انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



ناكارآمدي سه گانه آمريكا در قبال ايران

هر چند كه آمريكايي ها سناريوهاي متعددي را در قبال ايران در هفته هاي اخير اجرا كرده اند، اما روند تحولات نشانگر دگرگوني در رفتارهاي آنها و چرخش بيشتر به سمت ديپلماسي و مذاكره است. با اين وجود واژه «تحريم بيشتر» همچنان محور اين تحركات را تشكيل مي دهد.اين رويكرد را در مواضع هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه آمريكا در هاوايي مي توان مشاهده كرد كه ...
     

 

مقدمه: چگونگي تقابل و يا تعامل ميان جمهوري اسلامي ايران و غرب از جمله مولفه هاي مهم در تحولات صحنه بين الملل شده كه نه تنها در صحنه دوجانبه بلكه بر تحولات منطقه اي و جهاني تأثيرگذار بوده است. در همين راستا مشاهده مي شود كه آمريكا در ماه هاي اخير بار ديگر فضاي رسانه اي گسترده اي را به طور مستقيم و يا از طريق متحدانش عليه جمهوري اسلامي ايران آغاز كرده است. رفتارهايي كه از پرونده سازي گرفته تا تهديد نظامي را در بر مي گيرد. بررسي زنجيره رفتارهاي آمريكا نشان مي دهد كه تهديدات و تحركات صورت گرفته از سوي اين كشور و دوستان غربي و صهيونيست آنها داراي فراز و فرودهايي بوده و به نوعي مي توان چرخش هايي را در آن مشاهده كرد، چرخش هاي رفتاري كه دو ديدگاه در قبال آنها مطرح است. ازيك سو محافل رسانه اي و سياسي غرب آن را تاكتيك آمريكا در بازي ضد ايراني مي نامند و از سوي ديگر بسياري آن را نشانه اي ديگر بر زوال و ناتواني طرح هاي ضد ايراني آمريكا مي دانند. آنها تأكيد دارند كه آمريكا و متحدانش به صورت زنجيره اي رفتارها و طرح هاي ضدايراني خود را آزمايش كرده و به دليل به نتيجه نرسيدن به فضاي ادعاهاي ديپلماسي و لزوم از سرگيري مذاكره و بعضاً كتمان ادعاهاي گذشته روي آورده است. نمونه بارز اين امر را در عقب نشيني «پرز» رئيس رژيم صهيونيستي مي توان مشاهده كرد كه ابتدا ايران را به حمله نظامي تهديد و سپس گفته هاي خود را تكذيب كرد. با توجه به اين شرايط اكنون اين سوال مطرح است كه ريشه هاي واقعي تغييرات رفتاري آمريكا و رژيم صهيونيستي چيست؟ آيا عملكرد آمريكا و متحدانش واقعاً بر گرفته از تاكتيك هاي رفتاري است و يا اينكه بر گرفته از ناكامي و عدم تحقق سناريوها و تاكتيك هاي اجرا شده است و در اصل آمريكا مهره هاي فعال بازي خويش را در برابر ايران از دست داده و رويكرد آن به ديپلماسي برگرفته از اجبار و تنهايي آن در صحنه ضدايراني است؟

1) محورهاي رفتاري

بررسي سياست هاي آمريكا و متحدانش عليه جمهوري اسلامي ايران نشان مي دهد كه آمريكا در كنار پيگيري سياست هاي گذشته سه اصل را در دستور كار قرار داده است. به عبارت ديگر آنها سه پرونده را به طور همزمان تشكيل داده و مهره هاي خود را براي اجراي آن به حركت درآورده اند.

الف) ادعاي تروريسم: اين طرح در دو بخش صورت گرفت. نخست تكرار ادعاهايي از سوي فرماندهان نظامي و برخي مقامات كنگره مبني بر همكاري ايران با گروه هاي خرابكار و به اصطلاح آنها تروريسم در عراق و افغانستان، در حالي كه همچون گذشته سندي در اين زمينه ارائه نكردند. دوم اجراي نمايشنامه هاليوودي ترور سفير عربستان در آمريكا تا به زعم خود فضاي ضدايراني را در اوج خود قرار دهند؛ نمايشنامه اي كه حتي محافل رسانه اي و مردم آمريكا نيز آن را نمايشنامه اي كودكانه و بي اساس عنوان كرده و آن را رسوايي بزرگي براي آمريكا دانسته اند.

ب) حقوق بشر: در پرونده اي ديگر غرب كه كارنامه اي سياه در زمينه حقوق بشر دارد، به جريان سازي و اتهامات حقوق بشري عليه ايران روي آورد كه گزارش ويژه شوراي حقوق بشر درباره ايران بخشي از اين سناريو بود؛ گزارشي كه به اذعان جهانيان بر اساس خواست آمريكا نوشته شده بود و نه بر اساس حقايق حاكم بر ايران.

