انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



زندگي نامه شهيد عليرضا چراغ زاده دزفولي

محل تولد: اهواز
سن در هنگام شهادت: 28 سال
مدارك علمي: كارشناسي
تخصص: حسابداري، ترجمه زبان انگليسي و عربي
سابقه مبارزاتي: فعال در جريانات نهضت امام خميني(ره) در سالهاي 56 و 57، تدريس و تبليغ در مساجد و حسينيه ها
كار تشكيلاتي: همكاري با هيأت و انجمن هاي مساجد، بويژه با حزب جمهوري اسلامي
مسئوليت ها:‌ سرپرست بخشداري هفتگل، نماينده مردم هفتگل، رامهرمز و رامشير در مجلس شوراي اسلامي
آثار علمي:‌ مقالات متعدد در نشريات
 
تولد تا جواني
عليرضا چراغ زاده دزفولي فرزند محمدعلي،‌ اول اسفند سال 1332 هجري شمسي در اهواز متولد شد، عليرضا كودكي چهار ساله بود كه از نوازش و عطوفت پدري محروم شد و تحت تربيت مادر گرامي اش پرورش يافت. در پي مرگ پدر، ‌معيشت خانواده با مشكل مواجه شد و عليرضا از همان دوران كودكي و نوجواني علاوه بر تحصيل به منظور كمك به تأمين معاش خانواده به كسب و كار روي آورد و با دست رنج كارگري و سپس حرفه درودگري جاي خالي و پر مهر پدرش را پر كرد.
ايستادگي در برابر كاستي ها و تلاش و كوشش بي وقفه از او جواني برومند، مومن و متعهد به اصول و اخلاق پسنديده اسلامي ساخت، به گونه¬اي كه سرآمد همسن و سالان خود شد.
از همان دوران نوجواني بواسطه ارشادات والده ماجده اش به فعاليت¬هاي مذهبي و شركت در كلاس هاي عقيدتي در پايگاه توحيدي مساجد پرداخت. او با علاقه و اشتياق مسايل مذهبي را مي آموخت و با تبحر و درايت به جوانان منتقل مي كرد و رفته رفته در سطح شهر به عنوان يك فعال مذهبي شناخته شد.
عليرضا با سخت كوشي فراوان پس از پايان دوران متوسطه، موفق شد در رشته حسابداري از دانشگاه اهواز مدرك كارشناسي دريافت كند. وي براي كار به استخدام شركت نفت درآمد، اما پس از يكسال به سبب وجود برخي تبعيض ها و فساد اداري و مالي و از همه مهمتر سلطه بيگانگان بر صنعت نفت كشور، از ادامه همكاري استعفا داد. 
عليرضا براي اينكه در دستگاه هاي فاسد و طاغوت زده دولتي امرار معاش نكند با همفكري و همراهي چند تن از دوستانش، يك واحد توليدي راه اندازي كرد، اما ديري نگذشت به علت كمبود امكانات مالي و حمايتي مجبور به تعطيلي آن شد. 
او كه از جواني با تعاليم روحبخش اسلام مأنوس شده بود،‌ به اهميت مرجعيت ديني و نقش روحانيت در پيشبرد اهداف متعالي اسلامي و رفع نظام سلطه به خوبي واقف بود.
همزمان با افزايش تظاهرات ضد شاهنشاهي، عليرضا چراغ زاده با روشن بيني ديني كه داشت، به صف مبارزان اسلامي پيوست و منشأ خدمات فراواني در پيشبرد مبارزه عليه رژيم در منطقه شد. چراغ زاده همچنين مقالات متعددي در زمينه هاي روش مطالعه و برداشت، روش هاي سخنراني و بحث، تأليف و در نشريات منتشر كرد. 

جهاد براي توسعه و آباداني و رفع محروميت از ويژگي هاي بارز شهيد
او كه طعم تلخ محروميت را چشيده و از نزديك لمس كرده بود، همواره براي زدودن چهره فقر و عقب ماندگي در منطقه فعاليت مي كرد و با پيروزي انقلاب اسلامي نيز به آن قوت بخشيد. در سال هاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي با تدريس در مدارس، كمبود معلم را در شهر كه بواسطه عدم توجه حكومت پهلوي در مناطق دور افتاده و مرزي پديد آمده بود جبران مي¬كرد.
او با سپردن مشاغل و مسئوليت به نيروهاي بومي و متعهد داراي انگيزه، همت آنها را براي توسعه شهر و روستا با اجراي طرح هاي جهادي مديريت مي كرد. شهيد چراغ زاده همواره به جوانان توصيه مي كرد تا با افزايش معلومات و جهان بيني، محروميت و عقب ماندگي را از چهره جامعه و شهر خود بزدايند.

