انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



آیت الله کاشانی و مساله فلسطین

در روز یکشنبه 20 دی ماه 1326، بیش از سی هزار نفر از مردم تهران به دعوت آیت الله کاشانی در مسجد امام خمینی (مسجد شاه سابق) اجتماع کردند ولی دولت وقت که از فعالیت سیاسی و مذهبی آیت الله کاشانی بیمناک بود با توسل به زور و قوای انتظامی از سخنرانی آیت الله کاشانی در این میتینگ با شکوه ممانعت کرد و در نتیجه خطیب معروف آقای فلسفی به منبر رفت و اظهار داشت: « ما برای آن در اینجا جمع شده ایم که با مسلمین ابراز همدردی کنیم و قصد آزار احدی را نداریم و یهودیان ایران نیز تحت حمایت ما هستند و کمترین گزندی نباید به آنان برسد.» و سپس اعلام نمود که به منظور جمع آوری اعانه برای کمک به مسلمین پاکستان و فلسطین، حسابی در بانک ملی افتتاح شده است.
 تشکیل دولت غاصب اسرائیل را باید یکی از توطئه های شرق و غرب در مقابل اسلام دانست . اگر امروز ما شاهد تجاوزات پی در پی اسرائیل به مردم مظلوم فلسطین و مردم مسلمان لبنان هستیم و اگر امروز ابرقدرتها در مقابل اسرائیل موضعگیریهای مختلفی دارند . نباید فراموش کرد که تمامی ابرقدرتهای شرق و غرب در ایجاد این پایگاه امپریالیستی در منطقه سهیم هستند . پس از جنگ دوم جهانی ، در پناه تبلیغات فراوانی که از جنایات آلمان هیتلری در مورد ملت یهود به راه افتاد . صهیونیستهای ضد بشر ، موقعیت را مغتنم شمردند و با همراهی و پشتیبانی انگلیس و امریکا ، مقدمات تجاوز صهیونیستهای اروپایی و امریکایی را به سرزمین فلسطین فراهم آوردند .
تشکیل دولت اسرائیل نه تنها موجب رضایت خاطر صهیونیستها که از عوامل دیرینه امپریالیسم جهانی بودند ، می گردید که برای حفظ سلطه استعمار انگلیس در منطقه ، پایگاهی نیز محسوب می شد . استعمار انگلیس در مقابل امواج خروشان نهضتهای استقلال طلبی امت مسلمان در سراسر سرزمینهای تحت تصرف خود قرار گرفت و با احساس اینکه دیر یا زود باید در مقابل اراده خلل ناپذیر مردم مسلمان تسلیم شود ، دست به ایجاد پایگاههای علنی و مخفی در سرزمینهای اسلامی زد تا بدین وسیله بتواند نفوذ و سلطه دیرینه خود را حفظ کند و به غارتگریهایش ادامه دهد . با ایجاد شبکه های جاسوسی و فراماسونری در سرزمینهای مستعمره ، از یک سو ، سلطه نظامی استعمار به سلطه سیاسی تغییر شکل دارد و از آن پس ، کشورها یکی پس از دیگری ، استقلال ظاهری خود را به دست آوردند و ارتشهای اشغالگر از مستعمرات خارج شدند ، ولی قدرت سیاسی همچنان در دست استعمارگران و عمال سرسپرده آنان باقی ماند . نگاهی به تاریخ سیاسی کشورمان در یک قرن گذشته نشان می دهند که چگونه عوامل سرسپرده انگلیس ،‌ در لباس وکیل مجلس و وزیر و نخست وزیر ، قدرت سیاسی