انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



امام خمینی (ره) در اسناد ساواک

امام خمینی (ره) در اسناد ساواک

همان طوری که بر جامعه شناسان بزرگ گفته اند زندگی و آسایش افراد، در دل اجتماع تأمین می شود و دوام اجتماعی وابسته به حفظ تعادل و توازن در بین افراد آن جامعه است و از طرف دیگر حفظ تعادل و تساوی حقوقی جامعه منوط به شخصیت اشخاصی است که در رأس اجتماع قرار گرفته اند. زمان داران بزرگ (اعم از سیاسی و دینی) هستند که می توانند با افکار رساعشان تعادل کشتی جامعه را در بحر بی پایان گیتی حفظ نمایند. مخصوصاً زمام داران دینی و تربیت کنندگان معنوی بشر که در تشکیل اجتماع الفت انگیز و سعادتمند ساختن افراد جامعه نقش مهمی دارند. به گفته «آلبرت انیشتین» نابغه قرن بیستم: دانشمندان واقعی دینی هستند که با تولید احساسات دینی سرنوشت آبرومندانه برای مردم تعین می کنند. رهبر بزرگ حضرت علامه خمینی یکی از رهبران بزرگ دینی عصر حاضر است که در محیط زندگی کنونی خویش در اعلمیت و اعدلیت گوی سبقت از رقبایش ربود. و در راه احیای فکر اسلامی و بیداری مسلمانها رنج ها دیده و مرارت ها چشیده است. و وقتی که نبوض صهیونیسم (اسرائیل) و تسلط استعمارگران شرق و غرب (امپریالیزم) را مشاهده کرد. به صورت یک رهبر واقعی و فداکار دینی (از ریاست خواهی و تن-پروری) برای مبارزه علیه عناصر فاسد استعمارگران قیام کرد آثار علمی و تشکیلات عمیق دینی و خطابه های جذاب ایشان جنبش آزادی بخشی به وجود آورد.
اعترافات ساواک درباره امام:
نکته در خور توجه ای که ساواک در گزارشات خود نسبت به امام خمینی داشت، این است که به خوبی می دانسته اند که بودجه و هزینه امام، از طرف مردم متعهد و مؤمن ایران تأمین می گردد. و اگر ارتباط ملت مسلمان و معتقد ایران با امام قطع شود. امام از نظر مسائل مالی برای اداره حوزه ها در فشار قرار می گیرد. در صورتی که شاه، ساواک، و رسانه-های گروهی وابسته به آن از آغاز نهضت اسلامی ایران، بارها ادعا کردند که ملاکین دولت مصر، پول هایی در اختیار او قرار داده اند. و روی این پیرایه بی مایه برچسب ناچسب، سالیان درازی تبلیغ کردند و شعار دادند. لیکن از لابه لای گزارش های ساواک از پشت پرده، به دست می آید که به آراستگی، وارستگی و عدم وابستگی امام با قدرت های مادی کاملاً آگاه و معترف بودند و به حق می دانستند که امام، جز وجوهات اسلامی که مردم با ایمان و متدین در اختیار او و دیگر علمای اسلامی قرار می دهند. هرگز بودجه جدایی ندارد و اصولاً نیازی به این کار ندارد. و از این رو به دنبال شایعه بی اساسی در محافل دولتی شاه مبنی بر این که «حسن خولی» نماینده جمال عبدالناصر با آیت الله خمینی ملاقات کرده و مبلغی پول در اختیار او قرار داده است. ساواک صریحاً اعلام کرده است که: هیچ منبع موثقی تاکنون تأیید نکرده است، که خمینی از دول اجنبی وجهی پذیرفته یا به این صورت فعالیتی علیه امنیت کشور نموده باشد.
