انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



انقلاب اسلامی کانون بیداری های بدون مرز

چنان که پنداری بیداری ملت ها به فضایی پرطنین با مرکزیتی واحد تبدیل شده که همه جا هست و مرزهای آن هیچ جا نیست. در این میان آمریکا و رژیم صهیونیستی و برخی متحدین اروپایی و عربی آنها در قبال دولت ها و انقلاب های منطقه سیاست های دوگانه و تبعیض آمیزی را اتخاذ کردند. رویکرد آمریکا و کشورهای غربی به انقلابیون و کشورهای منطقه و سیاست های اتخاذشده در قبال بیداری اسلامی متناسب با میزان اثرپذیری این انقلاب ها و کشورها از انقلاب اسلامی ملت ایران تنظیم شده و لذا متناسب با این اثرپذیری از شدت و ضعف برخوردار بوده است. طوری که انقلاب اسلامی به عنوان سمبل انقلاب های ضد استعماری و ضدصهیونیستی در جهان معاصر ملاک عمل آمریکا و کشورهای غربی در برخورد با ملت ها و کشورها قرارگرفته است. در این میان دشمنان انقلاب اسلامی ضمن تشدید فشار بر انقلابیون و متحدین جمهوری اسلامی در منطقه، چند ضلعی فشار بر ایران را نیز با هدف مهار انقلاب اسلامی به عنوان کانون بیداری ملت های منطقه دنبال می کنند.
این روزها کشورهای حامی رژیم صهیونیستی با چالش ها و مشکلات مختلفی در ابعاد داخلی و بین المللی دست و پنجه نرم می کنند. چنان که جنبش ها و اعتراضات مردمی، کسری بودجه و اعتصابات سراسری از یک سو در کشورهای آمریکا و اتحادیه اروپا و همچنین گسترش موج بیداری اسلامی در کشورهای عربی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا ازسوی دیگر شرایط پیچیده ای را برای حامیان رژیم صهیونیستی در عرصه داخلی و بین المللی فراهم کرده است.
جمعیت یک درصدی در آمریکا، انگلیس و بسیاری از کشورهای اروپایی و عربی که غالبا در راستای منافع رژیم صهیونیستی فعالیت می کنند، با ایستادگی درمقابل جمعیت 99 درصدی در این کشورها از همه توان خود برای مهار، سرکوب و مقابله با آنها دریغ نمی کنند. این درحالی است که سران همین کشورها در ابعاد خارجی برای مهار موج بیداری اسلامی در سایر کشورها و حفظ منافع خود با اتخاذ سیاست های دوگانه به دخالت های نظامی و سیاسی پرداخته اند. طوری که در برخی کشورها با تمام توان از سرکوب معترضان و انقلابیون حمایت می کنند و در برخی کشورها نیز برای تحریک مردم به آشوب علیه حاکمیت و فشار بر حکومت گام برمی دارند.
نکته قابل توجه در این میان نقش جمهوری اسلامی در اتخاذ این سیاست دوگانه از سوی حامیان رژیم صهیونیستی است. به طوری که هرجا انقلاب های مردمی در راستای انقلاب اسلامی و نزدیک به سیاست های ضداستعماری جمهوری اسلامی باشد به همان اندازه نیز اهرم های فشارسنگین تر و نگرانی غربی ها از تداوم انقلاب افزایش می یابد. طوری که جمهوری اسلامی به الگو و ترازی در واکنش غربی ها به موج بیداری اسلامی در کشورهای منطقه تبدیل شده است. لذا همزمان با فشار بر انقلابیون و تاثیرگذاری بر حرکت های مردمی در کشورهای مختلف، فشارهای مضاعفی نیز بر جمهوری اسلامی به عنوان کانون و الگوی بیداری ملت ها از سوی آمریکا و متحدان اروپایی آنها اعمال شده است. طوری که ضمن ایجاد حدود و ثغور در دایره بیداری اسلامی در کشورهای مختلف با افزایش اضلاع چندضلعی فشار بر جمهوری اسلامی، تمام تلاش و توان خود را برای مهارکانون و مرکز بیداری اسلامی در جهان معطوف داشته و برای خشکاندن انقلاب اسلامی به عنوان چشمه بیداری ملت ها دور جدیدی از فعالیت های خود را در حوزه های مختلف آغاز کرده اند. چنانکه گویی همه مشکلات و گرفتاری های آمریکا و رژیم اشغالگر قدس در داخل و خارج مرزهای اشغالی تنها در مهار انقلاب اسلامی، تبدیل جمهوری اسلامی به ایرانی ضعیف شده و انجام مذاکره های بدون پیش شرط با ایران اسلامی نهفته است. این یادداشت بر آن است تا پاسخ به چرایی ترس آمریکا و حامیان رژیم صهیونیستی از نقش جمهوری اسلامی ایران در بیداری اسلامی ملت ها، علت تشدید فعالیت های ضدایرانی را از سوی دشمنان انقلاب اسلامی در شرایط موجود بررسی کند.