را قبضه کردند و چگونه توانستند انقلاب مشروطیت و نهضت ملی ایران را از مسیر خود منحرف سازند و ساقط کنند . مسلما این توطئه های شوم بدون بهره برداری از پایگاهها و شبکه های جاسوسی فراماسونری ، امکان پذیر نبوده است . استعمارگران برای ادامه تسلط و نفوذ سیاسی خویش به این شیوه ها اکتفا نکردند ، بلکه حکومت غاصب اسرائیل را به صورت یک غده سرطانی در قلب سرزمینهای اسلامی ، مستقر ساختند تا از این پایگاه بتوانند دائما آزادی و استقلال و تمامیت ارضی کشورهای اسلامی را تهدید کنند . این حکومت غاصب و اشغالگر ، از بدو تأسیس تاکنون ، سه بار تهاجم توسعه طلبانه خود را متوجه سرزمینهای مسلمین کرده و با تجاوزات همه روزه به لبنان ، درصدد گسترش سلطه غاصبانه خویش است . دولت امریکا که پیوسته دم از آزادی و حقوق بشر می زند ، در این جنایت هولناک ، یعنی اخراج مسلمانها از سرزمین آباء و اجدادی خویش ، مسئولیت به سزایی دارد و هرگز نمی تواند دخالتهای مستقیم و غیرمستقیم خود را در سازمان ملل متحد و سوء استفاده از این سازمان جهانی را در راه ایجاد حکومت تجاوز کار اسرائیل پنهان کند . دولت شوروی نیز به هنگام تأسیس اسرائیل ، از اولین دولتهایی بود که بر این پایگاه امپریالیستی صحه گذارد و بلافاصله آن را به رسمیت شناخت . بدین ترتیب دولت غاصب اسرائیل را باید محصول توافق بی شرمانه شرق و غرب دانست . به هنگامی که نطفه این دولت در فلسطین بسته می شد . متأسفانه اغلب کشورهای اسلامی در خواب غفلت و زیر سلطه سیاه استعمار اروپائی بودند و امکان یک حرکت جدی در جهت حمایت از حقوق ملت مظلوم فلسطین و حمایت از کیان امت اسلامی وجود نداشت . با وجود این ، عرق اسلامیت و رابطه برادری اسلامی مانع از آن بود که مسلمین جهان در برابر این نقشه استعماری سکوت کنند . از جمله اولین حرکتهای انقلابی که در کشورهای اسلامی مانع از آن بود که مسلمین جهان در برابر این نقشه استعماری سکوت کنند . از جمله اولین حرکتهای انقلابی که در کشورهای اسلامی به نفع ملت مظلوم فلسطین صورت گرفت . بدون شک حرکت آیت الله کاشانی در ایران است که فریاد خشم ملت مسلمان ایران را علیه تجاوزات امریکا و انگلیس و صهیونیستهای ضد بشر بلند کرد . او در شرایطی این حرکت را آغاز نمود که حکومتهای استبدادی ، قدرت سیاسی را در میهنمان در دست داشتند و با تائیداتی که اربابان انگلیسی از این حکومتها می کردند . هرگونه صدای آزادیخواهی را در سینه ها خفه کرده بودند . در سال 1326 هجری برابر با 1947 میلادی ، صهیونیستها حملات وحشیانه خود را به ساکنین عرب فلسطین شدت بخشیدند و سازمان ملل به دستیاری انگلیس و امریکا ، در 29 نوامبر 1947 با تقسیم فلسطین ، رسما تأسیس دولت غاصب اسرائیل را اعلام کرد .