متن گزارش ساواک درباره آیت الله خمینی:
منظور: محترماً به استحضار عالی می رساند. اداره دوم ستاد ارتشتاران اعلام می دارد: طبق اطلاع واصله رییس جامعه الازهر مصر به اتفاق ابراهیم حسن خولی در نجف اشرف با آیت الله خمینی ملاقات و مبلغی پول به وی داده است که به شهرهای قم و اصفهان و خراسان ارسال نماید. اداره دوم اعلام نموده تاکنون گزارشات مختلفی از منابع متعددی رسیده مبنی بر این که مقامات عراقی و مصری با آیة الله خمینی در نجف ملاقات و به وسیله آنها پول در اختیار نامبرده گذراده می شود. مراتب به عرض تیمسار فرمانده ساواک رسید، معظم له فرمودند: اداره کل سوم طبق اطلاعاتی که قبلاً وجود داشته پول در ایران جمع آوری و مقداری از آن خرج طلاب طرفدار خود می نموده و مقداری به بغداد حواله می شده آیا اطلاعاتی درمورد رسیدن پول از عراق به ایران با این ترتیب دارید یا خیر. تحقیق شود. خلاصه سابقه: در این مورد قبلاً هم اداره دوم اطلاعیه ای داده بود. که نسبت به صحت سقم مراتب فوق به وسیله نمایندگی عراق و ساواک های ذینفع تحقیقات لازم به عمل آمد. نمایندگی ضمن تکذیب این موضوع اضافه نمود. آیة الله خمینی سعی کرده از هر اقدامی که موجب تشدید بدبینی و سوءظن مردم ایران گردد خودداری نماید. ساواک های قم، اصفهان، مشهد، اظهار داشته اند چنین موضوعی صحت ندارد. و در جریان فعالیت های خمینی و طرفدارانش می باشد.
نظریه:
با توجه به نتیجه تحقیقات معموله به نظر می رسد که خبر فوق صحت نداشته باشد ضمناً در حال حاضر وضع حوزه علمیه قم به علت عدم رسیدن وجه به طلاب متزلزل بوده و حتی در هفته گذشته (محمدصادق لواسانی) نماینده خمینی کوشش فراوان نموده تا با جمع آوری وجوهی در تهران حقوق طلاب حوزه علمیه قم را تأمین کند. نظریه دوم: باتوجه به نتیجه تحقیقات معموله به نظر می رسد که خبر فوق صحت نداشته بنابراین چنانچه خمینی از خارج وجوهی حواله می نمود نمایندگان وی احتیاجی نداشتند نسبت به تأمین مخارج حوزه علمیه این چنین تلاش نمایند. و همچنین تأخیری در پرداخت حقوق طلاب ایجاد نمی شد.
در گزارش دیگری از ساواک در این باره آمده است:
هیچ یک از منابع وابسته به نمایندگی و همکاران خبر مسافرت حسن خولی را به نجف یا ملاقات او را با خمینی مطلقاً تأیید نموده اند و اولین بار است که اساساً چنین خبری انتشار می یابد و با توجه به اهمیت و حساسیت مسأله این گونه فعالیت ها و ملاقات ها به هیچ وجه نمی تواند تا این درجه از انظار مکتوم بماند. 2. به طور مسلم عوامل مصری در صورتی که قصد چنین اقداماتی هم داشته باشند با امکاناتی مساعد و داشتن عوامل مؤثر در بین خود مقامات عراقی نیازی به اقوام نماینده شخصی عبدالناصر برای ملاقات خمینی و دادن پول به او ندارند. 3. همان طور که اکثر گزارش ها و اخبار تقدیمی نشان می دهد؛ هیچ منبع موثقی تاکنون تأیید نکرده است که خمینی از دول اجنبی وجهی پذیرفته یا به این صورت فعالیتی علیه امنیت کشور نموده باشد کسی که در اوایل ورود او به عراق در قبال اظهار مقامات عراقی برای تأمین مخارج و احتیاجات او صراحتاً پیشنهاد او را رد کرده بود.(سند شماره 94) درباره پیرایه وابستگی امام به ملاکین و فئودال ها که از طرف رژیم شاه سالیان درازی به امام نسبت داده می شد می بینیم که تا آن درجه بی اساس و بی پایه بوده است که وقتی یکی از مأموران ساواک در گزارش خود آن را نشخوار می کند و می نویسد که: فئودال ها سیل پول را به طرف او سرازیر کردند. فوراً از طرف مقامات به اصطلاح بلند پایه ساواک از او توضیح می خواهند که آیا در این زمینه دلایل و مدارکی موجود است یا نه. و آن مأمور چشم و گوش بسته در پاسخ می آورد که: درمورد پرداخت پول به مراجع تقلید به خصوص خمینی دلایل و مدارکی موجود نیست و بدین گونه بی مایگی و بی پایگی این پیرایه را صریحاً اعتراف می کند. متن گزارش ساواک در این مورد چنین است:
به ریاست ساواک قم:
خواهشمند است دستور فرمائید تعیین و اعلام نمایند آیا دلایل و مدارکی مبنی بر دادن پول به مراجع تقلید به ویژه آیة الله خمینی موجود است یا خیر یا صرفاً استنباطات منبع می باشد. در هر صورت چگونگی را روشن و منعکس سازند. (س. 95) ساواک قم در پاسخ آورده است: به مدیرکل اداره سوم 316: به استحضار می رساند درمورد پرداخت پول به مراجع تقلید به خصوص خمینی دلایل و مدارکی موجود نیست لیکن با توجه به شایعاتی که در این مورد وجود داشته و در وقایع 15 خرداد فئودال ها محرک اصلی روحانیون افراطی معرفی گردیده اند. علیهذا منبع نیز نظیر سایر طبقات مختلف مردم چنین استنباط نموده که در جریان وقایع 15 خرداد روحانیون بنا به تحریک و تقویت مالکین و فئودال ها دست به یک سری اقدامات حاد و مخرب زده اند. (رئیس ساواک قم مهران- سند شماره 96) رئیس ساواک قم، با آوردن این جمله که «در وقایع 15 خرداد فئودال ها محرک اصلی روحانیون افراطی معرفی گردیده اند» با زبان بی زبانی به ساواک مرکز نیشخند زده است که این شما بودید که در 15 خرداد سال 42 در بوق کرناها دمیدید که «فئودال ها در بلوای 15 خرداد دست داشتند و پول دادند» اکنون چگونه مدرک و سند آن را از ما می-خواهید؟ ضمناً ساواک قم در این مورد که (منبع نیز نظیر سایر طبقات مختلف مردم چنین استنباط کرده است). باید گفت که ساواکیها، جیره خوارها و ریزه خواران سفره دربار را به «مردم ایران» اشتباه کرده است. زیرا که مردم هیچ گاه چنین استنباط غلط و دور از واقعیت نکرده اند. ساواک همزمان با این تلاش بیهوده، توطئه های گسترده ای را نیز جهت متزلزل کردن موقعیت محکم و استوار امام در میان مردم به کار می گرفت و تبلیغات دامنه داری را در داخل و خارج علیه امام دنبال می کرد. در خارج به ویژه در حوزه علمیه نجف شایع سازی علیه امام را به وسیله ایادی مرموز و روحانی نماهای جیره خوار استعمار، انجام می داد. و در داخل کشور نیز خود تعزیه گردان این جریان بود. از هر حادثه ناچیزی می کوشید، بزرگترین بهره برداری را علیه امام بکند. آنگاه که در عمل می دید نتیجه مطلوب به دست نیامد و نقشه های او نقش بر آب شده و نتوانسته است مردم را بفریبد. طعم تلخ شکست را می چشید، خشمگینانه به هر سو سر می کوبید، عربده می کشید. حالت درندگی پیدا می کرد، به هر طرف یورش می برد و به سرکوبی و بند و بست ملت بی دفاع ایران به ویژه رهروان راستین راه خمینی و مجاهدان حوزه علمیه قم دست می زند. و مقاله های مبتزل و رسوایی را برای روزنامه های وابسته دیکته می کرد. بدین وسیله می کوشید، طعم تلخ شکست را از کام خویش بزداید و از راه درون افروخته و سوزان خود را آرام سازد.
گزارش ساواک پیرآمون دریافت وجوهات از طرف امام:
هیچ یک از منابع وابسته به نمایندگی و همکاران خبر مسافرت حسن خولی را به نجف یا ملاقات او را با امام خمینی مطلقاً تأیید ننموده اند و اولین بار است که اساساً چنین خبری انتشار می یابد و با توجه به ماهیت و حساسیت مسأله این گونه فعالیت ها و ملاقات ها به هیچ وجه نمی تواند تا این درجه از اخطار مکتوم بماند. 2. به طور مسلم عوامل مصری در صورتی که قصد چنین اقداماتی هم داشته باشند با امکانات مساعد و داشتن عوامل مؤثر در بین خود مقامات عراقی نیازی به اعزام نماینده شخص عبدالناصر برای ملاقات خمینی و دادن پول به او ندارد. 3. همانطور که اکثر گزارش ها و اخبار تقدیمی نشان می دهد هیچ منبع موثقی تاکنون تأیید نکرده است که خمینی از دول اجنبی وجهی پذیرفته یا به این صورت فعالیتی علیه امنیت کشور نموده باشد. کما این که در اوائل ورود او به عراق در قبال اظهار مقامات عراقی برای تأمین مخارج و احتیاجات او صراحتاً پیشنهاد را رد کرده بود. 4. فعالیت شیخ ناجی و مطالب منتسب به او نیز از طرف هیچ منبعی تأیید نگردیده است. (سند شماره 94 صفحه 293-292)
غارت منزل و کتابخانه امام خمینی (ره):
به دنبال این قانون شکنی ها و خودکامگی ها، دستور یورش به منزل امام در قم و بازرسی از آن را به عنوان واکنش دیگری در برابر صدور اعلامیه امام از نجف و حرکت تاریخ ساز او صادر کرد. ضمناً دستور داد که: ترتیبی داده شود که در آینده هیچ گونه تردد و تجمعی در منزل مورد بحث به عمل نیاید.