1  تکرار انقلاب اسلامی در کشورهای منطقه:
رویداد انقلاب اسلامی در سال 1979 در نقطه ای بسیار راهبردی خاورمیانه بواقع تحول عظیمی را در حوزه های مختلف در سطوح منطقه ای و فرامنطقه ای رقم زد.
ویژگی های منحصر به فرد انقلاب اسلامی، تداوم مقتدرانه نظام جمهوری اسلامی علی رغم توطئه ها و تهدیدات قدرت های استکباری و همچنین اثرگذاری انقلاب اسلامی بر طیف تک قطبی جهان و کشورها و ملت های منطقه، سه مؤلفه برجسته در فرآیند شکل گیری انقلاب اسلامی تا به امروز به شمار می رود که به عنوان چالشی جدی دشمنان انقلاب اسلامی را نگران و آزرده خاطر کرده است.
تحقق مردم سالاری دینی در پرتو حرکت خودجوش آحاد ملت ایران برای تشکیل حکومت اسلامی و قرار گرفتن یک فقیه جامع الشرایط به عنوان رهبری اسلامی در رأس خیزش انقلابی مردم از جمله خصوصیات برجسته و بی نظیر انقلاب اسلامی در مقایسه با سایر انقلاب های جهان به شمار می رود. چنانکه همین ویژگی، شکست ناپذیری انقلاب و قرارگرفتن در فضای گذشته را برای دشمنان غیرممکن و بسیار سخت کرده است. در طی سال های پس از انقلاب نیز حضور مردم در کنار رهبری و نقش مؤثر مردم در فراز و فرودهای انقلاب اسلامی و حمایت آنها از رویش ها و برائت آنان از ریزش های پیش آمده عامل مهم و مؤثری در تداوم حیات انقلاب اسلامی به شمار می رود. در این بین اجماع قدرت های استکباری جهان در عرصه تقابل با انقلاب اسلامی طی 32 سال گذشته، نه تنها در برابر اراده مردم ایران ناکام بوده؛ بلکه در تقویت اراده ملی و روحیه خودباوری برای مقابله با هر نوع تجاوز و تحریم نیز بسیار مؤثر بوده است.
طوری که امروزه ایستادگی ملت ایران در برابر چپاولگران و غارتگران تنها به مرزهای کشور و جبهه مقاومت در لبنان و حماس محدود نشده و به الگویی فرامنطقه ای و جهانی تبدیل شده است. لذا اگر زمانی وقوع انقلاب اسلامی زمینه حذف یک متحد راهبردی از زنجیره حامیان آمریکا و رژیم صهیونیستی را در منطقه فراهم کرد؛ امروزه بیداری اسلامی در کشورهای منطقه، سقوط زنجیره ای حامیان و دست نشاندگان آمریکا را به دنبال دارد. چنان که ترس از رسیدن کرسی های قدرت به دست نمایندگان واقعی مردم و تکرار تجربه انقلاب اسلامی در کشورهای عربی این روزها به بزرگ ترین نگرانی دولتمردان آمریکا و سران رژیم صهیونیستی تبدیل شده است. زیرا تکرار انقلابی با ماهیت دینی، اثرگذاری منطقه ای و فرامنطقه ای و برخوردار از پشتوانه مردمی قطعا تداوم فعالیت رژیم صهیونیستی و حضور ارتش اشغالگر آمریکا را در منطقه با چالش های جدی مواجه خواهد ساخت.

