انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



حماسه 29 بهمن تبریز و تأثیر آن بر روند انقلاب

در شهرهای مختلف ایران اسلامی حوادث و وقایع مهمی در تاریخ معاصر بروز کرده است. یکی از آن شهرها، شهر تبریز است، شهر فراز و فرودهای تاریخی، شهر حماسه ها، شهر حوادث و رویدادها و شهر تاریخ ساز و زادگاه بزرگان علم و ادب و سیاست و مبارزه.

شهر تبریز اگر نگوییم در تاریخ یکصد و پنجاه ساله ایران نقش مهم و بسزایی داشته است، باید بگوییم که از زمان مشروطه نقشی فعال و مؤثر در تاریخ سیاسی اجتماعی ایران داشته است.

یکی از بارزترین صحنه های مبارزاتی این شهر، مبارزات مردم در نهضت امام خمینی بوده است . مردم شهر تبریز با آغاز نهضت امام خمینی همواره با رهبران نهضت در تماس بوده و در تمامی صحنه ها از پیشقراولان نهضت اسلامی محسوب می شدند. ارتباط وثیقی بین شهر قم، کانون مبارزات و شهر تبریز از زمان نهضت امام خمینی تا پیروزی انقلاب اسلامی برقرار گردید. حمله به مدرسه طالبیه تبریز مقارن با حمله کماندوهای رژیم به مدرسه فیضیه قم در سال 1342 بود .

حرکتهای سیاسی مذهبی شهر تبریز در طول تاریخ نهضت امام خمینی از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است که تبلور عینی آن قیام 29 بهمن آن شهر در سال 1356 به پاس گرامی داشت چهلم شهدای قیام 19 دی قم می باشد. این اربعین سرسلسله اربعین های مختلف شد. در اربعین شهدای تبریز مردم یزد به خاک و خون کشیده شدند، در اربعین شهدای یزد، مردم جهرم و دیگر شهرها دست به قیام علیه رژیم زدند و بدین سان استراتژی چهلمها منجر به سقوط رژیم پهلوی و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران گردید. که نکته حائز اهمیت در قیام 29 بهمن تبریز این است که عمده حرکت و حماسه مردم در یک روز انجام گرفت و آن هم بدون رهبری متمرکز و خاص، ولی خسارتها، خرابی ها، تعداد شهدا و مجروحان آن قیام غیر قابل پیش بینی و تصور بوده است . با توجه به اینکه قیام در روز 29 بهمن علی الظاهر تمام شده تلقی می شد، ولی به طور کامل فروکش نکرده بود و حتی تا فردای آن روز مردم همچنان به مبارزه ادامه می دادند و نیروهایی که وارد شهر شده بودند، افراد انقلابی را به رگبار گلوله بستند و به کشتار مردم بی دفاع پرداختند. در مورد تعداد شهدا و مجروحان آمار و گزارشهای متعددی از سوی منابع مختلف ارائه شد.

اولین شهید، محمد تجلا بود که به دنبال توهینی که سرگرد حق شناس نسبت به مکان مقدسی چون مسجد می کند و مانع ورود مردم به مسجد می شود، درگیری بین این جوان و افسر یاد شده پیش می آید و این کارگزار رژیم جوان را مورد هدف گلوله قرار می دهد و به شهادت می رساند .

بعد از اوج گیری مبارزه، مأموران امنیتی و نیروهای نظامی مردم را به رگبار گلوله می بندند . «چهار راه تپه لی باغ، میدان قطب، میدان باغ گلستان، بلوار دانشگاه، مقابل حزب رستاخیز و خیابان امین و ... (1) از جمله مناطقی بود که ضرب و جرح مردم در آنجا به وقوع می پیوندد.