طبق گزارشی از ساواک:
به فرموده: مقرر است منزل آیت الله خمینی در قم با تشریفات قانونی و با حضور نماینده دادستان محل به طور کامل مورد بازرسی قرار گرفته و کلیه کتاب ها- جزوات- نشریات و اعلامیه های موجود در کتابخانه منزل پس از بازرسی به تهران حمل و ضمناً ترتیبی داده شود که در آینده هیچ گونه تردد و تجمعی در منزل مورد بحث به عمل نیاید و نتیجه اقدامات معموله را اعلام نمایند. مدیرکل اداره سوم. مقدم (سند شماره 135) در ساعت ده صبح روز سه شنبه 22/8/46 مأموران ساواک و شهربانی همراه با نماینده دادسرای شهرستان قم به منزل امام در قم یورش بردند و تا ساعت 13 روز مزبور کلیه کتاب های امام که بنا به گزارش ساواک بیش از ده هزار جلد بوده است همراه با اوراق و اسناد تاریخ فراوان ضبط کردند و به ساواک انتقال دادند. طبق اسناد ساواک مدارک و اسناد مهمی را به دست آورده اند از جمله: 1. نامه ها و گزارشات تنی چند از مقامات ارتشی که با امام در ارتباط بودند و نیز مقامات روحانی و سیاسی که در مورد مسائل گوناگون به امام نامه نوشته و پیشنهاداتی داده بودند و یا نظریه خواسته بودند. ب: طومارهایی که با امضای هزاران نفر از توده های مسلمان از اطراف و اکناف کشور به عنوان پشتیبانی از امام فرستاده شده بودند. ج: پیش نویس اعلامیه هایی که امام صادر کرده بود. د: عکس های تاریخی امام با مردم در مراسم و رایدادهای گوناگون سیاسی. ه: اسامی افرادی که وجوهات در اختیار امام قرار داده بود. که کشف آن از طرف ساواک نه تنها از نظر تاریخی زیان هایی به بار آورد بلکه از نظر سیاسی نیز می توان گفت خطرهایی را متوجه افرادی کرد که دور از چشم ساواک با امام ارتباط داشتند.
توطئه های همه جانبه علیه امام:
به دنبال صدور اعلامیه پنجم محرم امام، رژیم شاه به اعمالی وحشیانه علیه طلاب جوان و طرفداران امام دست زد. او قصد داشت که ضربه نهایی را بر امام وارد کند و روحیه او را درهم شکند و او را برای همیشه از مبارزه علیه رژیم شاه و ابرقدرت های جهان خواری در ایران ریشه دوانده بودند باز دارد و به سکوت و تسلیم وا دارد. لیکن با ارزیابی ها و بررسی هایی که به عمل آورد و گزارشاتی که جسته و گریخته از طریق ساواک درمورد امام دریافت کرد به این نتیجه رسید که آن عملیات شاهانه نتوانسته روحیه امام را درهم شکند و او را مرعوب و مأیوس سازد. امام را در سنگر مبارزه همچنان استوار و ایستاده دیدکه با اراده ای آهنین و روحیه ای شکست ناپذیر راه خود را دنبال می کند. به گزارشی از ساواک در این مورد توجه کنید: موضوع: شیخ مجدالدین محلاتی. مورخه 9/9/46 نامبرده بالا در منزل شیخ بهاءالدین محلاتی در حضور عده ای از بازاری ها و طلاب اظهار داشت که در این سفر با خمینی ملاقات و دل خونی های او را شنیده و فعالیت های دنباله دار او را از نزدیک مشاده کرده وی از قول خمینی بیان داشت که شما محافل و مجالس و اجتماعات را نیکو حفظ کنید. و از تطمیع و کذب ها و سوگندها و هیچ نوع ترس و تهدید و قول دستگاه کمترین وقفه و درنگ نکنید. نگوئید دستگاه مقتدر است و ما ضعیفیم، باید پیش بروید از من نمایندگی دارید که به همه روحانیون و علمای ایران و وعاظ و مبلغان و طلاب و مردم بگوئید استقامت و پایداری را از دست ندهند. با احتیاط و موشکافی دست از مبارزه برندارند ما روی عقیده راسخ قیام کرده ایم و تا سر حد موفقیت به شهادت نائل شدن پیش می-رویم. سپس محلاتی ادامه داد هنگامی که آقای خمینی مرا این طور مخاطب قرار داده بود صحنه عاشورا در نظرم مجسم شد که در برابر دستگاه یزید امام ما قرار گرفته از چشمان خمینی ضیاء نور حسینی نمودار بود و من هم چون سربازی وفادار دستش را بوسیدم وی ادامه داد ما هم همان طوری که خمینی و پدرم و خودم می خواهیم دست بردار نیستیم دستگاه می داند روبه زوال است و بی خود دست و پا می زند.