ج) بازي با مهره آژانس: آمريكا اين بار نيز از مهره سوخته و ناكارآمد خود يعني آژانس بين المللي انرژي اتمي و شخص آمانو مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي براي تحت الشعاع قرار دادن ايران استفاده كرد. آمريكايي ها صراحتاً اعلام كرده اند كه در تهيه گزارش اخير آمانو در قبال ايران به آژانس كمك كرده اند. اين دخالت چنان آشكار بود كه برخي بندهاي گزارش آمانو همان بندهاي گزارش 2007 دستگاه هاي اطلاعاتي آمريكا در قبال فعاليت هاي هسته اي ايران بود كه با ناشي گري كنار هم چيده شده بود.

2) فضاي رفتاري آمريكا

آمريكا در حالي سه پرونده مذكور را در قبال ايران پيگيري مي كرد كه براي رسيدن به مقصود، فضاي رفتاري خود و متحدانش را بر چند محور استوار كرده بود.

محور اول- جوسازي و هجمه تبليغاتي: غربي ها كه سلطه بر محافل رسانه اي و سياسي را از اركان سياست هاي خود دارند تلاش كردند در اولين مرحله از اقدامات ضد ايراني فضايي منفي عليه ايران ايجاد كنند در اين چارچوب مقامات ارشد آمريكايي، اروپايي و صهيونيست ها موجي از تبليغات و مواضع را عليه ايران در سه بعد ادعاهاي هاليوودي، هسته اي و حقوق بشري آغاز كردند، چنانكه اوباما رئيس جمهور آمريكا صراحتاً بر مقابله با ايران و به زعم خويش آنچه تهديد ايراني براي امنيت بين المللي خواند، تأكيد كرد. در بعد ديگر اين سناريو محافل رسانه اي غربي و صهيونيستي نيز با انتشار گزارش ها و مقالات متعدد تلاش كردند تا فضاي منفي همراه با تهديد را عليه ايران به نمايش گذارند. اوج اين تحركات را مي توان در انتشار بخش هايي از گزارش آژانس بين المللي انرژي اتمي در قبال فعاليت هاي هسته اي ايران پيش از انتشار رسمي گزارش آمانو مدير كل آژانس مشاهده كرد. فضاسازي هاي رسانه اي پيش از گزارش آمانو چنان بود كه حتي اعتراض روس ها را به همراه داشت و آنها با صدور بيانيه اي عدم صداقت و وابستگي آژانس به غرب را مورد نكوهش قرار دادند.

محور دوم- فضاي تهديد: همزمان با تبليغات گسترده رسانه اي و جوسازي هاي سياسي، غرب و صهيونيست ها مولفه تهديد با محوريت تحريم و حمله نظامي را پيش گرفتند. اين سناريو تا جايي پيش رفت كه باراك اوباما صراحتاً بر روي ميز بودن گزينه نظامي تأكيد كرد. شيمون پرز رئيس صهيونيست ها نيز از لزوم حمله به ايران سخن گفت. بسياري از ناظران سياسي و نظامي با اشاره به هشدارهاي نهادهاي نظامي و اطلاعاتي درباره هرگونه اقدام نظامي عليه ايران رويكرد به تهديد ايران را برگرفته از دو سناريو دانسته اند. نخست آنكه غرب با سياست تهديد و حمله نظامي بر آن بوده تا به زعم خود ايران را در حالت ضعف پاي ميز مذاكره آورد. دوم آنكه با ادعاي جلوگيري از جنگ جديد، جهان را به اعمال تحريم هاي بيشتر عليه ايران تحريك كند.

محور سوم- يار گيري در صحنه بين الملل: كارنامه آمريكايي ها نشان مي دهد كه آنها هرگز توان اقدام يك جانبه را نداشته و همواره برآنند تا به اصطلاح جبهه واحد جهاني را براي رسيدن به خواسته هاي خود ايجاد كنند و يا حداقل چنان وانمود كنند كه اقدامات آنها با همراهي و حمايت جهاني همراه است تا در لواي آن به توجيه اقدامات خصمانه خود عليه ديگر كشورها بپردازند. در دور جديد تحركات ضدايراني آمريكا نيز اين سناريو در چند بعد اجرا شده است.

- تحريك كشورهاي غربي به اتخاذ مواضع همسو با اهداف آمريكا عليه ايران چنانكه سران فرانسه، آلمان و انگليس نيز همگام با آمريكا با ادعاي تهديد بودن ايران بر لزوم تشديد تحريم و تهديدات عليه ايران تأكيد كردند.

- به بازي گرفتن كشورهاي عربي به صورت انفرادي نظير مواضعي كه عربستان عليه ايران داشته و يا در قالب شوراي همكاري خليج فارس و اتحاديه عرب كه با ادعاهاي واهي بي اساس و نخ نما شده عليه ايران صورت گرفت.

- صهيونيست ها نيز در اين يارگيري در كنار آمريكا و اروپا هستند كه بيشتر نقش تهديدكننده را ايفا كرده اند تا آمريكا بتواند با ادعاي ورود منطقه به جنگ جديد تحريك افكار عمومي عليه ايران را شدت بخشد.

- از مهم ترين محورهاي يارگيري آمريكا را در سفر دوره اي اوباما رئيس جمهور و هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا به شرق آسيا و اقيانوس آرام مي توان مشاهده كرد. اوباما در حاشيه نشست «آپك» پس از ديدار با سران چين و روسيه مدعي جلب رضايت آنها براي اعمال فشار بر تهران شد. آمريكا براي آنكه بتواند سناريوي جلب رضايت آنها را اجرايي سازد، حربه چماق و هويج را در برابر آنها در پيش گرفت. با فرافكني و همگرايي با كشورهاي همسايه چين در قبال مالكيت درياي چين، موازنه چماق را در قبال پكن اجرا كرد و در قبال روسيه نيز با ابزار خشنودي از پيوستن روسيه به سازمان تجارت جهاني گزينه هويج را پيگيري كرد. البته مواضع چين و روسيه در حمايت از ايران نشان داد كه اين ترفند نيز راه به جايي نبرده است.

- لازم به ذكر است آمريكا در سناريوي يارگيري سياست به انزوا كشاندن ايران را با رويكرد به تشديد و فشارها بر جبهه مقاومت در پيش گرفت كه تحركات اتحاديه عرب عليه سوريه، افزايش فشارها بر حزب الله لبنان، حملات صهيونيست ها به غزه در كنار بحران سازي در روابط ايران و همسايگانش در اين چارچوب بوده است.

3) اهداف تحركات آمريكا

بررسي كارنامه آمريكا در هفته هاي اخير نشان مي دهد كه اين كشور با رويكرد به تشديد فضاي منفي عليه ايران به دنبال اجراي اهداف قديمي و جديدي بوده كه بيشتر برگرفته از ناكامي هاي اخير داخلي و جهاني اين كشور است.

- تكرار سناريوي خدشه دار ساختن وحدت ملي و اقتدار ايران

- انحراف ايران از تحولات منطقه و باج گيري از آن در مسير منافع غرب

- خدمت به صهيونيست ها براي خروج آنها از انزواي دروني و خارجي و نيز اجراي طرح ايجاد چتر امنيتي براي اين رژيم در قالب تقويت نظامي آن و افزايش نظامي گري آمريكا در منطقه

- مصادره بيداري اسلامي در سايه انحراف افكار عمومي به حاشيه ها نظير فضاسازي عليه ايران

- سرپوش نهادن بر بحران داخلي اروپا و آمريكا و قيام مردمي در برابر نظام سرمايه داري

- فشار بر مقاومت براي نجات صهيونيست ها و اعراب سازشكار

- تحقير چين و روسيه و باج گيري از آنها

4) دگرگوني در ساختار رفتاري

هر چند كه آمريكايي ها سناريوهاي متعددي را در قبال ايران در هفته هاي اخير اجرا كرده اند، اما روند تحولات نشانگر دگرگوني در رفتارهاي آنها و چرخش بيشتر به سمت ديپلماسي و مذاكره است. با اين وجود واژه «تحريم بيشتر» همچنان محور اين تحركات را تشكيل مي دهد.

اين رويكرد را در مواضع هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه آمريكا در هاوايي مي توان مشاهده كرد كه ضمن كاهش فضاي تهديد خواستار رويكرد ايران به مذاكره با آژانس و رويكرد جهاني به تحقق اين امر شد. در عقب نشيني آشكار ديگر پرز رئيس صهيونيست ها سخنان خود مبني بر حمله نظامي به ايران را انكار كرد و نتانياهو و باراك نخست وزير و وزير جنگ صهيونيست ها نيز بر گزينه تحريم بيشتر تأكيد كردند. «پانتا» وزير دفاع آمريكا و برخي محافل رسانه اي آمريكا مانند واشنگتن پست، نيويورك تايمز و ... نيز ضمن اذعان به كوبنده بودن پاسخ ايران به تهديدات، بر گزينه ديپلماسي و بعضاً تحريم تأكيد كردند.

به رغم آنكه محافل رسانه اي و سياسي غربي برآنند تا اين چرخش را برگرفته از تاكتيك جديد آمريكا براي افزايش فشار بر ايران عنوان كنند و چنان وانمود سازند كه آمريكا همچنان دست برتر را در قبال ايران دارد، اما بررسي روند تحولات حقايق ديگري را در باب اين عقب نشيني آشكار مي كند.

- برخلاف نظر غربي ها تحركات و تهديدات جديد نيز در برابر اراده و وحدت ملي مردم ايران و نظام اسلامي با ناكامي همراه شد، به گونه اي كه همچون گذشته جهانيان اذعان كردند ايران با وحدت سراسري به هر تهديدي پاسخ خواهد داد و حاضر به عقب نشيني از حقوق خود نمي باشد.

- افكار عمومي جهان در هيچ كدام از سه پرونده سناريوي هاليوودي ترور سفير عربستان، حقوق بشر و هسته اي در كنار غرب قرار نگرفت، چنانكه جهانيان آنها را سناريوهاي شكست خورده اي دانستند كه صرفاً برگرفته از تخيلات نظام سلطه است.

- در صحنه يارگيري نيز آمريكا نتوانست جز صهيونيست ها و چند كشور اروپايي، ديگران را در كنار خود قرار دهد. گواه اين امر را در به نتيجه نرسيدن نشست اخير اتحاديه اروپا درباره افزايش تحريم ها عليه ايران، تأكيد «وستروله» وزير امور خارجه آلمان مبني بر عدم حضور كشورش در هر نشستي كه براي حمله نظامي به ايران باشد، مواضع «ژوپه» وزير خارجه فرانسه بر لزوم مذاكره البته با چاشني تحريم بيشتر، اعلام آمادگي خانم «كاترين اشتون» مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا مبني بر از سرگيري مذاكرات ايران و گروه 1+5 و... مي توان ديد. در قبال چين و روسيه نيز اين دو كشور به رغم ادعاهاي اوباما در حاشيه نشست آپك بار ديگر مخالفت خود را با تحريم و اعمال فشار بر ايران اعلام كردند. سناريوي فشار بر مقاومت نيز چندان نتيجه، بخش نبود، چنانكه توطئه اتحاديه عرب براي تحريم سوريه با رويكرد مردم سوريه و ساير ملت ها و دولت ها به حمايت از اسد و مقاومت به رسوايي براي اتحاديه عرب و آمريكا مبدل شد.

- نكته مهم آنكه ساختار نظام بين الملل به گونه اي است كه آمريكا توان اجراي سياست هاي خود عليه ايران را ندارد. از يك سو اروپا و آمريكا با بحران شديد اقتصادي و اعتراض هاي مردمي همراه هستند، در حالي كه جهانيان اذعان دارند تحريم كشورهاي بزرگ همچون ايران به تشديد اين بحران ها منجر مي شود. از سوي ديگر موقعيت و جايگاه منطقه اي ايران به گونه اي است كه غرب توان ناديده گرفتن نقش آن را ندارد، چنانكه «برژينسكي»، مشاور سابق جيمي كارتر در گفت وگويي با شبكه خبري با (MSNBC) تأكيد بر نياز آمريكا به ايران براي امنيت منطقه، خواستار تمركز آمريكا بر ايجاد روابط ديپلماتيك با ايران شد.

كلام آخر

در جمع بندي كلي از فراز و فرودهاي مواضع و تحركات آمريكا در قبال جمهوري اسلامي ايران مي توان گفت، هر چند واشنگتن براي رسيدن به مقاصد ضدايراني خود به هر ابزاري چنگ زده و خواهد زد، اما در شرايط كنوني، رفتارهاي چندگانه اين كشور بيش از آنكه برگرفته از استراتژي منسجم و زنجيره اي باشد برگرفته از تاكتيك ها بر اساس شيوه آزمون و خطا است. آمريكا با مجموعه اي از مهره ها در برابر ايران قرار گرفته كه به دليل شكست آنها وادار به تغيير تاكتيك شده است. براين اساس رويكرد آمريكا از موضع تهديد و جنگ به موضع ديپلماسي و مذاكره نه برگرفته از قدرت بلكه ادامه ناتواني اين كشور در برابر اراده ملت بزرگ ايران و نظام اسلامي در تحقق حقوق شان است كه موجب شده سران آمريكا ضمن عقب نشيني از تهديدات نظامي، صهيونيست ها را نيز از اين گزينه منع كنند. البته بايد در نظر داشت كه اين عقب نشيني به منزله پايان تهديدات آمريكا و صهيونيست ها عليه جمهوري اسلامي ايران نخواهد بود و مسلماً آنها به دنبال حربه هاي جديد براي فتنه انگيزي در داخل ايران و عليه جايگاه جهاني ايران خواهند بود؛ توطئه هايي كه همچون گذشته وحدت ملي در چارچوب بصيرت و دورانديشي راه مقابله با اين توطئه ها خواهد بود.