شهيد چراغ زاده پس از پيروزي انقلاب اسلامي
عليرضا كه هنگام پيروزي انقلاب اسلامي حدود 25 سال سن داشت، با استفاده از سرمايه جواني دوشادوش مسئولان مردمي، براي رفع كاستي هاي به جا مانده از بي توجهي رژيم كاخ نشين پهلوي تلاش مضاعف آغاز كرد. او مشتاقانه و با اخلاص فراوان به كمك دست اندركاران و مردم مي شتافت و هرگز خود را از مردم مستضعف جدا نمي دانست.  
وي ابتدا به عنوان سرپرست بخشداري هفتگل مشغول به خدمت رساني به روستاها و مناطق محروم شد. زندگي ساده او در دوران تصدي مسئوليت بخشداري، فعاليت هاي بي شائبه و بي منت و صادقانه اش براي رفع آثار عقب ماندگي و حمايت از قشر مستضعف، موجب محبوبيت و مقبوليت در ميان مردم حق شناس و رنجديده منطقه شد. مردم هفتگل هرگز اين خاطره را كه بر اثر حادثه طبيعي سيل، خانه هاي مردم و بخشدار در محاصره آب قرار گرفته بود و بخشدار با همه امكانات و توان به كمك ديگران شتافته و خانواده خود را فراموش كرده بود را تاكنون از ياد نبرده اند و ريش سفيدان و پدران و مادران با نيكي فراوان اين موضوع را به نوجوانان و جوانان منتقل مي كنند. 

شهيد چراغ زاده دزفولي در خانه ملت
مردم منطقه هفتگل، رامهرمز و رامشير كه ساليان متمادي،‌در عين برخورداري از ثروت خدادادي، در فقر و محروميت به سر مي بردند و خيانت آشكار و علني خاندان پهلوي و خوانين را ديده بودند و بغض در گلويشان راه را براي نفس كشيدن تنگ كرده بود، پس از پيروزي انقلاب اسلامي و با برگزاري اولين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي، بواسطه خدمات قابل توجه و اخلاص و تقوايي كه در مدت يكسال آشنايي از او ديده بودند در 27 سالگي به عنوان وكيل خود انتخاب و راهي مجلس شوراي اسلامي نمودند.
چراغ زاده در دوران نمايندگي فعاليت هاي مخلصانه و صادقانه اش را براي بهبود وضع زندگي مردم و توسعه و آباداني حوزه انتخابيه¬اش، همچنان ادامه داد. او به عضويت دو كميسيون اقتصاد و دارايي و پست و تلگراف و تلفن درآمد. او با جديت فراوان به مانند يك جهادگر واقعي،‌ نارسايي هاي حوزه انتخابيه خود را كه همواره با تأسي به امام و مقتداي خود، آنان را «ولي نعمتان» خطاب مي¬كرد در كميسيون¬ها و دستگاه هاي ذيربط پيگيري مي كرد و تا رفع آن به تلاش خود ادامه مي داد.
شهيد چراغ زاده در كمك به توسعه راه هاي مواصلاتي و شهري و روستايي، به كار انداختن ايستگاه هاي تقويت كننده دريافت برنامه هاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در منطقه ـ با هدف مقابله با تهاجم فرهنگي دشمن ـ و سامان دادن به وضع زندگي و اسكان مهاجران جنگي و ده ها فعاليت سازنده ديگر نقش به سزايي داشت  و در عين حال تلاش مي كرد هيچ كس جز خداوند سبحان كه همواره او را ناظر بر اعمال خود مي دانست آگاه نشود.
نماينده مردم هفتگل، رامهرمز و رامشير در عين حال براي اعتلاي نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران و شناساندن انقلاب اسلامي به جهانيان و طرح مسايل كلان و مرتبط با سياست هاي كلي نظام را در مجلس ضروري مي دانست.  