ملاحظات نظریه امنیت داخلی:
گرچه بیان مطالبی که در متن گزارش خبری عنوان شده از جانب وی به خاطر بهره برداری و عوام فریبی بعید به نظر نمی رسد معهذا در مصاحبه ای که با وی به عمل آمده ضمن زیر پا کشی اظهار داشت فقط یک شب در نجف بوده و تنها به ملاقات آیة الله حکیم رفتند و ایشان از وضع بیمارستان نمازی شیراز و معالجه دو تن از علما نجف (آقای عمقانی و یک نفر دیگر) اظهار تشکر کردند. همچنان اظهار داشته در کاظمین با رشید نامی که (کلیددار) حضرت است ملاقات و ضمن بحث پیرامون وضع آشفته عراق از امنیت و رفاهی که در ایران حکمفرما است تعریف و برای رشید تمجید نموده و در مقام مقایسه ایران با کشورهای عربی نیز بیش از حد معمول تبلیغ نموده است. (سند شماره 138).
شایعه توطئه ترور امام خمینی:
امام در سخنرانی خود برضد جشن شاهنشاهی به توطئه ای که گمان می رفت از سوی رژیم شاه برای ترور امام، در دست پیاده شدن است اشاره کرد و آن را تهدیدی از سوی آن رژیم پنداشت و آمادگی خود را برای شهادت اعلام کرد. این برداشت امام از آنجا مایه گرفت که رئیس ساواک قم در پیامی به سیدمرتضی پسندیده و سید احمد خمینی در قم، هشدار داد که رژیم عراق بر آن است که امام را ترور کند و سپس ایران را به دست داشتن در این جنایت متهم کند. دیری نپائید که سرهنگ مقدم (رئیس ساواک تهران) در تماس تلفنی با آقای فلسفی همین موضوع را خاطرنشان کرد و از او خواست که امام را از این توطئه در عراق با خبر سازد. یک باره در میان مردم ایران شایعه ترور امام اوج گرفت و حتی گاهی خبر برخورد گلوله-ای به پای امام نیز بر سر زبان ها افتاد. امام و دیگران که این خبر را شنیدند هیچ گونه تردیدی نداشتند که جریان یاد شده ساخته و پرداخته رژیم شاه برای اندیشناک ساختن و از مبارزه باز داشتن امام است و شایعه آن در ایران نیز از سوی ساواک برای آماده کردن زمینه در میان مردم ایران می باشد. از این رو امام با سخنرانی خود رژیم شاه را به سبب دست زدن به چنین تهدیدها و برخوردهایی، سخت مورد نکوهش قرار داد. بسیاری از دسته های سیاسی برون مرزی نیز بر افشای این توطئه برخاستند و رژیم شاه را به سبب دست زدن به چنین توطئه هایی محکوم کردند. و با فرستادن تلگرام هایی به بغداد از رژیم عراق خواستند که مسؤولیت خود را در نگهبانی از امام با هوشیاری بیشتری دنبال کند. و بر رژیم شاه هیچ گاه فرصت دست زدن به جنایتی برضد امام را ندهد.
در گزارشی از ساواک آمده:
همکار مزبور در تاریخ 21/12/49 رایزن فرهنگی ایران اظهار داشت که دو شب قبل به منزل آیةالله خمینی رفته و با ایشان ملاقات نموده و مدتی نزد ایشان بوده و به گفتگوهای مختلف پرداخته است و آدرس منزل خمینی را در کربلا مقابل درب بالای سر حضرت عباس خیابان صاحب الزمان کوچه سادات می باشد. و اضافه نموده عامل تروری که باید درمورد او انجام شود تا 20 روز دیگر به وسیله اطرافیان خودش انجام خواهد شد.