2  پدر خوانده هیچ گونه تمردی را نمی پذیرد:
استقلال سیاسی و عدم هماهنگی با سیاست های اتخاذ شده توسط دنیای غرب عمده ترین دلیل دشمنی غرب به ویژه آمریکا با جمهوری اسلامی به شمار می رود. چنانچه غربی ها برای گردن نهادن ایران به سیاست ها و برنامه های مورد نظر آنها از اهرم فشاری برای مهار ایران و وادار کردن جمهوری اسلامی به اتخاذ سیاست های هماهنگ با این کشورها استفاده کردند. وادار کردن ایران به حضور در پشت میز مذاکره بدون پیش شرط با استفاده از اهرم های مختلف از جمله این موارد است. در این میان می توان به اظهارات چندی پیش «نوام چامسکی» زبان شناس و متفکر آمریکایی در گفت وگو با روزنامه لبنانی السفیر، در پاسخ به این سؤال که چرا آمریکا علیه ایران فعالیت می کند در حالی که هنوز در چالش های ناشی از دو جنگ عراق و افغانستان گرفتار است؛ اشاره کرد. این تحلیلگر سیاسی معتقد است؛ علت مخالفت آمریکا با ایران علی رغم چالش ها و گرفتاری های پیش رو را می توان در دو دلیل جست وجو کرد: اول اینکه، ایران تنها کشوری است که از دستورات [آمریکا] اطاعت نمی کند، در حالی که همه از دستورات هیئت حاکمه آمریکا پیروی می کنند که این امر برای آنها که ادعای سردمداری جهان را دارند؛ غیرقابل قبول است. همین بود که آمریکایی ها را به نابودی کوبا طی 50 سال واداشت. کوبا کسی را تهدید نمی کرد، ولی از دستورات پیروی نمی کرد.
چامسکی درباره دلیل دوم این امر گفت: موضوع این است که کسانی رهبری اصول اصلی روابط بین الملل را برعهده دارند، شبیه سران مافیا عمل می کنند. پدرخوانده هیچ گونه تمردی را نمی پذیرد. عناصر کوچک تر باید اطاعت کنند؛ زیرا اگر پدرخوانده در حق یکی از سرکشی ها سهل انگاری کند باید با دیگران نیز چنین رفتاری داشته باشد.
بنابراین هیئت حاکمه آمریکا تلاش زیادی دارد که برای حفظ جایگاه خود در رهبری جهان و سنگین کردن کفه های ترازو در معادلات بین المللی به نفع خویش، از هر نوع نافرمانی و تک روی در سایر کشورها خودداری کند. به طوری که تنها با هدف مهار کشورها و ملت های مستقل ضمن توسل به ترفندها و تهدیدهای مختلف از هر نوع ابزار قدرتی نیز استفاده می کند. اما از آنجا که ویژگی برجسته انقلاب اسلامی مبارزه با سیاست های جهانی سازی و تک صدایی با محوریت قدرت های شیطانی است؛ لذا در طول 32 سال گذشته از ناحیه آمریکا و متحدان غربی اش در حوزه های مختلف در معرض انواع تهدیدات، تحریم ها و اهرم های فشار قرار داشته است.
