمود. نهاد هاي ديني مساجد، حسينيه ها  هر يك خود به نوبه خود در ايفاي نقشي مؤثر و مفيد مؤثر بودند معمولأ افراد متدين نيز در در قالب برگزار كننده جلسات آموزش احكام و مسائل ديني در حد خود اثر بخشي داشت. بيشترين قشري كه براي اين مجموعه ها گروه هدف بود قشر دانش آموزي مي توان دانست. لذا دانش آموزان بعنوان اثر پذيرترين قشر از مجموعه ي اين فعاليت ها تأثير مي پذيرفتند و در آغاز طوفان انقلاب اين اثر پذيري را به اثبات رساندند

در سال 56 وقتي كه قيام قم آغاز گرديد حضور فعال دانش آموزان در مجالس عزا و در درگيريهاي خياباني امري مشهود بود. اعضاء جلسات مسجد خواجه علي و حسينيه آهنگران عمدتأ دانش آموزان مدارس بودند اولين شعارهاي مرگ بر شاه كه در كازرون پيش از ساير شهر هاي كشور در شكل راهپيمايي طرح و ضبط گرديده به دانشگاه ها ارسال شد ، بوسيله دانش آموزان شركت كننده در جلسه مسجد خواجه علي بدنبال اعلام تعطيلي آن بود. گروهي از تشكل هاي مذهبي كه بوسيله افرادي خاص اداره مي شد عمدتأ از دانش آموزان عضو خود را انتخاب مي نمودند.

يكي از عمده ترين فعاليت ها كه موجب رشد آگاهي عمومي در قشر دانش آموز مي شد تلاش سازمان يافته تشكلهاي غير رسمي فرهنگيان در آگاهي دادن به قشر دانش آموزان بود به طوري كه از يك نوع كتاب در خدود 2000جلد در طول يك سال در اين شهرستان فروخته شد.

نكته قابل تأمل اينكه جمعي از دبيران به صورت همامنگ روزانه كتابي را با خود بعنوان كتاب روز به دانش آموزان به صورت غير مستقيم معرفي و آنها را تشويق به مطالعه مي كردند و اگر لازم بود او را جهت تأمين كتاب به كتاب فروشي معرفي مي نمودند و كتاب بصورت امانت و هديه به آنان داده مي شد. اين گونه فعاليت ها موجب جذب تعداد زيادي از جوانان شده بود كه در ارديبهشت 57 كه اولين گروه از شهدا از رژيم گرفته شد به مدت چهار روز شهر از دست نيروهاي حكومتي خارج گرديد و اداره شهر در دست مردم بود. بيشترين نيروهاي فعال اين دوره دانش آموزان بودند. با تعطيلي زود هنگام مدارس و برگزاري زود هنگام مدارس سال تحصيلي پايان يافت، و تابستان گرم آغاز شد دستگيري هاي گسترده 24 ارديبهشت و حضور نيرو هاي امنيتي، تا مدتي فرصت را از مردم جهت هر گونه فعاليت صلب نمود ولي با اقدامات شجاعانه دانش آموزان و بر گزاري تظاهرات مقطعي در تابستان اين فضاي پليسي نيز شكسته گرديد و تضاهرات گسترده دوباره از سر گرفته شد. با شروع مهر و سال تحصيلي جديد بهار اعتصابات و تظاهرات نيز شكوفا گرديد.

تعطيلي مدارس در روزهاي آغازين سال تحصيلي 57 كه از دبيرستان شاكر آغاز شد و به مرور در همه ي دبيرستانها و سپس در مدارس راهنمايي نيز تسري يافت، تداوم حضور آن دانش آموزان با هدايت معلمانشان بودند. در روز اول مهر ماه در دبيرستان شاكر دانش آموزان كلاس چهارم دبيرستان بعد از صف صبح گاهي شروع به صلوات فرستادن و حركت در حياط دبيرستان نمودند و بقيه دانش آموزان به آنان پيوستند و بعد از چند دور حركت در حياط دبيرستان از مدرسه خارج شدند و بطرف خيابان شريعتي حركت نمودند دبيرستان بستانپور(شاپور سابق) نيز باشنيدن صداي دانش آموزان شاكر كلاسها را تعطيل و به خيل تظاهر كنندگان پيوستند آن روزها حركت تظاهر كنندگان به خيابان شهدا و سپس ميدان شهدا كه مي رسيد با حمله مأمورين مواجه و متفرق مي شدند اين كار تا چند روزي ادامه داشت تا آن كه دبيران دبيرستان ها نيز با اجتماع در اداره ي آموزش و پرورش اعلام اعتصاب نمودند. اعتصاب دبيران در اداره ي آموزش و پرورش بعد از دو يا سه روز در دادگستري و در محوطه داد گستري ادامه يافت، با پيوستن دانش آموزان رنگ به حمايت از معلمان جلوه ي جديدي يافت. حضور دانش آموزان در هر صحنه اي از صحنه هاي انقلاب صفا و معصوميت خاصي را باعث مي شد.

حضور پر رنگ دانش آموزان هم جرأت و جسارت و هم شجاعت وگستاخي در برابر رژيم را صد چندان مي كرد. به طوري كه از آن پس تظاهرات روزانه بر نامه ريزي گرديد. دانش آموزان به جاي رفتن به مدارس بمحل تجمع راهپيمايان حضور يافته و با شعارهاي ضد رژيمي خود نسبت حكومت پهلوي ابراز انزجار مي نمودند. ادامه اين راه منجر به سقوط حكومت پهلوي واستقرار جمهوري اسلامي گرديد.