انقلاب اسلامي | موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

                                                                                                         



جایگاه اجتماعی زنان در نظرگاه‌ شهید مطهری

دین مبین اسلام به دلیل جامعیت خود در بعد فردی و اجتماعی برای انسان‌ها اعم از زن و مرد، تکلیف و وظایفی را در راستای رسیدن به نظام احسن خلقت در تحت لوای قرآن و سیره بیان نموده و نظام حقوقی‌ را برای دستیابی به قله‌های کمال انسانی مبتنی بر وحی تنظیم و اعلام کرده است. از جمله اندیشمندانی که به تبیین این مهم اهتمام داشته‌اند، استاد شهید مطهری است که به اقتضای عصر حاضر در بیان و بازشناسی مسائل اسلامی و به اقتضای جامعه اسلامی - ایرانی، موضوعاتی را ازجمله مسئله «زنان» مدنظر قرار داده است که در این نوشتار به آن می پردازیم؛


استاد مطهری و لزوم نگاه نظام‌مند به مسئله زنان:
به جهت اهمیت ویژگی استاد مطهری در بازشناسی مسائل و ضرورت پاسخگویی به آن و از طرفی به دلیل اهمیت و ارزش جایگاه خانواده در لابه‌لای مسائل مرتبط با زنان، او از این زاویه بایسته‌های نظام اسلام را پیرامون بحث مورد نظر آغاز می‌کند. ایشان از جمله عوامل حاشیه‌ای را که موجب می‌شود این بی‌توجهی را در مسیر حرکت در جاده پیموده شده امروز غربیان قرار دهد، این‌گونه نام می‌برد؛ 1ـ مطامع سرمایه‌داران برای سود بیشتر و استفاده از کارگران ارزان و بهره‌کشی از آن 2ـ القای استقلال اقتصادی و آزادی زنان بر محور این شعار 3ـ انقلاب صنعتی که شعار آزادی زن نیز از عوارض آن بود 4ـ تکامل ماشینیسم 5ـ مصرف‌گرایی انسان‌ها در نتیجه نیرنگ و فریب صاحبان سرمایه‌ برای سود بیشتر 6ـ استفاده ابزاری از زن در راستای تبلیغات با بهره‌گیری از زیبایی جسمی آنان. نتیجه این آغاز اهدای آزادی به زنان در نگاه استاد مطهری، بدبختی‌های مدرن زنان است که در اصل تفاوتی از جهت ماهیت با بدبختی‌های قدیم و سنتی او ندارد.
امروزه اندیشمندان در غرب نیز این باور و عملکرد فمینیست‌ها را جز خیانت یا اشتباه، دروغ، جنگ علیه خانواده، جنگ علیه پسران یا بیراهه و گمراهه نمی‌دانند و با استاد مطهری همراهی می‌کنند و فریاد بر می‌آورند که این نسخه غلط و ناشیانه که پیشتازان احقاق حقوق برای آنان تجویز کردند تا چه میزان مرگبار بوده است. زاویه و رویکردی متفاوت از غرب را استاد مطهری مدنظر دارد. «نظام حقوق و تکالیف خانوادگی» مرکز ثقل بحث‌های اوست که کلیه مباحث حول این محور چرخش خود را با الهام از مکتب نجات‌بخش اسلام تداوم می‌بخشد. در واقع رهیافت‌های استاد مطهری در بحث زنان از نقطه آغاز متفاوت از طرح بحث‌های مشابه و چگونگی مواجهه و طرح آن نیز متفاوت می‌باشد و مدد گرفتن و عنایت به نظامی که در آن نظام تعاملات و عملکردها بر اساس دو محور 1ـ تکلیف یا مسئولیت 2ـ حقوق بنا شده است مد نظر استاد مطهری می‌باشد، بسیار متفاوت از مسیر و طریقی است که در آن صرفاً تساوی و آزادی مبنا و هدف قرار گرفته است. در نگاه ایشان نظام خانوادگی در اسلام متفاوت از سایر نظام‌هاست. پس 1ـ‌ توجه به چگونگی فرایند یک نظام برای تعیین ارزش و موقعیت هر عضوی و هر واحدی در آن 2ـ توجه به کتاب آفرینش و تفاوت‌ها و اصالت‌ این تفاوت‌ها جهت تعیین مسئولیت و حقوق 3ـ عدم پندار غلط تساوی و آزادی به عنوان محور اصلی بحث 4ـ تبیین جایگاه و ارزش واقعی و حقیقی مبتنی بر قرآن و طبیعت زن (کتاب حکومتی و تدوینی) مدنظر استاد بوده است که برای دستیابی به این مهم ایشان می‌فرمایند: «اینکه ما مدعی هستیم مسئله «نظام حقوقی زن در خانواده و اجتماع» از مسائلی است که مجدداً باید مورد ارزیابی قرار گیرد و به ارزیابی‌های گذشته بسنده نشود به این معنی است که اولاً طبیعت را راهنمای خود قرار دهیم. ثانیاً از مجموع تجربیات تلخ و شیرین حداکثر بهره‌برداری را نماییم و تنها در این وقت است که نهضت حقوق زن به معنی واقعی تحقق می‌یابد.» (استاد شهید مرتضی مطهری، «نظام حقوق زن در اسلام»، ص 23)
پذیرش این حقیقت که منشأ و مبنای تدوین حقوق متقابل افراد صرفاً نه طبیعت انسان‌هاست و نه قراردادها بلکه این دو مبنا با هم و در کنار هم می‌تواند اصل قرار گیرند. اما انسان‌ها از جهت حقوق طبیعی اولیه اجتماعی به طور کلی وضع مساوی و مشابهی دارند ولی از لحاظ حقوق اکتسابی ممکن است در وضع نامساوی قرار گیرند و این امر بستگی به عوامل مختلفی از جمله تلاش، استعداد، امکانات، شرایط متفاوت محیط رشد، کمال، لیاقت و... دارد.
نتیجه اینکه حقوق افراد خانواده اعم از زن، شوهر و فرزندان به دلیل اینکه حقوق طبیعی آنها متفاوت است حقوق متفاوتی را براساس مسئولیت مدنظر دارند. در ادامه اصول مختلفی که برای ترسیم در اندیشه‌های استاد مطهری در این نظام مدنظر قرار می گیرد، آورده شده است؛