با اوج گیری بیداری اسلامی در کشورهای منطقه و سقوط زنجیره ای دولت های دست نشانده در منطقه زنگ های خطر برای آمریکا و رژیم صهیونیستی به صدا درآمد و شماره های معکوس برای افول جایگاه جهانی آمریکا آغاز شد. لذا نگرانی سران آمریکا، رژیم صهیونیستی و اتحادیه اروپا از گسترش موج اسلام خواهی شدت گرفت. در این بین تلاش برای حذف یک الگوی برجسته اسلامی برای ممانعت از گرایش دولت ها و ملت ها وارد فاز جدیدی شد. طوری که برای مهار انقلاب اسلامی به عنوان اولین خاکریز موفق در برابر آمریکا تهدیدات با شکل جدی تری از زوایای مختلف مطرح شد.
تلاش های آمریکا و همراهی چند دولت اروپایی و عربستان برای متهم سازی ایران به فعالیت های تروریستی، نقض حقوق بشر، فعالیت های غیر صلح آمیز هسته ای و پولشوئی که اخیراً صورت گرفت از جمله این موارد به شمار می رود.

3  انحراف افکار عمومی:
گرچه انقلاب های مردمی در کشورهای منطقه در مقایسه با انقلاب اسلامی مردم ایران از یک رهبر دینی و سیاسی واحد با پشتوانه های مردمی بالا محروم است؛ اما خواست حداکثری مردم و اراده ملی حاکم بر انقلاب های مردمی مبنی بر تداوم قیام ها تا شکست حکام دست نشانده همچنان عامل مهمی در پیروزی انقلاب های اخیر در منطقه به شمار می رود.
در این میان می توان به نتایج ارزشمند وحدت مردمی در انقلاب مصر اشاره کرد؛ که علی رغم سقوط دیکتاتور این کشور،همچنان برخواست خود تا خروج شورای نظامی از رأس حکومت پایداری کردند. این موضوع در میان انقلاب های مردمی سایر کشورها همچون بحرین، یمن، تونس و لیبی نیز به چشم می خورد. لذا تلاش برای اختلاف و تفرقه در صفوف متحد انقلابیون، انحراف در افکار عامه مردم از موضوع انقلاب و سست کردن اراده مردم در تداوم انقلاب و پیگیری مطالبات خویش به طور جدی بخشی از سیاست آمریکا و رژیم صهیونیستی با هدف مصادره انقلاب های منطقه است. در این بین تداوم و پایداری بیش از سه دهه ملت ایران در برابر توطئه های آمریکا و رژیم صهیونیستی، جمهوری اسلامی را به عنوان الگو و پیشگامی در میان انقلاب های ضداستکباری جهان قرار داده است. لذا ترس از تکرار انقلاب اسلامی و قرار گرفتن ایران به عنوان کانون ارتباط انقلابیون منطقه و الگوی دولت های آتی باعث شد؛ غربی ها اضلاع چند ضلعی فشار علیه ایران را افزایش و عرصه را تنگ تر کنند.
این فشارها و تهدیدات که با همراهی برخی دولت های عربی منطقه همراه بود؛ ضمن تقویت پروژه ایران هراسی درصدد نشان دادن ناتوانی ایران در برابر فشارهای غرب است. در این میان غربی ها با رهبری آمریکا برای اجماع جهانی در جبهه مخالفت با جمهوری اسلامی و بردن پرونده ایران به شورای امنیت تلاش های فراوانی را آغاز کردند. چنانچه بتوانند در پرتو تبلیغات رسانه ای گسترده ضمن عوض کردن سمت و سوی تهدیدات از آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، افکار عمومی ملت ها را به سوی ایران متمایل کنند.
این پروسه زمانی شکل جدی تر به خود گرفت که دولت آمریکا برای رهایی از تنگنای اعتراض های مردمی در این کشور تحت عنوان جنبش وال استریت و همچنین مسائل و مشکلات اقتصادی از درون به شدت تحت فشار بود. وقوع این اعتراضات و گسترش آن به شهرها و ایالت های مختلف که هنوز نیز ادامه دارد می طلبد که دولت آمریکا برای انحراف افکار عمومی از ترفندهای این چنینی استفاده کند.

