انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



اخلاق؛ محور جامعه آرمانی امام خمینی (ره)

نام امام خمینی (ره) امروز برای بسیاری از مردم دنیا آشناست و هر کس ایشان را از زاویه نگاه، آگاهی و دلبستگی خود می
شناسد. همراهی مردم با بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در دهه پنجاه نشان از ارتباطی عمیق در جامعه آن روزگاردارد؛ ارتباطی که به عنوان رکن اصلی روابط اجتماعی در جوامع مختلف قابل بررسی است. درباره «اخلاق اجتماعی و اجتماع اخلاقی» از دیدگاه امام خمینی (ره) با دکتر اصغر مهاجری، جامعه شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران گفتگو کرده ایم که در ادامه می آید:

* آقای دکتر مهاجری! در ابتدا اشاراتی به مؤلفه های کلیدی اخلاق اجتماعی برای تحقق یک اجتماع اخلاقی داشته باشید؟
** جامعه شناسان معتقدند ارتباطات به عنوان سنگ بنای یک جامعه، شاه کلید قوام و توسعه یک جامعه است تا به پویایی، توسعه یافتگی و رفاه برسد و با ترنم اخلاق، از میوه شیرین عدالت اجتماعی برخوردار شود. بنابراین، این جامعه باید دارای ارتباطاتی پویا، منحصر و کاملاً نظام مند باشد. یکی از عوامل مهمی که این ارتباطات را زیبا، توانمند و پرظرفیت می کند، ارتباطاتی با جنس اخلاق است که ارتباطات جامعه را آغشته به رنگ فرهنگ می کند. زمانی که مردم به شیوه های ارتباط برقرار کردن و تمامی ارزشها و هنجارهای آن آشنا هستند، در قالب قوانین، آداب و رسوم، سنتها و عرفیات، این احکام قابل پیاده سازی است.
اگر مردم این ارتباطات را از سر عشق و رعایت ادب و تاسی به ارزشهای معنوی برقرار کردند، آن هنگام جامعه میل و گرایشی به اخلاق محور شدن دارد. برای نمونه، زمانی که شهروندان یک جامعه، قانون آن جامعه و آداب و رسوم را می دانند، معاشرت را بلدند و می توانند آن را در ارتباطاتشان به کار گیرند، تنها به یک مرحله از رشد یافتگی رسیده اند. اگر این امور مناسب و شایسته به کار گرفته شود، این جامعه به اخلاق محور شدن، تمایل پیدا می کند.
زمانی که فردی قوانین راهنمایی رانندگی را می داند و در ارتباط با رانندگان دیگر به این قوانین احترام می گذارد، به آن باور دارد و آنها را اجرا می کند، یک سطح از اخلاق اجتماعی است اما اگر این رعایت کردن همراه با ادبیات رفتاری محترمانه باشد، نشان می دهد که این جامعه به سوی اخلاق مند شدن میل دارد. اجتماع اخلاقی فراتر از همه قوانین، هنجارها، سنتها و معاشرتها که موجب ارتباط پویا و توسعه یافته می شود، به اخلاقیات پایبند است؛ بدین معنا که دارای خلق و خویی همراه با شأن انسانی و در کشور ما متناسب با ادبیات دینی و معنوی ما مسلمانان و ادبیات ملی ما ایرانیهاست.
چنین جامعه ای، جامعه اخلاق محور است. تحقق این جامعه اخلاق محور شرط دارد. زمانی که نیازهای این افراد و شهروندان در سطوح پایین برطرف شده باشد، بر اساس مثلث نیازهای «آبراهام مازلو» این شهروند از سطح برطرف کردن نیازهای اولیه مانند پوشاک، خوراک و امنیت برخوردار است و برای تحقق یک جامعه آقامنش و با وجاهت، تلاش می کند. جامعه اگر به سطح برطرف کردن نیازهای وجاهتی خودش رسید، آماده اخلاق مند شدن است. جامعه وجاهت طلب و تکریم جو، جامعه ای اخلاق محور است.

* همان طور که اشاره داشتید، جامعه اخلاق محور بر پایه تکریم جویی استوار شده است، حضرت امام (ره) به بحث تکریم مردم و کرامت انسانی تأکید بسیار داشتند؛ یعنی دقیقاً بر محور جامعه اخلاقی تکیه می کردند، تأکیدات ایشان چه تأثیری در تحقق اجتماع اخلاقی داشت؟
** ببینید، زمانی که فرد یا جامعه ای می خواهد اخلاق محور باشد، باید نیازهای مردم آن در سطوح مادی و امنیتی برطرف شده باشد تا این امور دغدغه آنها نباشد. در برخی مواقع، بعضی نسبت به دنیا دیدگاهی فراتر و بزرگمنشانه دارند، زیرا مسائل مادی برایشان مهم نیست و یا در برخی مواقع این مسائل برایشان حل شده است. در این شرایط، افراد آن جامعه به نیازی می رسند که پایه آن کرامت، یا به تعبیر جامعه شناسان، نیاز وجاهت طلبی است. حضرت امام خمینی(ره) نسبت به نیازهای پایه ای و دنیوی بی نیاز بود.
شخصیت ایشان در سالیان قبل از رهبری شان نیز بر پایه سادگی و معنویت طلبی بود، نه حرص به مادیات. این شخصیت به مرحله ای از توسعه یافتگی رسیده بود که امور دنیا برایش مهم نبود. بنابراین، اگر در ساختن جامعه تنها بود، نمی ترسید و تمامی اسباب و علل دنیوی را از خدا می دانست. شخصیتهایی که به این مرز و کمال انسانی می رسند، جامعه را از منظر حرمت نگاه می کنند و انسانها را شریف می بینند. بنابراین، خدمتگزاری جزو ویژگیهای برتر چنین شخصیتهایی می شود که در ادبیات حضرت امام (ره) نیز وجود دارد. با چنین دیدگاهی، همه آدمها برای او عزیز و محترمند همان طور که خودش محترم است.
ایشان در ارتباط با تربیت کودکان به پدر و مادرها توصیه می کنند که والدین حق ندارند مانع جنب و جوش و بازی کردن و حریت کودک شوند، زیرا حرمت این کودک در جنب و جوش و سلامتی اش در پویایی است. در بسیاری موارد، زمانی که به شخصیت ایشان برمی گردیم می بینیم، ادبیات ایشان مملو از این است که حتی مخالفان خود را با واژگان حریم دار خطاب می کند؛ بدین معنا که برایشان حریم قایل بودند، زیرا در دیدگاه ایشان همه انسانها آفریدگار خداوند هستند، حتی اگر آنها بد تربیت شده باشند.
ایشان حریم ویژه ای را در ادبیاتشان داشتند. زمانی که برای حرمت گذاری به قشرهای مختلف اجتماعی به ادبیات دینی تأسی می کنند و یا زمانی که می خواهند مقایسه ای بین کاخ نشینان و کوخ نشینان داشته اند، آنها را با واژگانی خطاب می کند که برایشان احترام قایل است. با نگاهی به صحیفه امام خمینی (ره) می توان دید که این واژگان زیبا در حوزه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و...، همیشه از زبان این مرد بزرگ معاصر جاری است. این انسان به درجه والای رشدیافتگی رسیده است و از مرز نیازهای دنیوی گذر کرده و به مرحله ای از شروع دنیای معنوی و نیازهای ارزشمند و عالی رسیده که از تکریم و وجاهت اجتماعی شروع می شود و به خودشکوفایی می رسد.
* حضرت امام (ره) به عنوان رهبر انقلاب اسلامی، با رشد و تکاملی که در شخصیت فردی خود داشتند، توانستند تحولاتی بزرگ را در تحقق جامعه ای ارزشی و اخلاقی رقم بزنند، دیدگاه های شخص رهبری امام خمینی (ره) چه تأثیری در بیداری اجتماعی برای یافتن خویشتن واقعی جامعه داشت؟
** یکی از اصول و ویژگیهای برتر حوزه زیباشناسی، سادگی است. حضرت امام(ره) در فضای اخلاقی خودش و در نظام و سامانه تعریف شده اخلاقی اجتماعی خودش، کاملاً ساده است. در زندگی ایشان زر و تزویر نیست. حتی زمانی که ایشان می خواهد ابراز احساسات کند، اصلاً از پیچیدگی برخوردار نیست و علایم و نمادهای پیچیده ای را در گفتگو و صحبت با دیگران نشان نمی دهد. «سادگی» اساس یک اخلاق اجتماعی است. انسانهایی هم که ساده زیست بوده و به زر و زیور دل نبستند، در عرصه اخلاق اجتماعی بویژه در نزد مردم الگو بوده اند.
اما متأسفانه این الگو توسط کسانی همچون خواص، نخبگان، مسؤولان و مدیران، در حوزه های مختلف مدیریتی، آموزشی، دانشگاهی و رسانه ای به درستی معرفی نشده و زیبایی و سادگی این الگوها در جامعه تقویت نشده است. از این جهت ما، شاید جزو کسانی هستیم که در معرفی و الگودهی شخصیت حضرت امام (ره) کم کاری کرده ایم. بسیاری از شاخصهای بنیادی تربیتی، از این الگوی بزرگ قابل گسترش در جامعه بود که از آن استفاده نشد و اگر به جامعه برگردیم، ردپایی از الگوی ارزشمند حضرت امام(ره) را در سطوح مختلف شاهد نیستیم.

* مهمترین پرسشی که پس از بررسی آسیبها و چالشها مطرح می شود، این است که در این شرایط برای بهبود اوضاع چه باید کرد؟
** این یکی از پرسشهای عمیقی است که بارها در شکلهای مختلف تکرار شده است، اما در یافتن پاسخ آن یا شفاف نیستیم یا دغدغه ای نداریم. تکلیف ما با ارزشهای بنیادین خودمان مشخص نیست. برای جامعه اخلاق محور در حوزه اقتصاد، فرهنگ، سیاست و خانواده، جامعه ما باید تکلیفش را با ارزشهای اصیل خودش مشخص کند و شفاف شود. یکی از دغدغه هایی که مقام معظم رهبری دارد و معتقد است که دانش در حوزه های علوم انسانی باید بومی شود، از این نشأت می گیرد.
متأسفانه نمی خواهیم تعریف کنیم جامعه ایده آلی که می خواهیم بسازیم، مبتنی بر کدام ارزشهاست. ارزشهای بنیادی و محوری در ساده زیستی و درست زیستن و خوب بهره برداری کردن و خوب استفاده کردن باید باشد. بنابراین، ارزشها باید جایگزین شود.
اولا ما به دنبال این ارزشها نمی رویم آنها را نمی شناسیم و به روزش نمی کنیم. از سوی دیگر، ما دچار تأخر فرهنگی در کشورمان هستیم و از سوی دیگر، بین هدفها و وسایل ما همگونی وجود ندارد. ارزشهایی را در جامعه از طریق رسانه ها ترویج می کنیم که هدفهای آن رفاه طلبی است و به اسراف و جاه طلبی نزدیک می شود.
برای نمونه، در برخورد با میهمان هنوز تکلیف روشن نیست که در این باره کرامت و احترام و برخوردی ساده با مهمان مهم است یا چشم و هم چشمی و تجملات. ما این مصرف گرایی را از فرهنگ دنیای سرمایه داری گرفتیم، اما امکانات آن را نداریم، بنابراین از نیازهای اولیه خود کم می کنیم و معاشرتها کمتر می شود. نوع پذیرایی کشورهای توسعه یافته با توجه به امکاناتشان کاملاً با ما متفاوت است.
زمانی که هدفهای ما با وسایلمان همخوانی نداشته باشد، جامعه به سمت انحرافهای اجتماعی کشیده می شود. ارزشهای بنیادی جامعه ما به دنبال چنین تجملات مصرف گرایانه ای نیست. زمانی که تکلیف ما با ارزشها در همه عرصه ها مشخص نیست، ارزشهای وارداتی غربی بر جامعه حاکم می شود. در این شرایط، نه تنها جامعه اخلاقی تحقق نمی یابد، که اصلاً اخلاق از این جامعه رخت برمی بندد.

* با توجه به رصد فرهنگی و اجتماعی که حضرت عالی از شرایط کنونی جامعه دارید، پیش بینی شما از حاکمیت ارزشها برای تحقق اجتماع اخلاقی با توجه به شرایط حال حاضر چیست؟
** بنده به عنوان یک فرد علاقه مند به کشور، برای ایجاد روحیه نشاط و امیدواری در جامعه معتقدم باید تمامی تلاشها را به کار ببندیم تا به نقطه مطلوب برسیم. اما از دیدگاه یک جامعه شناس با توجه به واقعیت کنونی جامعه، زیرساختهای مناسب برای تحقق این جامعه اخلاقی فراهم نیست. کار مطالعاتی و پژوهشی در این عرصه، کار شناسایی سره از ناسره و جامعه پذیری و فرهنگ پذیری مردم، کم است. در حال حاضر، در کلانشهرها نبود اخلاق اسلامی که باید آراسته به آن باشیم، کاملاً مشهود است.
متأسفانه ارتباطات ناسالم شهری و وابستگی به فرهنگ غربی موجب شده جای خالی این اخلاق نمایان باشد. بنده تحقق اجتماع اخلاقی را کمی دشوار می بینم، زیرا با توجه به این شرایط، فضاهای دانشگاهی، نظام آموزش و پرورش، فضاهای آموزش تربیت خانوادگی و رسانه های ما تمایلی جدی برای تحقق جامعه اخلاقی نداشته و ندارند. این مجموعه ها نه تنها وحدت نظر ندارند و سیستمی هم عمل نمی کنند، بلکه حرکتها جزیره ای است. ریسمانهای هم را رشته می کنند. این وضعیت از دیدگاه جامعه شناختی خیلی خوشبینانه است، اما باز هم امیدواریم این اتفاق بیفتد.

* آقای دکتر مهاجری! چطور می توان در این شرایط به وضعیت مطلوب رسید؟
** من معتقدم اگر برنامه ریزیهای ما بر اساس برنامه ریزیهایی باشد که به سمت کرامت انسانی برود، جامعه اخلاق محور، استراتژی موفقی خواهد بود زیرا هیچ چیزی جای اخلاق بویژه اخلاق آراسته به ادبیات غنی دینی و ملی ما را نمی گیرد و انصافاً سرمایه ای ارزشمند است که اگر آن را از دست ندهیم برنده ایم.