انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



طرح تسخير لانه جاسوسي به روايت دانشجويان پيرو خط امام

طرح تسخير لانه جاسوسي به روايت دانشجويان پيرو خط امام

« فرانسيس آنتوني بويل  »در كتاب خود به نام « سياست جهاني و حقوق بين الملل » در مورد گروگان گيري به دفاع از ايران پرداخته و مي گويد : « دستگيري و زنداني كردن ديپلمات هاي آمريكايي طبق ماده 51 منشور سازمان ملل متحد حق قانوني ايران در دفاع از خود بوده است  . (1) »
در مورد روابط ايران و آمريكا از آغاز تا قطع ، نكات مبهم زيادي وجود داشت . نكاتي كه شايد اگر در آن روزها با تسخير سفارت آمريكا مشخص نمي شد ملت ايران از بخشي از تاريخ خود كه از دسترس او پنهان مانده بود براي هميشه محروم مي شد. اما اين حركت با روشن ساختن برخي از اين نكات باعث شد كه آيندگان نيز اسنادي را مشاهده كنند كه با مشاهده آنها هيچ انسان منصفي موضعي غير ازموضعي كه دانشجويان پيرو خط امام در اين روزها اتخاذ كردند انتخاب نمي كند.
به نوشته اشپيگل : زماني ايالات متحده مي توانست تصميم بگيرد كه چه كسي در ايران بر مسند قدرت بنشيند اما امروز در 1980 (1359 ) آيت اللهي در تهران مي تواند سر نوشت انتخابات رياست جمهوري در ايالات متحده را تعيين كند  . اما به راستي اين تغيير موضع از ضعف به قدرت و از روابط صميمانه و تنگاتنگ به خصمانه و قطع روابط چگونه صورت گرفت و به راستي تنها مشكلات ما در همان روزهاي آغازين انقلاب با آمريكا بود يا به پيش از آن برمي گشت ؟
در مورد روابط ايران و آمريكا از آغاز تا قطع نكات مبهم زيادي وجود داشت . نكاتي كه شايد اگر در آن روزها با تسخير سفارت آمريكا مشخص نمي شد ملت ايران از بخشي از تاريخ خود كه از دسترس او پنهان مانده بود براي هميشه محروم مي شد. علت بسياري از بحران هايي كه مردم تنها دردهاي آن را متحمل مي شدند. اما اين حركت با روشن ساختن برخي از اين نكات باعث شد كه آيندگان نيز اسنادي را مشاهده كنند كه با مشاهده آنها هيچ انسان منصفي موضعي غير از موضعي كه دانشجويان پيرو خط امام در آن روزها اتخاذ كردند انتخاب نمي كنند.
"فرانسيس آنتوني بويل" در كتاب « سياست جهاني و حقوق بين الملل » مي گويد :
براي يافتن سابقه اين رابطه بايد به سالهاي قبل تر برگشت . نخستين تماس آمريكايي ها و ايران در سال 1209 ه . ش مطابق با 1830 ميلادي برقرار شد كه براثر آن چند گروه از مبلغان مذهبي آمريكا با هدف تبليغ آيين مسيحيت به مناطق شمال غربي ايران آمدند(2)
 آمريكا تا كودتاي 28 مرداد 1332 از بازيگران اصلي صحنه ايران به شمار نمي آمد . اما با اتفاقات قبل از اين كودتا و خروج نيروهاي اشغالگر انگليسي و روسي از خاك ايران سعي كرد تا نقشي را كه پيش از اين دو كشور بر عهده داشتند عهده دار شود و از كودتاي 28 مرداد به بعد نيز موفق به اين كار شد تا يك دوره استعمار پنهان 25 ساله را در ايران تجربه كند . (3)
آمريكا كه پيش از اين با شعار آزادي براي ملت هاي ستمديده به ميدان آمده بود چهره واقعي خود را نشان داد به گونه اي كه قاضي «ويليام داگلاس» نيز در مورد تقبيح مداخله آمريكا در امور ايران مي نويسد :
هنگامي كه مصدق اصلاحات خود را در ايران آغاز كرد ما به هراس افتاديم و براي براندازي او با انگليسي ها متحد شديم و در اين كار موفق نيز شديم . ولي از اين پس ديگر نام ما درخاورميانه با احترام ياد نشد.
حمايت بي دريغ آمريكائيها از شاه حتي پس از جناياتي چون 17 شهريور و پيشينه سياه اين كشور در ايران روز به روز بر انزجار و تنفر مردم نسبت به آنان افزود. پس از تسخير لانه جاسوسي مداركي به دست آمد كه نشان ميداد طراح اصلي كشتار صدها دانش آموز و دانشجو در 13 آبان 1357 نيز آمريكا بوده است . بايد به تمام اينها نقش آمريكا در راه اندازي سيستم مخوف ساواك با الگوي آمريكايي آن سيا را نيز افزود كه از عوامل ايجاد ترس و خفقان در رژيم سابق بود.
با وجود تمام خاطرات بدي كه مردم از آمريكا در اذهان داشتند اما در طي روزهاي انقلاب و پس از آن نيز سفارت آمريكا مورد تعرض جدي مردم قرار نگرفت . اين در حالي بود كه موضع امام و مردم حتي پيش از انقلاب نيز نسبت به آمريكا واضح و مبرهن بود به طوري كه امام در سخنراني خود در سال هاي پيش از انقلاب در 24 آبان 1343 فرمودند :
« دنيا بايد بداند كه هر گرفتاري كه ملت ايران و ملل مسلمان دارند از آمريكا است ملت اسلام از اجانب عموما و از آمريكا خصوصا متنفر است » 
اما با اين حال انقلاب نو پا علي الظاهر در پي فراموشي گذشته و ايجاد اين امكان براي آمريكا بود كه به صورت تازه تري در صحنه سياسي و ديپلماتيك ايران ظاهر شود .  اماآمريكا با از دست دادن مهره ها و قدرت سابق در ايران به شدت به تكاپو افتاده بود تا بتواند دوباره از ايران ژاندارم منطقه اي بيافريند. اما تحولات در ايران اساسي تر از پيش بيني هاي سيا بود.
بايد توجه داشت كه در مبارزات اين دوره زماني عواملي تاثير گذارتر از محرك هاي دهه هاي قبل وجود داشت و با رفع يك عامل مردم از صحنه خارج نمي شدند در واقع نسلي در طول سالهاي مبارزه به بلوغ فكري و اجتماعي رسيده بود كه براي اعتلاي جامعه از هيچ كوششي فروگذار نمي كرد . اين نسل با جهان بيني رشديافته خود تنها سر نگوني استبداد داخلي را براي خيزش اجتماع كافي نمي دانست و خواستار قطع استعمار خارجي نيز بود.
در اواخر بهمن 1357 صد و پنجاه نفر از اعضاي سازمان فداييان خلق به سفارت آمريكا حمله و آنجا را تسخير كردند.  حركت از سوي مردم و امام مورد اعتنا واقع نشد و اشغالگران چند ساعت بعد با وساطت دكتر يزدي كه در آن روزها از افراد سرشناس انقلابي محسوب مي شد به تسخير سفارت خاتمه دادند . (4)
تحريك به اغتشاشات داخلي از جمله اولين رويه هايي بود كه آمريكا در قبال ايران به سرعت در پيش گرفت و در اين راه سعي در تحريك اقليت هاي قومي و زباني و قشرهاي مختلف جامعه چون دانش آموزان و دانشجويان و كارگران نمود.  سعي در محصور كردن انقلاب ايران در مرز هاي جغرافيايي خود با كمك همسايگان ايران و قطعنامه هايي كه با نام حقوق بشر بر ضد ايران تصويب مي شد از ديگر اقدامات آمريكا در آينده بود.
پيشينه بد آمريكا در ايران از يك سو و اقدامات آمريكا پس از انقلاب از سوي ديگر زمينه يك رويارويي را فراهم مي كرد كه با مسامحه كاري هاي دولت موقت در روزهاي اول انقلاب در قبال تحركات آمريكايي ها در ايران باعث شد كه اين برخورد به روزهاي بعدتر به تعويق بيفتد . (5)
 طرح تسخير لانه جاسوسي
در روزهاي آغازين انقلاب اسلامي دانشجويان مسلمان كه از جانب گروهك هاي مختلفي كه فضاي تبليغي خود را در دانشگاهها متمركز كرده بودند احساس خطر مي كردند با منسجم كردن نيروهاي خود اقدام به تاسيس « سازمان دانشجويان مسلمان » در دانشگاه صنعتي شريف و تشكل هاي مشابه در ساير دانشگاه ها نمودند. اما خطر دومي كه اين دانشجويان احساس كردند دور شدن دولت موقت از انديشه هاي امام خميني (ره ) بود كه بدين منظور هم سعي نمودند كه ارتباطشان را با رهبري انقلاب افزايش دهند.