1ـ تلازم حق و تکلیف:
در نگاه استاد مطهری جهت تدوین نظام حقوقی در اسلام لازم است با اولویت به این اصل توجه شود. انسان‌ها عقل و اراده دارند و با نیروی تکلیف و تحمل و اراده باید مسیر حرکت خود را تنظیم کنند یعنی تا مسئولیت خود را انجام ندهند نمی‌توانند از حق خدادادی خود استفاده کنند. و این مرحله، مرحله غریزه است مانند حیوانات و تکلیفی در کار نیست، حق هم ثابت و مسلم است اما در مرحله تکلیف به دلیل تحمل و اراده، انجام تکلیف مقدم بر حق است وتکلیف و حق از یکدیگر جدا نیست. حتماً اگر کسی حقی دارد تکلیفی همراه آن حق دارد. پس برای بررسی وضعیت زنان صرفاً از حقوق سخن راندن منهای مشخص شدن تکلیف و مسئولیت انسانی و مبنای اولیه حقوق در اسلام صحیح نیست.

2- مقام انسانی زن از نظر قرآن:
از نظر قرآن بین زنان و مردان طی مسیر تکامل انسانی وهویت انسانی، رشد استعدادها، طلب علم و منزلت‌های اکتسابی و بسیاری از اموری که لازمه تعالی و رشد فرد و اجتماع است هیچ‌ گونه تفاوتی وجود ندارد و صرفاً هویت انسانی، زن و مرد نمی‌ شناسد. استاد مطهری می‌فرمایند:
«اگر بخواهیم ببینیم نظر قرآن درباره خلقت زن و مرد چیست لازم است به مسئله سرشت زن و مرد توجه کنیم. قرآن در این مورد سکوت نکرده است و با کمال صراحت در آیات متعددی می‌فرماید که زنان را از جنس مردان و از سرشتی نظیر سرشت مردان آفریده‌ایم... در اسلام نظریه تحقیرآمیزی نسبت به زن از لحاظ سرشت و طینت وجود ندارد... قرآن در آیات فراوانی تصریح کرده است که پاداش اخروی و قرب الهی به جنسیت مربوط نیست، به ایمان و عمل مربوط است خواه از طرف زن باشد و یا از طرف مرد، قرآن در کنار هر مرد بزرگ و قدیسی از یک زن بزرگ و قدیسه یاد می‌کند...» (استاد مرتضی مطهری، «نظام حقوق زن در اسلام»، ص 116-120)