در برخی منابع رسمی رژیم، از جمله روزنامه کیهان، تعداد کشته شدگان 6 تا 9 مورد ذکر شده بود. همچنین روزنامه رستاخیز نیز این تعداد را گزارش داده بود که آمار حقیقی کشته شدگان نبود. (2)

بعضی منابع نیز با توجه به ابعاد و وسعت قیام و کشتاری که نیروهای امنیتی و مأموران ساواک به راه انداخته بودند، اعتقاد داشتند که این تعداد بالغ بر پانصد، ششصد نفر می باشد . همچنین اعلامیه ای که از سوی «اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان اروپا» در نهم اسفند ماه 1357 منتشر شد، تعداد شهدا را 400 نفر ذکر کرده بودند. (3)

در مورد تعداد واقعی شهدای این روز، تا به امروز آمار دقیقی به دست نیامده لکن تا کنون توانسته ایم سیزده مورد را شناسایی نمائیم و زندگی نامه آنها را در پایان این کتاب ارائه دهیم.

علاوه بر شهادت عده ای، تعدادی نیز در این درگیریها زخمی شدند. اکثر منابع تعداد مجروحان حادثه را 125 نفر ذکر کرده اند و گفته شده در «بیمارستان پهلوی» 87 زخمی بستری شده بودند . (4)

عده ای از جمعیت قیام کننده نیز به دست عوامل رژیم دستگیر شدند که در مورد تعداد دستگیر شدگان نیز آمار و ارقام مختلفی ذکر شده است. عده ای این تعداد را 504 نفر، برخی منابع 608 نفر (5) و بعضی منابع نیز کمتر از این تعداد گزارش کرده اند.

طی نشست ها و مصاحبه هایی که با شاهدان، دست اندرکاران و خانواده های شهیدان آن قیام به عمل آمد، سؤالات متعددی با این عزیزان مطرح شد که می تواند گویای بسیاری از مسایل باشد.

با مطالعه این مصاحبه ها می توان گفت این قیام متعلق به طبقه و قشر خاص و یا گروه سنی خاصی نبوده است، بلکه تمام دلاور مردان آذربایجانی در این روز دوشادوش هم در صحنه حضور داشتند. حضور و شهادت جوان 15 ساله به همان اندازه قابل توجه است که حضور و شهادت پیرمرد 65 ساله

علاوه بر علما، روحانیان و دیگر افراد آگاهی که هدایت و رهبری قیام را بر عهده داشتند، حضور فعالانه دانشجویان، کشاورزان، کارگران، دانش آموزان و ... در آن روز تاریخی قابل توجه است.

دانش آموزی که شرکت در قیام را به حاضر شدن در کلاس و مدرسه ترجیح می دهد، مؤمن انقلابی که از همسر و فرزندانش دل می کند و حضور در قیام را ضروری و واجب می داند و نیز همسران و مادرانی که شوهران و فرزندان رشید خود را از دست می دهند، همه می تواند نشانگر مردمی بودن قیام باشد.

البته حضور افراد بی شمار از طبقات پایین و محروم در طی قیام مطلبی است که باید به آن توجه کرد و بی گمان به دلیل ظلم و ستم مضاعفی که این افراد متحمل شده بودند و سنگینی باری که اینها در طی حکومت رژیم شاهنشاهی بر دوش داشتند، باعث حضور گسترده اینها در قیام شده بود.

درباره خسارتها و خرابیها نیز گفت و شنود در این زمینه بسیار است، آنچه شاهدان عینی، گزارشگران رژیم، مطبوعات رژیم و .. گفته و نوشته اند، میلیونها تومان خسارت به اماکن و دوایر دولتی وارد شده است که این مطلب نیز حکایت از عمق و گستردگی قیام دارد.

پی نوشتها:

.1 اوراق پراکنده از تاریخ تبریز، خاماچی بهروز، (تبریز، مهد آزادی، 1372)، ص .369

.2 کیهان، 2/12/1356، ص .2

.3 موحد، ه، دو سال آخر، رفرم تا... انقلاب، (تهران، انتشار امیر کبیر، 1363)، ص .106

.4 درباره قیام حماسه آفرینان قم و تبریز، (بی جا، بی نا، 1356)، ج 1، ص .77

.5 موحد، ه، پیشین، ص .104