4 نجات رژیم صهیونیستی و عبور از جبهه مقاومت:
تلاش برای حذف رژیم صهیونیستی از سرزمین های اسلامی از اصلی ترین و مهم ترین موضوعات مورد توجه بنیانگذار انقلاب اسلامی در سال های قبل و پس ازانقلاب اسلامی بوده است. چنانکه در طول سه دهه گذشته نیز تشکیل کشور مستقلی به نام فلسطین به عنوان سیاست جمهوری اسلامی در قبال مساله اشغال فلسطین همواره مد نظر بوده است. این موضوع در پنجمین کنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین که مهر ماه سال جاری با حضور رهبر معظم انقلاب در تهران تشکیل شد به صراحت مورد توجه قرار گرفت. در این مراسم رهبر معظم انقلاب در حضور هیئت های پارلمانی عالیرتبه از جمله روسای مجالس، شخصیت ها و صاحب نظران برجسته سیاسی و رهبران گروه های فلسطینی از بیش از 50 کشور اسلامی و غیراسلامی به تشریح سیاست های جمهوری اسلامی مبنی بر تشکیل کشور مستقل فلسطین با مشارکت همه فلسطینیان اشاره کرد.
با آغاز موج بیداری اسلامی در کشورهای منطقه نیز مساله فلسطین به عنوان زخمی کهنه بر پیکر جهان اسلام دیگر بار با جدیت و تاکید در کنار خواسته های ملل مسلمان در کشورهای منطقه مطرح شد. طوری که انقلاب های منطقه علاوه بر رنگ و بوی دینی و اسلامی و رهایی از دست دیکتاتورها با پیام های ضدرژیم اشغالگر قدس نیز همراه بود. این پیام در کشوری مانند مصر که از متحدان راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی به شمار می رفت و در جنگ 22روزه در همراهی این رژیم نقش برجسته ای داشت؛ در مقایسه با سایر کشورها بسیار چشمگیر بود.
طوری که حکومت مبارک طی سالیان متمادی ضمن پای بندی بر توافقات و معاهدات صورت گرفته با رژیم صهیونیستی و ارائه خدمات فراوان به این رژیم از هر تلاشی برای فشار بر مسلمانان در بند غزه نیز دریغ نورزید. لذا دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی برای حفظ دوستان خود بر رأس حکومت مصر و پای بندی دولتی آتی به توافقات صورت گرفته با این رژیم  از جمله توافق نامه کمپ دیوید  تلاش های فراوانی کرد. اما مردم مصر ضمن مخالفت با حضور مبارک در رأس حکومت، از حمایت های وی از رژیم صهیونیستی نیز انتقادهای جدی کردند. چنانکه مردم با تسخیر سفارت این رژیم در قاهره و به آتش کشیدن لوله های انتقال گاز از مصر به فلسطین اشغالی خواستار قطع ارتباط و عدم همکاری بین مصر و رژیم صهیونیستی شدند.
لذا بلافاصله پس از سقوط مبارک با حمایت آمریکا و در راستای منافع رژیم صهیونیستی، از شورای نظامی مصر  که همان ژنرال های حکومت مبارک بودند  برای حضور در رأس حکومت، حمایت های لازم و جدی به عمل آمد. پس از استقرار شورای نظامی نیز با حمایت غربی ها تلاش های زیادی برای منصرف کردن انقلابیون از تداوم انقلاب و پیگیری خواسته های خود از طریق درگیر کردن ارتش با مردم و به تعویق انداختن انتخابات آغاز شد.
در این میان برای نجات رژیم صهیونیستی از بحران موجود و برون رفت از شرایط موجود، عبور از جبهه مقاومت با محوریت انقلاب اسلامی ایران در دستور کار قرارگرفت. لذا کشور سوریه به لحاظ قرارگرفتن در جبهه مقاومت و به عنوان یکی از متحدان راهبردی ایران در منطقه و همچنین مستعد بودن بحران، در کانون توجه حامیان رژیم صهیونیستی قرارگرفت.