3- وابستگی آزادی اجتماعی به آزادی معنوی:
معنی آزادی که یکی از لوازمات حیات و تکامل است به عوامل مختلفی بستگی دارد. موجودات زنده برای رشد و تکامل به سه چیز احتیاج دارند؛ 1ـ تربیت 2ـ امنیت 3ـ آزادی. آزادی انواع مختلفی دارد؛ آزادی فردی و اجتماعی، آزادی عقیده و فکر، آزادی معنوی و... اما تفاوت اصلی که میان مکتب انبیاء (ص) و مکتب‌های بشری هست در این است که پیامبران آمده‌اند علاوه بر آزادی اجتماعی، به بشر آزادی معنوی بدهند و این آزادی است که جهت رشد و تکامل ارزش دارد و مقدس است و آزادی اجتماعی بدون آن میسر و عملی نیست.
استاد مطهری مشکل بسیاری از جوامع را عدم توجه به آزادی معنوی می‌داند و می‌فرماید: «درد امروز جامعه بشری‌این است که بشر امروز می‌خواهد آزادی اجتماعی را تأمین کند ولی به دنبال آزادی معنوی نمی‌رود یعنی نمی‌تواند، قدرتش را ندارد. چون آزادی معنوی را جز از طریق نبوت، انبیاء (ص)، دین، ایمان و کتاب‌های آسمانی نمی‌توان تأمین کرد.»
ایشان در بیان وابستگی آزادی اجتماعی به آزادی معنوی اعم از اجتماعات بشری و اجتماع خانوادگی می‌گوید:
«اما بشر امروز به نام جهان آزاد و دفاع از صلح و آزادی، تمام سلب آزادی‌ها، سلب حقوق‌ها، بندگی‌ها و بردگی‌ها را دارد. چرا؟ چون آزادی معنوی ندارد، چون در ناحیه روح خودش آزاد نیست، چون تقوا ندارد.» (استاد مرتضی مطهری، «آزادی معنوی»، ص 15-20)

4- تفاوت‌های زن و مرد و تأثیر آن در پذیرش نقش‌های متفاوت:
استاد مطهری می‌فرمایند: «در قرن بیستم و در پرتو پیشرفت‌های حیرت‌انگیز علوم، تفاوت‌های زن و مرد بیشتر روشن و مشهود شده است. جعل و افترا نیست، حقایق علمی و تجربی است اما این تفاوت‌ها به هیچ وجه به اینکه مرد یا زن جنس برتر است و دیگری جنس پایین‌تر و پست‌تر و ناقص‌تر‌ مربوط نیست... قانون خلقت این تفاوت‌ها را برای این به وجود آورده است که پیوند خانوادگی زن و مرد را محکم‌تر کند و شالوده وحدت آنها را بهتر بریزد. قانون خلقت این تفاوت‌ها را به این منظور ایجاد کرده است که به دست خود، حقوق و وظایف خانوادگی را میان زن و مرد تقسیم کند. (استاد مرتضی مطهری، «نظام حقوق زن در اسلام»، ص 157-172)
به طور کلی تفاوت‌ها از لحاظ جسمی، روانی و احساسات، لازمه تکامل دو جنس زن و مرد و مکملیت و جاری شدن اصل مودت و رحمت در زندگی مشترک است و نه موجب تبعیض و ظلم به یک جنس نسبت به جنس دیگر؛ «حقیقت انسان به روح است و روح نیز موجودی مجرد است و تذکیر و تأنیث را در مجردات راهی نیست. بنابراین تمام تفاوت‌های زن و مرد به جسم باز می‌گردد و جسم نیز فقط ابزاری است برای روح... گوهر هستی شیء است و این گوهر، نه مذکر است نه مؤنث.» (همان، ص 72)

5- نقش زن در تاریخ:
استاد مطهری نقش زنان را در تاریخ به نقش مستقیم و غیر مستقیم، تقسیم می‌کند. نقش زنان در همراهی همسران و تربیت فرزندان و این نقش غیر مستقیم، غیر قابل انکار است در همه مکاتب ودوران‌های تاریخ. اما آنچه از نظر ایشان در بحث مورد نظر اهمیت دارد بررسی چگونگی ایفای نقش مستقیم زنان است؛
1ـ زن «شیء گرانبها» و بدون نقش 2ـ زن «شخص بی‌بها» دارای نقش (مانند غرب که صرفاً بدون ارزش واستفاده ابزاری از زن را ترویج می‌دهد) 3ـ زن «شخص گرانبها» و دارای نقش. ایشان توجه دارند که نظر اسلام قرار دادن زن در مدار خودش است براساس فطرت و طبیعت. پس بنابراین تاریخ مذکر و صرفاً نقش مردان در ساختن تاریخ مردود است. همچنین تاریخ مذکر ـ مؤنث و اختلاط و گردش در مسیر و در مدار تشابه نیز از نظر ایشان مردود شمرده می‌شود و فقط تاریخ مذکر ـ مؤنث اما با ویژگی خاص و واقع‌بینانه مورد قبول است. استاد مطهری می‌فرماید: «نوع سوم تاریخ مذکر ـ مؤنث است که هم به دست مرد ساخته شده است و هم به دست زن، ولی مرد در مدار خودش و زن در مدار خودش. ما وقتی به قرآن مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم تاریخ مذهب و دین آن طور که قرآن کریم تشریح کرده است یک تاریخ مذکر ـ مؤنث است و به تعبیر من یک تاریخ «مذنّث» است یعنی مذکر و مؤنث هر دو نقش دارند. اما نه به صورت اختلاط بلکه به این صورت که مرد در مقام مدار خودش و زن در مقام مدار خودش.»(استاد مرتضی مطهری، «حماسه حسینی»، ص 370-375)

نقش زن در جمهوری اسلامی ایران در اندیشه استاد مطهری:
از منظر استاد مطهری، انقلاب اسلامی ایران دارای ویژگی‌هایی است که از جمله آن «نقش زن در جمهوری اسلامی» است. و ایشان کتاب پیرامون جمهوری اسلامی وپیرامون انقلاب اسلامی را بر این اساس تدوین می‌نماید و می‌فرمایند: «روح این انقلاب را چه از جنبه‌ مادی، چه از جنبه آزادیخواهانه و چه از جنبه‌های دیگر، اسلام تشکیل می‌دهد. در این صورت تداومش هم در آینده باید بر همین مبنا و اساس باشد.» (استاد مطهری، «آینده انقلاب اسلامی»، ص 60-74)
لازم است جهت روشن شدن مفهوم و ویژگی‌های انقلاب اسلامی و نقش زنان در این مورد، براساس اندیشه‌ استاد مطهری، آن را به قبل و بعد از انقلاب و آینده انقلاب تقسیم نماییم. ایشان در این مورد عقیده دارند:
«اتفاقاً یکی از جنبه‌های جالب و حیرت‌انگیز انقلاب اسلامی که می‌دانید، انقلابی است که معیارهای جامعه‌شناسان را در هم ریخته است و معادلات آنها را به هم زده است. (همان، ص 209) چرا ایشان این بیان را صریحاً از دید جامعه‌شناسان بیان می‌کنند؟ به دلیل اینکه انگاره های مختلف قبل از انقلاب در ایران اعم از سنت و مدرنیسم نتوانسته بودند پاسخگوی زن مسلمان ایرانی باشند و دقیقاً به همین دلیل است که استاد مطهری کتابی با عنوان «نظام حقوق زن در اسلام»، «مسئله حجاب»، «اخلاق جنسی» و... را ویژه پاسخگویی در مقابل تهاجمات غرب به اسلام و کیفیت حقوق زن منهای توجه به مسئولیت و تکالیف آن در ابعاد مختلف به رشته تحریر در می‌آورد. زنان با بهره‌گیری از دو بال آگاهی و اراده و موتور محرکه انسان‌ساز اسلام و بهره‌گیری از الگوهایی همچون حضرت زهرای مرضیه (س) و حضرت زینب کبری (س) در همراهی و پیشتیبانی از ارزش‌های انسانی در گرماگرم انقلاب از دید استاد این گونه توصیف می‌شوند؛ (همان منبع، ص 220) در سفری که خود ما رفتیم پاریس، ایشان ـ حضرت امام خمینی ـ با آن تیزهوشی و دوربینی ‌ای که دارند صریحاً و اکیداً گفتند (قبلاً هم گفته بودند) شرکت خانم‌ها در تظاهرات و راهپیمایی‌ها ـ ولو با منع صریح پدران و شوهرانشان مواجه شوند ـ‌ واجب است. پدرها و شوهرها حق ندارند مانع شرکت اینها بشوند.

حضور زنان و دوام جامعه اسلامی:
به دلیل منطق متعادل اسلام در ارتباطات اجتماعی که نه مانع حضور زنان است و نه مانع ‌های دروغینی را که غرب بزرگنمایی می‌کند، مانع واقعی می ‌داند، بلکه تشویق زن جهت حضور اجتماعی مؤثر و ضابطه‌ مند بدون اختلاط و حریم‌ شکنی از نظر استاد مطهری بسیار قابل دفاع است. ایشان فرمودند: «جامعه اسلامی و جمهوری اسلامی بدون شرکت زنان قابل دوام نیست.» استاد مطهری نقل می‌کنند که امام در پاریس فرمودند: «زن‌ها حق رأی دارند و حق رأی گرفتن دارند.» (همان منبع، ص 221-223)
استاد مطهری علی‌رغم اصرار و تأکید بر لزوم حضور اجتماعی زنان براساس اندیشه‌های اسلامی و رهبری انقلاب نکته‌ای را بارها در مطالب و نوشته‌های خود تکرار نموده‌اند و آن کیفیت حضور زنان است به جهت پوشش مناسب و عدم اختلاط. براساس نظرات استاد مطهری، زنان هم در شکل‌گیری و هم در پیروزی، نقش مستقیم و غیر مستقیم داشته‌اند. مانند صدر اسلام که هم زنان در بعد تربیت فرزندان و پرورش آنان و همراهی و شکیبایی حضور همسران در جنگ، یاریگر حضرت رسول (ص) بودند و هم زنانی مانند «نسیبه جرّاح» و عمه حضرت رسول (ص) و... در صحنه‌های جهاد مستقیم نقش داشته‌اند، هم در هجرت به مدینه و حبشه و هم در بیعت‌های مختلف با حضرت هم در همراهی در خانه و راهی کردن همسران و فرزندان. بحق، این ‌گونه الگوهای عینی است که استاد مطهری را جرأت می‌بخشد از منطق متعادل اسلام دفاع کند و ویژگی ذی ‌سهم بودن بانوان در انقلاب و جمهوری اسلامی را یادآور شود و حتی سهم بانوان را عظیم ‌تر از سهم مردان شمرده و بفرمایند: «به نظر می ‌رسد این چنین نقش تاریخی برای زن در جهان بی‌سابقه است... و به‌همین جهت ایجاب می‌کند که تحقیق کنیم چه عواملی موجب گشت که زن بار دیگر ـ علاوه بر صدر اسلام ـ در صحنه تاریخ ظاهر شود و تاریخ را از «مذکر» بودن محض خارج کند و آن را «مؤنث» (مذکر ـ مؤنث) نماید.»(همان منبع، ص 224)

زن در نظام جمهوری اسلامی ایران:
بعد از پیروزی انقلاب علاوه بر اینکه رهبری انقلاب، اندیشمندانی همچون استاد مطهری، مردم و خصوصاً زنان در این اندیشه بودند که اولاً آینده انقلاب چگونه رقم خواهد خورد و ثانیاً نقش اقشار جامعه جهت حفظ و تداوم انقلاب چیست؟ اندیشه پیرامون چگونگی نقش زنان و ضوابط‌ مندی و ساختارسازی این حضور نیز مدنظر صاحب نظران و مسئولین در تدوین قوانین قرار گرفت و بر این اساس در اولین مرحله در پیش‌نویس قانون اساسی و بعداً در قانون اساسی مصوب و در معرض رفراندوم قرار داده شده، بندهایی به مسائل ویژه زنان در بعد فردی، خانوادگی و اجتماعی اختصاصی پیدا کرد و همچنین در مرحله بعد در مرحله ساختارسازی و ایجاد مراکز مختلف در نظام جمهوری اسلامی ایران به این امر همت گماشت و اندیشه‌های آن شهید بزرگوار نیز در تدوین قوانین مبنا قرارداده شد.
بر این اساس مقام معظم رهبری فرمودند: «مبنای نظام فکری جمهوری اسلامی ایران اندیشه‌ های شهید مطهری است.»