 اولین اعلامیه در مورد فلسطین
در یازدهم دی ماه 1326 ، در آن ایام تاریک خفقان و استبداد ، آیت الله کاشانی که اخیرا از تبعیدگاه خود به تهران مراجعت کرده بود ، سکوت مرگباری را که بر فضای میهن ما سایه افکنده بود ، شکست و با صدور اعلامیه ای ، به تمام مسلمین جهان ، در مورد تشکیل دولت غاصب اسرائیل اعلام خطر کرد . مرور این اعلامیه ، امروز پس از گذشت 34 سال پیش بینیهای آن رهبر مجاهد را ثابت می کند . در این اعلامیه چنین آمده است :
بسم الله الرحمن الرحیم
پس از جنگ جهانسوز دوم ، گمان می رفت دول بزرگ عالم از آن همه فجایع و آن همه اتلاف نفوس و اموال و خرابیها و بیچاریگیهای بشری که سالهای دراز جبران پذیر نیست ، پند و عبرت بگیرند و به جبران وقایع گذشته ، برای ایجاد عدل و داد و کندن ریشه ظلم و فساد و جلوگیری از جنگ جهانی دیگر ، تشکیل سازمان ملل متفق داده که از حقوق و‌ آزادی ملل و دول ضعیف حمایت و پشتیبانی نماید چنانچه در اثنای جنگ با انواع و اقسام مختلف به این تبلیغات عموم ملل را امیدوار می نمودند .
ولی متأسفانه از رفتار بر خلاف انصاف و مروت سازمان ملل درباره اندونزی ، مصر و فلسطین ، خلاف آن ظاهر شده و امید ملل ضعیف مبدل به یاس گردیده است . معلوم نیست وطن بودن فلسطین برای مهاجرین یهودی آلمانی و روسی و آمریکایی و غیره مطابق کدام منطق و قانون است ؟ که رای به تقسیم آنها می دهند ؟ اگر می خواهند صهیونیستها را از خود راضی کنند و استفاده هائی که منظور است از آنها بنمایند ، در مملکت خود به آنها جا بدهند و آنها را مستقل کنند . در هر صورت ، تشکیل دولت صهیونیستی آ ، در آتیه ، کانون مفاسد بزرگ برای مسلمین خاورمیانه و بلکه تمام دنیا خواهد بود و زیان آن تنها متوجه اعراب فلسطین نمی گردد و علی ای حال بر تمام مسلمین عالم است از هر طریقی که
می شود از این ظلم فاحش جلوگیری نموده و رفع این مزاحمت را از مسلمین فلسطین بنمایند .
خادم الاسلام والمسلمین : سید ابوالقاسم کاشانی
11/10/1326 هجری شمسی
آیت الله کاشانی به صدور این اعلامیه اکتفا نکرد و به رغم محیط خفقان ، مردم مسلمان را دعوت به تظاهرات به نفع مردم فلسطین کرد . در روز یکشنبه 20 دی ماه 1326 ، بیش از سی هزار نفر از مردم تهران ، به دعوت آیت الله کاشانی ، در مسجد امام خمینی ( مسجد شاه سابق ) اجتماع کردند ، ولی دولت وقت که از فعالیت سیاسی و مذهبی آیت الله کاشانی بیمناک بود با توسل به زور و قوای انتظامی از سخنرانی آیت الله کاشانی در این میتینگ با شکوه ممانعت کرد و در نتیجه ، خطیب معروف ، آقای فلسفی به منبر رفت و اظهار داشت ، « ما برای آن در اینجا جمع شده ایم که با مسلمین ابراز همدردی کنیم و قصد آزار احدی را نداریم و یهودیان ایران نیز تحت حمایت ما هستند و کمترین گزندی نباید به آنان برسد . » و سپس اعلام نمود که به منظور جمع آوری اعانه برای کمک به مسلمین پاکستان و فلسطین ، حسابی در بانک ملی افتتاح شده است .
ابوالقاسم یمینی ، یکی از کسبه بازار ، که از قبل از شهریور 20 در جریان مبارزات در معیت آیت الله کاشانی بوده است ، می گوید ، « رئیس شهربانی وقت ، سرلشگر ضرابی ، در جلوی مسجد شاه ، از
آیت الله خواهش و به او التماس می کرد که از سخنرانی خودداری کند و بالاخره با اوضاع و احوالی که به وجود آوردند ، مانع از ایراد سخنرانی ایشان شدند . » در همین اثنا ، عده ای از عمال دولت می خواستند با ایجاد اغتشاشاتی علیه یهودیان ایران ، مبارزات آیت الله کاشانی را مخدوش سازند و به همین جهت آیت الله کاشانی اعلامیه ای صادر کردند که اقلیتهای کلیمی و مسیحی و غیره تحت حمات دولت و مردم مسلمان هستند و هیچ کس حق ندارد به آنها آسیب و زیانی وارد کند . متن این اعلامیه به دست من رسیده است . ولی عبدالرحمن فرامرزی هم در مقاله ای که در مهر ماه سال 1348 در مجله یغما منتشر کرد ، به این قضیه اشاره کرده است .