نمايندگان دانشجويان با امام ملاقات كردند و تشكلي دانشجويي به نام « دفتر تحكيم وحدت » به منظور اين ارتباط تشكيل شد . بعدها همين دانشجويان بودند كه عامل تصرف سفارت آمريكا شدند.
پس از صدور حكم اعدام براي شاه و برخي از وابستگان رژيم، دولت و سناي آمريكا اين عمل را محكوم كردند . اين اقدام امريكا بلافاصله با واكنش امام مواجه گرديد .امام فرمودند :
« آمريكا اگر از اعدام هويداها اظهار تاسف نكند از نوكرهايش اعلام پشتيباني نكرده است . ما توقع نداريم ابرقدرت ها كه دست شان از ايران كوتاه شده از ما تشكر كنند » 
به دنبال اين موضع گيري امام روابط ايران و آمريكا به پايين ترين سطح تنزل كرده و دولت مجبور شد سطح روابط را به كاردار تنزل دهد.  شرح آن روزها از زبان دانشجويان پيرو خط امام و طراحان تسخير سفارت ، ظرافت ها و ديدگاه هاي آن روزها را دقيق تر بيان مي كند.
محسن ميردامادي در كتاب بحران 344 روزه در تهران مي گويد :
« در روزها و ماههاي آغاز پيروزي انقلاب كه حكومت طاغوت فروريخته بود اما هنوز حاكميت انقلاب فاقد تشكيلات مقتدر و توان لازم براي اداره كشور بود از يك سو استان هاي مرزي كشور دستخوش حركت هاي جدايي طلبانه شدند و از سوي ديگر در استان ها گروه هاي ريز و درشت ضد انقلاب دست به آشوب و فتنه زدند. اعتصاب ، تحصن ، درگيري و اغتشاش در ادارات و كارخانه ها و ديگر جاها امري عادي و روزانه شده بود. شواهد و قرائني در دست داشتيم كه اين وضع طبيعي نبوده است . اين احساس در بين دانشجويان وجود داشت كه اين كارها بايد از جايي هدايت شود و اين تصور به طور جدي در بين دوستان وجود داشت كه اين كارها به نحوي مستقيم يا غير مستقيم به وسيله آمريكا هدايت مي شود . به اين دليل بود كه بحث تسخير سفارت آمريكا پيش آمد.»
تا ايام نزديك به 13 آبان يعني قبل از تصرف لانه جاسوسي شاه فراري در كشورهاي مختلف مي چرخيد . آمريكا كه تا آن زمان اجازه ورود به شاه را نداده بود در همان زمان شاه را در آمريكا پذيرفت . اين پذيرش از جانب ايرانيان يك سفر عادي تلقي نمي شد و قاعدتا عواقبي را براي آمريكا در بر داشت .
ابراهيم اصغرزاده كه پس از تصرف سفارت آمريكا نقش سخنگوي دانشجويان مسلمان پيرو خط امام را بر عهده داشت مي گويد:
« فكر تسخير سفارت آمريكا يك عكس العمل در مقابل اقدام آمريكا بود. فضاي داخل كشور ما بسيار فضاي هيجان زده و پرالتهابي بود. رفتار كاخ سفيد در مقابل نيروهاي انقلابي تحقيرآميز بود. براي ما نوع برخوردي كه آمريكا با ايران و انقلاب مي كرد قابل تحمل نبود. »
دولت آمريكا كه پيش از اين به دليل اهتراز از عكس العمل احتمالي مردم از پذيرفتن شاه امتناع مي كرد در 29 مهر قصد خود را مبني بر پذيرش شاه به دلايل انسان دوستانه و بدون هيچ جنبه سياسي به اطلاع دولت موقت رساند. دليل اين عمل را نيز احتياج به بستري شدن شاه در بيمارستان و عدم وجود امكانات در مكزيك عنوان كرد.  دولت عملا مخالفت خود را با اين سفر ابراز نمي كند بلكه با درخواست تضمين آمريكا مبني بر عدم فعاليت سياسي شاه و همسرش عليه ايران و معاينه شاه توسط دو پزشك ايراني تلويحا مي پذيرد(6)
شاه اول آبان وارد آمريكا مي شود. پزشكان ايراني حاضر به معاينه مستقيم شاه نمي شوند اما با مطالعه اسناد و مدارك پزشكي او مي گويند كه شاه در هر جاي دنيا قابل معالجه است . « علي آگاه » كاردار سفارت ايران در واشنگتن در ملاقات با مقامات آمريكايي تقاضاي استرداد شاه را مي نمايد اما آمريكا به علت عدم وجود قرارداد استرداد مجرمان بين دو كشور پاسخ منفي مي دهد.