نظریه رایزن فرهنگی:
منبع قبلاً اظهار نموده بود که این ترور به وسیله خود ما انجام می شود در مورد این که چه انگیزه ای دارد و چه کسانی در این کار دست دارند خودداری و افشاء نمی نمایند ضمناً از او سؤال شد خمینی چه قیافه ای دارد. نشانه ای که داد با فرد موصوف مطابقت ندارد. (سند شماره 161 صفحه 564)
متن مقاله علیه امام خمینی:
کمونیست های خدانشناس وقتی که به دفاع از دین بپردازند نباید گفت: تمساح اشک می ریزد!
رادیو پیک ایران:
به مصداق مژدگانی که گربه عابد شد اخیراً ضمن دفاع از روحانیت و همایت از پاره ای از روحانی نماهایی که ماهیت آنان قبلاً برای ملت وطن پرست ایران روشن بود به بحث پیرامون به اصطلاح اجحافاتی که از طرف مسؤولین مملکتی ایران درمورد روحانیون به عمل می آید پرداخته و به خاطر محرومیت هایی که برای این قبیل از افراد در ایران به وجود آمده اشک تمساح می ریزد. این رادیو پس از بحث پیرامون نامه هایی که یکی از روحانی نماها از خارج از کشور برای عوامل مزدور خود در ایران نوشته اضافه نموده یک رشته نامه ها از طرف آیت الله خمینی و بیانیه از طرف کلیه حوزه های علمیه قم به دست ما رسیده که نشان می دهد مسؤولین ایران چه به روز ملت ایران آورده است. نامه آیت الله خمینی به حوزه علمیه قم عوام فریبی های مذهبی رژیم را در ایران افشا می سازد و فاش می کند. ما در این جا نمی خواهیم از رادیو پیک ایران عامل تبلیغاتی عناصر مزدور و خائن حذب توده سخن بگوئیم و ماهیت این رادیو را برای خوانندگان عزیز تشریح نماییم. مضحک این است که این رادیو پس از آن همه یغه درانی ها برای گروه های برشکست شده و خیانت کار خوب منحلی توده حالا به فکر افتاده که مبنای دین مبین اسلام را در دست خوش امیال کثیف خود و الهام دهندگان مزدور کثیف تر ازخود قرار دهد. و تحت عنوان دفاع از مذهب ساحت مقدس اسلام و علمای واقعی و روحانیون حقیقی را ملوت سازد. ما از اول هم می-دانستیم پدیدآورندگان وقایع 15 خرداد و الهام دهندگان آنها از طرف چه جناح هایی تقویت می شوند. می دانستیم که این نغمه های ناموزون که در پوشش دین و دفاع از مذهب عنوان می شود. از حلقوم همین روحانی نماهای افراطی و دایه های مهربان تر از مادر بیرون می آید. می دانستیم که پاره شدن زنجیره های اسارت دهقانان- رفع ظلم از کارگران متلاشی شدن فئودالیسم و اجرای ده-ها برنامه مترفیانه و اضلاحی دیگر به مملکت که با رهبری خردمندانه شاهنشاه آریا ماهر انجام شده بالاخره برای استعمار و عوامل ضروری که سال ها با تزویر و ریا و عوام فریبی به زندگی مختصر خود در ایران ادامه داده اند گران تمام شد و قابل تحمل نخواهد بود. می دانستیم که عوامل شکست خورده حزب توده و سایر وطن فروش های حرفه ای به تلاش های مزبوحانه خود به منظور استقرار وضع گذشته به هر نحو که شده حتی از راه استفاده و بهره برداری از وجود مزدوران روحانی نام و مرتبعین شناخته شده در ایران ادامه خواهند داد. لکن از طرف دیگر اطمینان داشتم که ملت شریف و فهمیده ایران دیگر برای این قبیل یاوه سرایی ها به اندازه پشیزی ارزش قائل نخواهد شد. در حالی که برای علما اعلام و روحانیون حقیقی ارزش بس عظیم قائل است. و آنان را گرامی می دارند این قبیل عوامل مزدور را که برای ارضاء حس خودخواهی و جاه طلبی خود حتی از رادیو پیک ایران و سایر عوامل بیگانه استمداد می طلبند، محکوم می سازد. (سند شماره 99 صفحه 297- 296)
توطئه انحلال حوزه علمیه قم:
مبارزات مجاهدان روحانی حوزه علیمه قم در داخل و خارج به صورت های گوناگون و به طور فزاینده ادامه می یافت. و علاوه بر صدور اعلامیه، طومارنامه سرگشاده به مقامات بین المللی و سخنرانی گاه و بیگاه، تاکتیکهای نوینی نیز به کار گرفته می شد که از جمله نوشتن شعارها به در و دیوار قم بود. تا دیروز برنامه شعارنویسی تنها در محیط مدرسه فیضیه به مرحله اجرا درآمد. لیکن به تدریج این برنامه گسترش یافت و بر دیوارهای شهر نیز نوشته می شد که این کار در هر چه فروزانتر نگه داشتن آتش مبارزه و زنده کردن نهضت در خاطره ها اثر جالب و عمیقی داشت. نکته جالب و در خور توجه آن که برادران روحانی که دست به شعارنویسی می زدند، سعی داشتند که این برنامه را دور از محل کار و زندگی و رفت و آمد خود انجام دهند. تا برای مأموران ساواک ردپایی به جا نگذارند و از این رو در پشت دیوار دارالتبلیغ که منزل آقای شریعتمداری قرار دارد و دور از محل کار و زندگی مجاهدان روحانی بوده است، به نوشتن شعارهای انقلابی دست می زدند. به متن گزارش ساواک توجه کنید: طبق اطلاع روی دیوارهای کوچک پشت (دارالتبلیغ اسلامی) (مهمانخانه ارم سابق) قم شعارهایی مبنی بر طرفداری از خمینی و تنقید و حمله به اسرائیل و اهانت به مقام شامخ سلطنت نوشته شده است. (سند شماره 153) از جمله تاکتیک مجاهدان حوزه قم در فروزان نگه داشتن آتش مبارزه شعار در خاموشی بود. مجاهدان روحانی بر آن بودند که از هر مجلس و اجتماعی که در شب تشکیل می شود بهره برداری انقلابی کرده شعارهایی بدهند و برای این که این برنامه با از دست دادن نیرو همراه نباشد. سعی می کردند که در این گونه مراسم برق را قطع کنند. و از تاریکی استفاده کرده چند شعاری سردهند. و نیز در اجتماعی اگر خود به خود برق خاموش می شد، همین برنامه را اجرا می کردند.
ساواک قم طی گزارشی می آورد که:
چون روزهای 13، 14، 15 رجب مصادف با ایام البیض بود. عده ای از طلاب حوزه علمیه قم در مسجد امام معتکف گردیدند شب پانزدهم رجب برابر با 16/7/47 علم الهدی خراسانی جهت سخنرانی در مسجد امام دعوت شده بود. وی در سخنرانی خود مطالب خلاف و تحریک آمیزی ایراد ننمود لاکن در اواسط سخنرانی او برق مسجد خاموش شد و در این هنگام طلبه ای که هویت او معلوم نگردید از تاریکی استفاده نمود و از معتکفین خواست که برای سلامتی خمینی صلوات بفرستند و طلاب با صدای بلند صلوات ختم کردند. ضمناً روز 16/7/47 نیز ابوالقاسم خزعلی جهت سخنرانی دعوت شده بود. وی ضمن سخنان خود گفت: که شما که معتکف شده اید دعا کنید کسانی که گرفتارند یعنی زندانی و تبعید شده اند نجات پیدا کنند و عواملی که باعث این گرفتاری برای علماء می شوند ریشه کن گردند. (سند شماره 154) این تاکتیک ها و برنامه ها و پایداری های مجاهدان روحانی، رژیم شاه و دستگاه ساواک را کلافه و حیرت زده می کرد. و به تعجب وا می داشت. آنان هر نقشه و توطئه ای را که جهت خاموش کردن آتش انقلاب به کار می گرفتند بی نتیجه بود. و یا نتیجه معکوس می داد. ساواک قم، به منظور پایان دادن به مبارزات روحانیون طی طرحی که در سال 1346، به مرکز و ستاد پیشنهاد داد که روحانیانی که بازداشت می شوند، اگر مشمول باشند بدون استثنا به خدمت سربازی اعزام شوند. در این طرح آمده است: اغلب طلابی که به علت اتهامات وارده به مرکز اعزام می گردند پس از بررسی پرونده اتهامی به علل عدم وجود مدارک لازم یا دلایل کافی مرخص و مجدداً به این شهرستان وارد و این عمل موجب گستاخی آنان نیز می گردد. با توجه به مذاکرات شفاهی مقرر فرمائید درمورد این گونه طلاب پس از برائت در صورت تصویب با در نظر گرفتن سن آنها (از 18 سال به بالا) بدون استثناء از آن طریق به اداره نظام وظیفه جهت انجام خدمت سربازی اعزام و معرفی، … (رئیس ساواک قم- مهران سند شماره 155) ساواک قم در طرح خود اعزام مجاهدان روحانی به خدمت سربازی را راه حلی جهت سرکوبی مبارزات اسلامی