دومین تظاهرات به نفع مردم فلسطین
آیت الله کاشانی در سی ام اردیبهشت ماه سال 1327 ، مجددا مردم را علیه تشکیل دولت اسرائیل ، دعوت به تظاهرات کرد . روزنامه " داد " در شماره 1340-30 اردیبهشت 1327 می نویسد . « روز جمعه در مسجد شاه میتینگ بزرگی داده خواهد شد . مقدمات تظاهرات بزرگی علیه صهیونیستهای فلسطین فراهم شده و قرار است در ساعت 5/3 بعد از ظهر فردا دستجات مختلفی ، با صفوف منظم ، وارد مسجد شاه شده . در این تظاهرات شرکت کنند . از طرف آقای آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی اعلامیه ای منتشر شده که طی آن از کلیه مسلمین برای شرکت در این تظاهرات دعوت کرده اند " .
این میتینگ با شکوه بسیار زیاد برگزار گردید و جمعیت انبوهی در آن شرکت کردند. آیت الله کاشانی در ساعت 5/4 بعد از ظهر روز جمعه در این تظاهرات سخنانی را ایراد کرد که در روزنامه اطلاعات دوشنبه سوم خرداد 1327 به شرح زیر درج شده است :
« بسم الله الرحمن الرحیم والصلوه والسلام علی خیر خلقه و اشرف انبیائه محمد و آله الطاهرین . السلام علیکم و رحمت الله و برکاته . اعوذ بالله من الشیطان الرجیم . یا ایها الذین آمنوا استجیبوالله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم . به مضمون آیه شریفه و به جهت اداء وظیفه حتمیه از جانب حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه ، شمه ای از آنچه راجع به حیات و عظمت و سعادت و کامیابی دنیا و آخرت است ، به عرض برادران ایمانی خود می رساند . دین مقدس اسلام که ضامن سعادت دنیا و آخرت بشر است به ما تکلیف فرموده که با یکدیگر به رافت و مهربانی سلوک و رفتار نموده و برای حفظ شئون اجتماعی و سیاسی کشورهای اسلامی ، برادرانه پشتیبانی از هم بنمائیم و به مبانی دین و آئین از خدای یگانه و قرآن و پیغمبر عظیم الشان و پیشوایان دین ، سلام الله علیهم اجمعین و معاد ایمان کامل داشته باشیم . چنانچه در این آیه شریفه می فرماید ، « یا ایها الذین آمنوا اتقوالله حق تقاته ولا تموتن الا و انتم مسلمون واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا » همین ایمان به خدا و قرآن ، همین ایمان به رسول و مبانی دین و تعالیم عالیه و دستورات اخلاقی و اجتماعی اسلام بود که در صدر اسلام ، روح یگانگی و برادری و برابری و شهامت را در مسلمین به حدی دمید و تقویت نمود که از صحرای خشک عربستان ، بیرق لا اله الا الله ، محمد رسول الله را بر دوش بی آلایش خویش و بر قلب ملل عالم کوبیدند . از یک طرف تمام آسیا را در مدت کمی تسخیر نموده و از عراق عرب و ایران و هندوستان گذشته ، به چین و به جزائر پراکنده اقیانوسیه و به اروپا و روم و اسپانیا نفوذ نموده و از طرفی شام و مصر و مراکش و الجزایر و سراسر افریقای شمالی را مسخر نموده تا نزدیک پاریس ، یعنی قلب کشور فرانسه تاختند و همه را تحت سیطره خود در آورده و مطیع خود ساختند و در نتیجه همین ایمان به خدا و رسول و در سایه همان برادری و اتحاد و یگانگی و اتفاق بود که پشت بزرگ ترین امپراطوریهای جهان را به لرزه در‌ آورده و بر سراسر دنیای متمدن آن زمان تسلط یافته و تاج از سر آنها برداشته و باج گرفتند . متاسفانه در نتیجه تحولات و پیدایش سیاستهای بوقلمونی جهان و به خصوص بر روی کار آمدن حکومتهای جبار و تبهکار و نفوذ سیاست و مداخلات خائنانه استقلال شکنانه شوم استعماری ، زنجیر اتحاد و یگانگی و آن معنویت و برادری و برابری را که اسلام به دور خود کشیده و با نیروی ایمان ، دانه های محکم آن را به هم متصل و پیوست نموده بود ، از یکدیگر گسیخته و خاک ذلت بر سر مسلمین عموما ریختند .
برادران عزیز مسلمان ! امروز بیش از همه چیز به اتحاد و برابری و یکرنگی و صمیمیت احتیاج داریم ، چنانچه خداوند می فرماید ، « یا ایها الذین آمنوا ادخلو فی السلم کافه و لا تتبعوا خطوات الشیطان انه لکم عدو مبین » باید با ایمان به مبدأ حق و حقیقت و در سایه تعالیم اسلامی ، سعی کنیم ریشه های فساد و بدبینی را از بیخ و بن برکنیم و خود را مشمول آیه « ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص » بداریم . خداوند تبارک تعالی کسانی را که در راه او فداکاری می کنند و دسیسه های کفر در آنها رخنه ندارد ، دوست دارد ، به طوری که پیغمبر اکرم فرموده ، « المؤمنون کبنیان واحد یشد بعضا بعضا » یعنی مسلمانان مانند اجزاء یک ساختمانند که یکدیگر را نگاهداری می نمایند . اسلام حدود و ثغوری برای مسلمین تعیین نکرده و نقطه یا سرزمین معینی را برای آنها وطن قرار نداده است و همه مناطق و ممالک اسلامی ، وطن مسلمین است و بر مسلمانان لازم نموده است که اگر چنان که برای برادران مسلمان زحمت و مشقتی پیش آید ، بکوشند و به کمک یکدیگر رفع نگرانی از خود بنمایند . اسلام با تمام قوا بر آن بوده است که مسلمین اختلافات را کنار گذارند و متفقا در یاری و استعانت یکدیگر جدیت نمایند . و به مضمون آیه « واعتصموا بحبل الله » کمر همت بر میان بندند. این مصیبتی که اخیرا برای برادران مسلمان فلسطین پیش آمده و ایرانیان را برای همدردی و اظهار تأثر در این مکان گرد هم جمع آورده ، منشأ آن حس برادری و عواطف دینی و اسلامی است که همه متحدا تأثر و تألم خود را با قلبی آزرده و خاطری پریشان به سمع عموم مسلمین دنیا می رسانیم .
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
اکنون که باعث تهییج احساسات مردم ایران و اجتماع عمومی شده است ، به سمع آقایان محترم می رساند ، چنانچه در اخبار روزانه مشاهده کرده اید ، بعضی دول ، بدون مجوز قانونی ، فلسطین را که مراکز مقدسه اسلام و محل مسجد اقصی که قبله مسلمین می باشد و سالیان دراز وطن و مسکن مسلمانان به شمار می رفت و بر آن حکومت می کردند و در طی صدها سال جنگهای خونین صلیبی و دادن میلیونها کشته ، نتوانسته اند این سرزمین مقدس را از دست مسلمین به در آورند ، وطن صهیونیستهایی که از نقاط مختلفه عالم به آنجا مهاجرت کرده ، شناخته اند . در صورتی که حکومت اسلام از قدیم الایام بر فلسطین حقی ثابت است و مسلمین دنیا ، به خصوص ملت مسلمان ایران چنین اجازه ای نمی دهند که صهیونیستها ، به این حق ثابت دست تعدی دراز نموده و با چنگالهای آلوده به فساد و ظالمانه ، برادران مسلمان ما را در هم ریخته و خون آنان را بی رحمانه بریزند . در این مورد است که پیغمبر اکرم می فرماید ، « من اصبح ولم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم » یعنی کسانی که صبح کنند و در اهتمام برادران مسلمان خود نباشند ، از اسلام بهره ندارند . برادران مسلمان ایران باید بکوشند در این هنگام که سخت ترین مصائب بر برادران مسلمان شما رخ داده ، از آنها حمایت نمایند و با تمام موارد ، به کمک و استعانت آنها قیام کنند. تمام مردم ممالک اسلامی ، هر یک به نوبه خود ، از کمک مالی و جانی به مردم بی پناه فلسطین و از همدردی دریع ننموده و فداکاری کرده اند . تمام ممالک اسلامی دنیا وطن ماست و ما نیز با تمام قوا جانا و مالا نسبت به سهم خود باید از آنها حمایت کنیم و در حفظ منافع و مصالح عالیه مسلمین کوتاهی ننمائیم . ما به شهدای مسلمین فلسطین ، به خصوص سید عبدالقادر الحسینی ، شهید راه اسلام ، درود فرستاده و به احترام ارواح پاک آنان یک فاتحه می خوانیم . البته خاطر محترم آقایان مستحضر است صهیونیستهایی که در فلسطین باعث این همه ظلم و جنایت شده اند ، کسانی هستند که از نقاط مختلف عالم به آنجا مهاجرت کرده اند و یهودیانی که در ذمه اسلام ، یعنی تحت حمایت دولتهای اسلامی زندگی می کنند ، از حیث جان و مال در امان می باشند.
در خاتمه از مسلمانان ایران تقاضای همه گونه کمک مادی و معنوی برای برادران ستمدیده فلسطین می شود و برای این منظور حسابی در بانک ملی ایران مرکز و شعبه بازار به نام " اعانه فلسطین " باز شده است . انتظار می رود برادران دینی از هر گونه مساعدت و بذل همراهی مالی درباره مسلمانان کوتاهی و مضایقه ننمایند .
در پایان سخنرانی ، آیت الله کاشانی ، قطعنامه ای در شش ماده صادر گردید که مورد تائید عموم قرار گرفت.
اعلام آمادگی مردم مسلمان ایران برای رفتن به فلسطین
پس از برگزاری این تظاهرات و بیانات آیت الله کاشانی که از مردم خواسته بود جانا و مالا به مرد فلسطین کمک نمایند ، از طرف فدائیان اسلام ، اعلامیه ای به شرح زیر صادر شد :
هوالعزیز
نصر من الله و فتح قریب
خونهای پاک فدائیان رشید اسلام در حمایت از برادران مسلمان فلسطین می جوشد . پنج هزار نفر از فدائیان اسلام عازم کمک به برادران مسلمان فلسطین هستند و با کمال شتاب از دولت ایران اجازه حرکت سریع به سوی فلسطین را دارند و منتظر پاسخ سریع دولت می باشند .
از طرف فدائیان اسلام
سید مجتبی نواب صفوی
روز یکشنبه دوم خرداد 1327 ، این جوانان پرشور در منزل آیت الله کاشانی اجتماع کردند و با کمال
بی تابی ، آماده حرکت به فلسطین بودند ، ولی دولت از این اقدام جلوگیری کرد . نامه آیت الله کاشانی به مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای افشای جنایات صهیونیستها و ابرقدرتهای حمایت کننده آنان ، از طرف آیت الله کاشانی ، نامه ای به سازمان ملل متحد نوشته شد که بخشی از آن به شرح زیر است :
« یک عده مهاجر ، با کمک و اسلحه دول موفق شدند اعراب را از یک قسمت از سرزمین فلسطین که خانه آنها بود و قرنها در آنجا ماوی داشتند ، بیرون رانند و اگر دول معظمه اطمینان به اغماض و چشمپوشی سازمان از این تجاوز و حقکشی نداشتند ، مرتکب چنین جنایتی نمی شدند . اینک میلیونها مردم مسلمان جهان چشم به راه تصمیمات سازمانند که از این تعدیات جلوگیری نمایند و اجازه ندهند اسلحه و پول بعضی از اعضای آن سازمان به نفع اقلیتی کوچک و به ضرر ساکنین یک قسمت از خاک شرق به کار برده شود ».
ملاحظه می شود در سالهای 1326 و 27 ، ملت ایران در حالی به حمایت از ملت مسلمان فلسطین به پا خاسته که بسیاری از کشورهای جهان سوم در زیر سیطره مستقیم استعمار دست و پا می زدند و هنوز به استقلال ظاهری نائل نیامده بودند . مردم ما در زمانی فعالیت ضد صهیونیستی را آغاز نمودند که هنوز غالب کشورهای عربی توانائی ابراز وجود نداشتند و این مسئله به خوبی خط مستقیم اسلام را در این منطقه نشان می دهد .
در سال 1327 وقتی که آیت الله کاشانی با همراه گروههائی چون فدائیان اسلام ، مبارزات را تشدید
می نمود و در جبهه داخی هم با نیروی عظیم ملت مسلمان می رفت که قدرت دولتهای مطیع سیاست انگلستان را در هم بکوبد و به نفت خواری این استعمارگر کهن ، پایان بخشد ، ناگهان حادثه تیراندازی به شاه را در 15 بهمن 1327 به وجود آوردند و عامل اصلی را آیت الله کاشانی شناختند و شبانه این شخصیت بزرگ روحانی را به قلعه فلک الافلاک و از آنجا به لبنان تبعید نمودند . بعد از مراجعت از این تبعید و اوجگیری نهضت ملی شدن صنعت نفت ، آیت الله کاشانی دریافت که مقابله با استعمارگران ، بایستی با وحدت ملل مسلمان انجام گیرد تا تجاوزاتی مثل اشغال فلسطین اسلامی به وجود نیاید و بنابراین در زمانی که در جهان اسلام و در کشورهای عربی از اعتبار و قدرت بسیار برخوردار بود ، طرح وحدت کشورهای اسلامی را ریخت و با سرعت ، مقدمات تشکیل کنگره اسلامی را در تهران فراهم می کرد که همه چیز عوض شد و چهره کریه استعمار در شکل دیگری ظاهر گردید .
برادران مسلمان عرب ما در کشورهای اسلامی باید آگاه و بیدار باشند و بدانند ایران اسلامی با نیروی ایمان و در زیر پرچم پر توان و همیشه پایدار اسلام ، همواره پیوند عمیق خود را با مسلمانان جهان در هر گوشه ای که می زیستند ، حفظ نموده است . تقویت اسلام و وحدت مسلمانان ، بدون در نظر گرفتن زبان و نژاد و قومیت ، جهت تفکر بزرگان و پیشوایان روحانی این سرزمین بوده است . ما انتظار داریم دسائس و فریبکاریهای عاملین استعمار که برای پراکندگی و جدایی مسلمانان به طور مستمر کوشش می کنند بلا اثر بماند و اکنون که نیروی اسلامی حاکمیت ایران را به دست گرفته و یکی از پرهیجان ترین لحظات تاریخ در جریان است ، با بیداری همه مسلمانان ، این سنگر به دست آمده حفظ شود و اجازه ندهند قدرتهای بزرگ ، ضربات تبلیغاتی و عملیات تخریبی خود را از طریق کشورهائی با عنوان اسلامی به ایران وارد سازند .