از اين سو سفر شاه به آمريكا در مطبوعات به صورت يك خبر عادي و روزمره چاپ ميشود و راديو تلويزيون نيز اين خبر را پخش نمي كنند عكس العمل ايرانيان براي آمريكا عجيب است . درست شش روز پس از ورود شاه به آمريكا بازتاب هاي اين سفر با موضع گيري امام در قبال اين سفر صورت ديگري به خود مي گيرد و اعترا ضات به آمريكا گسترش مي يابد . با عنايت به جو موجود متاثر از سر خوردگي مردم آشوب هاي گوشه و كنار كشور و عدم توانايي دولت در اداره امور و حل مشكلات ، فرضيه « توطئه » قدرت مي يافت . (7)
در كوران اين حوادث خبر ملاقات بازرگان به عنوان رئيس دولت موقت با برژينسكي در حاشيه بيست و پنجمين سالگرد انقلاب الجزاير در آن كشور خشم مردم را دوچندان كرد . امام در روز دهم آبان پيامي را به مناسبت بزرگداشت روز 13 آبان ايراد كردند كه توجه به بخشي از آن پيام و سخنان دانشجويان تصرف كننده سفارت مبين اين نكته است كه پيام امام در آن روزها روشنگر راه آنان براي اين عمل بوده است.
برخورد دانشجويان با اين پيام از زبان محسن ميردامادي:
« دو سه روز قبل از سيزده آبان به مناسبت كشتار دانش آموزان در حكومت نظامي سال قبل امام پيامي دادند كه در آن پيام به پذيرفتن شاه به وسيله آمريكايي اعتراض كردند و چنين جمله اي را گفتند : ... بر دانش آموزان ودانشگاهيان و محصلين علوم ديني است كه حملات خود را عليه آمريكا و اسرائيل گسترش دهند و خواهان استرداد شاه مخلوع شوند.... ما ابتدا تصورمان اين بود كه موضوع به امام گفته شده و امام اينطور نظرشان را بيان كرده اند . ولي بعدا كه تحقيق كرديم مشخص شد كه اين طور نبوده است و امام از مسئله مطلع نبوده اند » . (8 )
ايده و طرح تسخير سفارت آمريكا در روزهاي پاياني تابستان 1358 توسط سه تن از دانشجويان هسته مركزي تحكيم وحدت مطرح شد اما تا آبان ماه اجراي آن به تعويق افتاد. در اين مدت تعداد معدودي از طرح باخبربودند.
تحركات جديد آمريكا ، مواضع دولت موقت ، و در پايان پيام امام مهر قطعيت را بر اجراي طرح زد . موضوع درجريان قراردادن امام به علت اين كه شايد امام به دليل محظوراتي با طرح مخالفت كنند لغو شد. تصميم اين شد كه اگر امام با طرح مخالفت كنند در همان ساعات اوليه سفارت را خالي كنند.
يكي از اعضاي اصلي طرح عمليات در كتاب « بحران 444 روز » در تهران مي گويد :
« در جلسه اول روي انگيزه ، بحث مفصل شد. در يك جمع بندي كلي اهداف ما از تسخير سفارت برخورد با رفتار آمريكا با ملت ايران و مسدود كردن دارايي هاي ما ، راه دادن به شاه و همچنين اعتراض به عملكرد دولت موقت بود كه كم كم به سمتي گرايش پيدا مي كرد كه دست آمريكا را در ايرن باز مي كرد »
پس از اين كه در جلسه هسته مركزي دانشجويان مسلمان مسئول اجرايي و امنيتي طرح تصرف سفارت انتخاب مي شود تنها سه روز تا 13 آبان باقي مانده بود يك روز صرف طرح ريزي و دو روز بعد صرف سازماندهي نيروها و تدارك وسايل و ابزار مورد نياز مي شود . قرار بر اين شد كه 48 ساعت قبل از اجراي نقشه از هر دانشگاهي 100 الي 150 نفر از دانش جويان شناخته شده و مورد اطمينان انتخاب و دعوت به همكاري شوند. براي اين كار دو سوال مطرح بود  :
1 ـ آيا مي توانيد 48 ساعت بيرون خانه يا خوابگاه باشيد ؟
2 ـ آيا با انجام يك كار اعتراضي عليه آمريكا موافقيد ؟
 صبح روز 13 آبان ساعت 8 جلسه توجيهي در هر كدام از دانشگاههاي اميركبير ، صنعتي شريف تهران و شهيدبهشتي برگزار شد و يك ساعت به طول انجاميد . ساعت 10 صبح قريب پانصد دانشجوي سازماندهي شده در تقاطع خيابان طالقاني ـ بهار گرد آمدند . جمعيت به صورت راه پيمايي حركت خود را به سمت سفارت آغاز كرد . براي اين كه پليس و يا نيروهاي نظامي عكس العملي نشان ندهند 50 متري از در ورودي سفارت دور شدند و بعد از انفعال نيروهاي نظامي دستور حمله به سفارت صادر شد با بريدن زنجير و ورود بعضي از دانشجويان از روي در ورودي ، محوطه به تصرف دانشجويان در آمد .
مسئول عمليات جزئيات واقعه را اين گونه توصيف مي كند:
« جمعيت به سرعت وارد محوطه سفارت مي شوند. كنترل محوطه به خوبي صورت مي پذيرد اما ورود به ساختمان سخت مي نمايد. جمعيت به دنبال نفوذ به ساختمان است . پس از مدتي رئيس تفنگدارهاي مستقر در سفارت براي مذاكره با آنها بيرون مي آيد دانشجويان اعلام مي كنند كه ما كاري با شما نداريم فقط مي خواهيم بياييم داخل ساختمان و 48 ساعت آنجا تحصن مي كنيم و بعد مي رويم . گفتگو با رئيس تفنگدارها و مذاكرات او با آمريكايي هاي مستقر در سفارت نتيجه اي در پي ندارد. زمان مي گذرد. يكي از پنجره هاي زير زمين براي نفوذ به ساختمان انتخاب مي شود.پس از آنكه با آويزان شدن بيست سي نفر پنجره از جا كنده مي شود دانشجويان به داخل سفارت مي روند ».

« وضعيت برايمان مشكوك بود ما به دنبال اسناد و مدارك محرمانه اي مي گشتيم كه بتواند ماهيت عمل آمريكايي ها را در سفارت به خوبي نشان دهد. در انتهاي يكي از راهروها با يك ديوار فولادي برخورديم كه خيلي مشكوك بود و به نظر مي رسيد نه يك ديوار بلكه يك در مخصوصي است كه احتمالا پشت آن يك محوطه ديگري وجود دارد صداهاي خفيفي هم از آن سوي ديوار به گوش مي رسيد كه بعدها فهميديم صداي دستگاه خردكن اسناد بوده است . يكي از گروگان ها را كه در باز جويي ها فهميده بوديم توانايي باز كردن قفل هاي رمزدار را دارد به كنار ديوار آورديم و گفتيم بايد اينجا را باز كني . اول امتناع مي كرد بالاخره با اصرار زياد آن در فولادي را كه به شيوه خاص رمز گذاري شده بود باز كرد وقتي وارد آن مرحله شديم ديديم آنجا دنيايي از ميكروفيلم و ميكروفيش و انواع وسايل انهدام اسناد است. تعدادي آمريكايي با دستگاه هاي موجود مشغول خردكردن و انهدام اسناد محرمانه بودند .  بلافاصله همه را بازداشت و دستگاهها را خاموش كرديم بدين ترتيب توانستيم به بخشي از اسناد دست يابيم . در حالي كه بخش قابل توجهي از اسناد هم از بين رفته بود. حدود ساعت يك و سي دقيقه بعد از ظهر ما كل ساختمان را تسخير كرده بوديم . » (9)
واكنشها به تسخير سفارت
دانشجويان بعد از تصرف سفارت به صدور چندين اعلاميه مبادرت كردند كه در اين اعلاميه ها مواضع خود را اعلام و چگونگي تصرف و شواهد دال بر مركز جاسوسي بودن اين سفارت را تشريح نمودند . بعد از تسخير سفارت خبر را به امام دادند. امام هم در ابتدا تاييده اي صادر نكردند . بلكه حاج احمد آقا را به عنوان نماينده خودشان به سفارت مي فرستند تا از مواضع عاملان حادثه مطلع و جزييات حادثه با خبر شوند. حاج احمد آقا شامگاه روز سيزدهم به قم باز گشت. فرداي آنروز امام خميني در نخستين سخنراني كه به فاصله يك روز از سفارت ايراد مي شود ضمن تاييد اقدام دانشجويان مسلمان پيرو خط امام آمريكا را « شيطان بزرگ » ناميده و به سفارت آمريكا آنگونه كه در اطلاعيه هاي دانشجويان تسخير كننده آمده بود لقب لانه جاسوسي دادند . ( 10 )
مردم با راهپيمايي هايي كه در اطراف سفارت به عمل آوردند حمايت خود را از تسخير سفارت اعلام كردند. اما حادثه فراتر از تصور دانشجويان پيش رفت و حركتي كه بيشتر به يك حركت نمادين شباهت داشت با حمايت هاي امام و مردم تبديل به « انقلاب دوم » و قطع يد استبداد خارجي از ايران و شكل گيري « دكترين جمهوري اسلامي » در برخورد با آمريكا شد. حركتي كه داغ تحقير بزرگي براي امپرياليسم غربي در كشاكش جنگ سرد بود. به طوري كه براي رهايي از آن حاضر به هر خطري مانند حادثه طبس هم شدند. سوليوان سفير آمريكا در ايران در دوران قبل از انقلاب در كتاب خود با عنوان ماموريت در ايران مينويسد :
« در نوامبر 1979 ـ 1358 با گروگانگيري يك دوران تحقير ملي كه در تاريخ آمريكا نظير آن ديده نشده است آغاز گرديد. »
سرآغاز 444 روز گروگانگيري در تهران در واقع پاياني بود بر سلطه آمريكا بر ايران روزي كه به درستي در سال هاي آينده روز مبارزه با استكبار جهاني نام گرفت .
ارجاعات:
1 ـ غضنفري كامران ـ آمريكا و بر اندازي جمهوري اسلامي ـ تهران : كيا . 1380 ص 69
2 ـ واعظي حسن ـ ايران و آمريكا : بررسي سياست هاي آمريكا در ايران ـ تهران سروش (انتشارات صداو سيما) 1379
3 ـ آمريكا بعدها در سال 1378 ـ 2000 م به دخالت در اين كودتا صريحا و رسما اعتراف كرد . البته اين اعتراف عاري از هر گونه عذرخواهي از ملت ايران بود.
4 ـ معبادي حميد چالش هاي ايران و آمريكا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ـ تهران : مركز اسناد انقلاب اسلامي 1381 ص 79
 5 ـ به عنوان مثال در ماههاي نخست فرودگاه را براي اعضاي سفارت آمريكا بازگذاشت و آمريكايي ها مستقيما با هواپيماهاي مختلف به فرودگاه مهرآباد مي آمدند و وسايل پيچيده الكترونيكي و جاسوسي كه پولش را قبلا از ايران گرفته بودند خارج مي كردند.       ر . ك . ستوده امير رضا بحران 444 روزه در تهران : ص 64 تا ص 82
 6 ـ معبادي حميد چالش هاي ايران و آمريكا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ـ تهران : مركز اسناد انقلاب اسلامي 1381
7 ـ همان ص 83
8 ـ ستوده امير رضا بحران 444 روزه در تهران : گفته ها و ناگفته هايي از تصرف سفارت آمريكا در تهران بعد از20 سال ـ تهران : ذكر 1379 ـ ص 87
9 ـ همان ص 102
10 ـ همان ص 111