ایران می داند لیکن تنها یک سال بعد در گزارش ساواک قم می خوانیم روحانیونی که دوره سربازی را می گذرانده اند پس از پایان خدمت مجدداً لباس روحانی بر تن کرده مشغول تحصیل شده اند. و اظهار نگرانی کرده است که «اگر برای این موضوع تصمیمی گرفته نشود باز هم طلاب حوزه نمو کرده بر تعداد افراد نارحت و مرموز اضافه می شود». زهی درماندگی و جهالت که بار دیگر طرح می دهد که (باید با ایجاد نفاق و اختلاف بین شریعتمداری و گلپایگانی به این امر خاتمه داد.) مأمور دیگری از ساواک در پایان گزارش مزبور به صورت زیرنویس پیشنهاد می کند که در گزارش خبر مربوطه به سپاهیان که پس از خاتمه خدمت این قبیل سپاهیان به کاری گمارده شوند که در صدد آن برنیایند که مجدداً به جامعه روحانیت ملحق گردند. آنچه از مفاد این گزارش به دست می آید آن که اولاً ساواک نه تنها در اندیشه انحلال حوزه قم بلکه در صدد از بین بردن جامعه روحانیت بوده است. از این رو پیشنهاد می-دهد که پس از پایان خدمت به کاری گمارده شوند تا در صدد برنیایند به جامعه روحانیت ملحق گردند. دیگر آن که ساواک شاه به علت غرق شدن در مادیات و عدم شناخت روحیه ایثار و فداکاری و اندیشه والا و ملکوتی روحانیون متعهد و وارسته گمان داشته است که با پست و مقام، می توان آنان را از رسالت مقدسی که بر عهده دارند بازداشت و از سلک مقدس روحانتی که در حقیقت درّ انقلاب است دور کرد. غافل از این که روحانیان متعهد اگر دارای تمایلات مادی و نفسانی بودند. هیچ ضرورتی نداشت که از زندگی مادی چشم پوشیده راهی حوزه های علمیه شوند. دیگر آن که اگر روزی خواستند به زندگی رو آورند و پست و مقام بگیرند نیازی به ساواک نبود تا آنان را به کاری بگمارد با دانش و فضیلتی که داشتند می توانستند هر پستی را که با مراتب علمی آنان وفق می دهند، به دست می آورند و در خدمت طاغوت قرار گیرند لیکن، بزرگ مردان کجا و آستان ظلم بوسیدن به چنین کاری ندارد عقل از آزادگان باور. متن گزارش ساواک چنین است: پس از شروع پرداخت شهریه آیة الله حکیم به طلاب، تعداد محصلین حوزه نسبت به سابق 1/4 افزایش یافته است تا جایی که دیگر در هیچ یک از مدارس حوزه جای خالی وجود ندارد بعضی از محصلین مجرد در خارج از مدرسه منزل گرفته و به سر می برند ضمناً امسال افرادی که با مدرک حوزه علمیه قم از قبیل تصدیق مدرک در دست داشته اند و در سال های گذشته دوره سپاهی دانش را می گذرانده اند پس از پایان خدمت مجدداً لباس روحانی به تن کرده و مشغول تحصیل در حوزه می باشند. (سند شماره 156) نکته دیگری که از این گزارش به دست آمده نگرانی شدید ساواک از پرداخت شهریه به مرحوم آقای حکیم در قم می باشد که آن را عاملی جهت تقویت حوزه قم و افزایش تعداد محصلین می دانسته است. این حقیقتی بود که برادر شهید مرحوم حاج سیدمصطفی خمینی به خوبی آن را دریافته بود و روی آن تکیه داشت. برخلاف بعضی از برادران روحانی که اقدام مرحوم حکیم جهت پرداخت شهریه قم را به دنبال جلوگیری ساواک از پرداخت شهریه امام به زیان نهضت و طبق خواستار رژیم شاه می پنداشته اند لیکن مجاهد شهید مرحوم سیدمصطفی عقیده داشت که پرداخت شهریه آقای حکیم در قم سبب تقویت آن حوزه می شود و این چیزی نیست که رژیم ایران آن را بخواهد. از این رو به منظور تقدیر و سپاس از این اقدام مرحوم حکیم به ملاقات او شتافت و رسماً از او تشکر کرد.

منابع:

* بررسی و تحلیلی بر نهضت امام خمینی جلد سوم چاپ اول خرداد 1372/ روحانی سید حمید. ناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
* نهضت امام خمینی جلد دوم: روحانی/ سید حمید. چاپ دوم 1376. ناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی