انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



عبد خدایی : امام خمینی بعد از انقلاب، گذشته یاران نواب را تایید می کرد

یاران نواب بعد از انقلاب مانند صادق امانی، هرندی ها و مهدی عراقی از نزدیک ترین یاران امام می شوند و امام حال و گذشته آنها را تایید می کند.
 
محمد مهدی عبد خدایی از معدود بازمانده های فدائیان اسلام است که در اسفند 1330 پس از ترور فاطمی در آستانه اعدام قرار گرفت اما به علت صغر سن، اعدام نشد با این حال 8 ماه بعد از اعدام فدائیان، دستگیر و به 8 سال زندان محکوم شد. رابطه بسیار نزدیک وی با اعضای فدائیان از جمله نواب صفوی، حافظه بسیار قوی او، مطالعه گسترده در تاریخ معاصر و شناخت نزدیک مبارزان مذهبی از عبد خدایی راوی شفاهی تاریخ معاصر ساخته است، بگونه ای که در حال حاضر بدون داشتن مدرک دیپلم در مراکز آموزش عالی تدریس می کند. با جوانترین عضو فدائیان اسلام در سالگرد اعدام شهید نواب صفوی، پیرامون دیدگاه امام در مورد فدائیان اسلام به گفتگو نشسته ایم.

 

نخستین سئوال در خصوص رفتار و دیدگاه امام خمینی به فدائیان اسلام است. عبدخدایی می گوید: در سال 1334 من در قم نزدیک محله "خان "با نواب در حال حرکت بودیم که امام را دیدیم که از روبرو می آید. امام و نواب صفوی به هم که رسیدند بصورت بسیار گرمی با هم روبوسی کردند.

 عبد خدایی رفتار امام را در خصوص جریانات مختلف سیاسی در نظریه ولایت فقیه پی می جوید: شیوه و روش امام اعتقاد مطلق به ولایت فقیه بود. برای ایشان اطاعت از ولی فقیه زمان، یک اصل اعتقادی بود زمانی که نواب صفوی فعالیت می کرد، مرحوم بروجردی شخصیتی بود که امام ایشان را به عنوان ولی فقیه زمان قبول داشت و جزء اصحاب فتوای آیت الله بروجردی بود.تصمیم و رفتار آیت الله بروجردی به عنوان ولی فقیه زمان،موردقبول اکثریت حوزه و از جمله امام بود.

 وی  در عین حال گفت : نگرش امام به موضوعات متفاوت از آیت الله بروجردی بود که به سوابق سیاسی و فکری این دو بزرگوار برمی گشت. آیت الله بروجردی خاطره خوشی از مشروطه خواهان به دلیل نا امن شدن کشور در دوران مشروطه نداشت. به همین دلیل امنیت و آرامش کشور را اهمیت می داد وقتی رضاخان امنیت را به کشور باز گرداند، بروجردی در عین مخالفت با تصمیمات او و حفظ جایگاه روحانیت، از درگیری پرهیز می کرد البته حاکمیت نیز او را به عنوان یک مقام مذهبی قدرتمند در نظر داشت و سعی می کرد رضایت او را کسب کند.

 عبد خدایی اضافه کرد  :آیت الله بروجردی پس از شهریور 20 به این نتیجه رسیده بود که حوزه های علمیه باید از نظر فرهنگی فعال شوند بروجردی به عنوان یک مرجع بزرگ، یک فرهنگ ساز بزرگی هم بودند. وی در عین حال که به طلبه ها توصیه می کرد، در سیاست دخالت نکنند، اما در کنار مباحث دیگر فقه سیاسی و حکومت از دیدگاه اسلام را درس می داد.