شيفتگي به اصل مترقي ولايت فقيه و رهبري امام عظيم الشأن
ايمان و شيفتگي شهيد عليرضا چراغ زاده دزفولي به انقلاب اسلامي، ولايت فقيه، رهبري، مرجعيت و روحانيت مبارز آن چنان بود كه به صراحت و قاطعيت جريانهاي ضد ولايت فقيه و بدخواهان انقلاب و مردم و نيز انحرافات فكري و عقيدتي وابستگان به امپرياليسم جهاني را افشاء مي نمود.
او معتقد بود دشمن و قدرت هاي استعماري و استثمارگر در طول تاريخ مبارزات ملت ايران همواره سعي و كوششان بر اين بوده است تا با نفوذ به سنگرهاي مبارزه آنها را يكي پس از ديگري ويران كنند. اما يكي از اين سنگرهاي نفوذ ناپذير، سنگر مرجعيت است و اكنون با شواهد و دلايل موجود كمر همت بسته اند تا بتوانند اين سنگر را كه هم اكنون امام عظيم الشان در قلب آن قرار دارد، نفوذپذير و سپس توطئه هاي شوم خود را اجرا كنند. 
او هوشياري در برابر توطئه هاي دشمنان را شرط بقاء و پيروزي مي دانست. شهيد چراغ زاده در نطق پيش از دستور يكصد و پنجاه و چهارمين جلسه علني مجلس كه در تاريخ 10/3/1360 (هـ .ش) برگزار شد، طي سخناني عميق به استراتژي سردمداران استعمار براي مقابله با قيام مردمي ايران اشاره كرد و گفت: «... استعمار، گاه بصورت فشارهاي اقتصادي، سياسي و زماني هم بصورت فشارهاي نظامي و هنگامي هم در قالب برنامه اي گسترده شامل تركيبي از همه اينها... ملت ما را در معرض تهاجم قرار مي دهد... در تمامي اين حركت ها اصل بر اين است تا رهبر را از انقلاب و انقلاب را از رهبري بگيرد... اما در هر مرحله قدرت ايمان زيان حاصل از اين [توطئه ها] را به خود آنها برگردانده است.» 
او خطاب به عوامل خود فروخته ليبرال ها و كسانيكه مردم را خارج از صحنه مي دانستند مي گفت: «اين ملت هميشه در صحنه بوده و... هستند و آنچه كه عامل حضور مردم در صحنه هست، محور ولايت است. مردم در صحنه حاضر هستند اما حول محور ولايت و استقامتشان فقط براي ولايت و در نهايت براي خداوند است.» 
او همچنين در قسمتي از نطق پيش از دستور دانشجوي پر شور و انقلابي را اينگونه معرفي مي كند: «دانشجوي پرشور و پر تلاش انقلابي همان جواني است كه سلاح قلم به دست گرفته و با استفاده از جوهر خون خودش در شن¬هاي داغ جبهه¬ها،‌ بزرگترين افتخارات را در تاريخ مبارزات اين ملت ثبت مي كند، دانشجوي پر شور و انقلابي آن كسي است كه در كنار برادر روستايي به سازندگي مشغول است.»
او همچنين خطاب به خود مسئولان مي گفت: «بايد دقت كنيم در مقابل اين سئوال آيندگان قرار نگيريم كه زماني بگويند اگر شما بيشتر از اين از خودگذشتگي نشان مي داديد به سر انقلاب چنين و چنان نمي آمد. اگر آيندگان، ما را .... در مقابل اين سئوال ها قرار دهند فقط آنهايي قادر به جواب خواهند بود كه سرهايشان از بدن جدا شده و دست ها و پاهايشان در جبهه ها از بدن قطع و خانه شان بر سرشان خراب شده است.»
آري شهيد عليرضا چراغ زاده دزفولي، در عمر كوتاه خود، هيچ سوالي را بي پاسخ نگذاشت و شامگاه هفتم تير سال 1360 (هـ .ش) در ميان آوارهاي قتلگاه سرچشمه تهران، جاودانه ايستادگي كرد تا تاريخ انقلاب و امت خميني كبير همواره سربلند باشند.
از شهيد عليرضا چراغ زاده دزفولي دو دختر به نام هاي زهرا (1356) و مريم (1359) به يادگار مانده است. 

ويژگي هاي اخلاقي شهيد عليرضا چراغ زاده دزفولي
ـ اعتقاد و التزام عملي به ولايت فقيه
ـ قاطعيت در برابر جريان خودفروخته ضد ولايت فقيه
ـ جهادگر پر تلاش
ـ جوان متعهد و با اخلاص
ـ مقاوم در برابر كاستي ها
ـ ژرف نگري
ـ دوستي با مستضعفان و كوخ نشينان به عنوان صاحبان اصلي انقلاب كه همواره خود را متعلق به آنان مي دانست و مي گفت: «بايد همواره به اين نكته توجه كنيم كه خدمتگزار محرومان هستيم چرا كه اماممان فرمودند: من خدمتگزار مردم هستم، بنابراين ما نيز نبايد به خود جرأت بدهيم كه ذره¬اي از اين پاي را فراتر نهيم.»