 "بروجردی با نواب صفوی همکاری نکرد، چون فکر می کرد اگر حمایت علنی کند، اصل حوزه تحت فشار قرار بگیرد و حتی از سوی حاکمیت،تعطیل شود. او تحمل این فضا را نداشت و سکوت می کرد، اما در نهان از نواب حمایت می کرد یکبار ایشان توسط ایت الله بدلا، 200 تومان به نواب کمک کرد.
امام چون آیت الله بروجردی را ولی فقیه می دانست، در برابر مواضع آیت الله بروجردی موضع نمی گرفت، اما وقتی در روزهای اعدام نواب صفوی این ابهام به وجود آید که ایت الله بروجردی برای جلوگیری از اعدام فعالیت کم رنگی داشته است، ناراحت می شود و از آن به بعد کمتر به خانه بروجردی می رود."
 از محمد مهدی عبد خدایی پرسیده شد که امام هرگز بصورت علنی در سخنان و پیام های خود فدائیان اسلام را اظهار نظر نکرده است،نظر شما چیست؟ عبد خدائی در پاسخ این سئوال به سیره عملی امام و شرح خاطراتی از ایشان اشاره می کند و می گوید: برخی به اشتباه می گویند امام با این کارها مخالف بود کسانی که با نواب مخالفند این مساله را پررنگ می کنند یاران نواب بعد از انقلاب مانند صادق امانی، هرندی ها و مهدی عراقی از نزدیک ترین یاران امام می شوند و امام حال و گذشته آنها را تایید می کند.در دوران قبل از انقلاب هم ،عکس نواب صفوی در جایگاه سخنرانی امام به دیوار نصب بود و امام با اینکار مخالفت نمی کرد بعد ها این عکس با سفارش آیت الله منتظری برداشته شد.

 وی اضافه کرد :‌شواهد و خاطرات افراد مختلف نشان می دهد که امام در باطن این حرکت را حمایت می کرده است مطهری به عنوان شاگرد امام، در سال 1328 در جریان حذف رسمیت مذهب شیعه،با فدائیان اسلام و نواب صفوی همکاری خوب کرد. خانواده امام از ناراحتی عمیق امام در جریان اعدام نواب صفوی حکایت می کنند.

 عبد خدایی در ادامه به تحلیل فضای حوزه های علمیه در دهه 20 پرداخت و اظهار داشت: در میان روحانیت سیاسی بعد از شهریور 20،سه نوع تفکر حاکم بود. تفکر اولی استعمار ستیزی بود که نمونه بارز آن آیت الله کاشانی بود که منشاء همه بدبختی ها را استعمار می دانست. نگرش دوم فقدان فرهنگ اسلامی بود که در راس آنها آیت الله بروجردی بود که همه بدخبتی ها را از این زاویه می دانست. نگرش سوم، نگرش فدائیان اسلام بود که منشاء بدبختی ها را فقدان قدرت اجرایی مذهب عنوان می کرد.

 وی گفت :‌بین روحانیون اختلاف سلیقه بود اما بروجردی و کاشانی اعتقاد نداشتند که نباید حکومت کرد بلکه فکر می کردند که هنوز  زمان آن نرسیده است. آیت الله بروجردی به این نتیجه نرسیده بود که زمان پایه گذاری حکومت فرا رسیده است. امام به عنوان یک روحانی فرهنگ ساز، استعمار ستیز و آرمان گرا زمان بنیانگذاری حکموت اسلامی را مقتضی می دانست.عبد خدایی در آخرین بخش مصاحبه خود به رابطه وحدت ملی و انقلاب اسلامی پرداخت و گفت: امام تا زمانی که شاه مظهر وحدت ملی بود، با از بین رفتن مطلق نظام سلطنت مخالف بود اگر سال 42 انقلاب می شد، ایران تجزیه می شد. تا زمانی که امام مطمئن نشدند که در جایگاهی قرار گرفته اند که مظهر وحدمت ملی است، نگفت شاه باید برود.در جریان انقلاب اگر چه امام به عنوان مظهر وحدت ملی قرار می گیرند، در هر نقطه ای از کشور داعیه ای ایجاد شد، که هنر بزرگ امام علاوه بر مدیریت جنگ، بازگردان وحدت ملی به کشور بود.